English Version
This Site Is Available In English

در مرحله اول آموزش همسفر مهم است

در مرحله اول آموزش همسفر مهم است

همسفر مرجان:
سفر زندگی با تمام پستی و بلندی‌هایش به فصل تابستان رسیده بود، هوا گرم و سوزان بود؛ اما من یخ‌زده و بی‌حرکت در سکوت کامل و همه‌چیز برایم یکنواخت شده بود، متوجه نبودم در اطرافم چه خبر است و چه می‌گذرد، توانایی خیلی از کارها را ازدست‌داده بودم، در افکار پریشانم با خود می‌گفتم چه زود ناتوان شدم و گویی دیگر رمقی برای ادامه زندگی نداشتم، پوچ و توخالی شده بودم پله‌های خانه را که می‌دیدم با خود می‌گفتم خدایا این پله‌ها را چگونه طی کنم!  کمکم کن، چقدر سخت است.

افکار منفی، حس‌های آلوده و مخرب قدرت و توانایی من را ربوده بود، بر روی فکر و اندیشه‌ام پرده‌ای کشیده شده بود؛ حتی قدرت فکر کردن و تصمیم گرفتن را نداشتم و دیگر نه چیزی را می‌دیدم و نه چیزی می‌شنیدم و هر کس مرا می‌دید از رنگ رخسار من متوجه می‌شد درونم غوغایی به پا است.

تا اینکه دری از درب‌های بهشت در این حیات زمینی به روی من و مسافرم گشوده شد. خداوند باز هم مثل همیشه به ما لطف کرد، اصلاً متوجه نشدیم چه اتفاقی افتاد و چه زود من و مسافرم سفر عشق را شروع کردیم انگار همه‌چیز از قبل برنامه‌ریزی‌ شده بود، نجوایی در گوشمان زمزمه می‌کرد که حرکت کنید راه نمایان شده است. سفر خود را شروع کردیم قدم در مسیری روشن و سبز گذاشتیم که ما را به بلندای حقیقت می‌رساند.

من نقش همسفر را پیدا کردم و بال پروازی برای مسافرم شدم و چقدر سفر خوب و دلنشین می‌شود وقتی که فرد هم‌فاز خودت در کنارت باشد، شاید تا قبل از ورود به کنگره ما زبان و صحبت‌های یکدیگر را نمی‌فهمیدیم، یکدیگر را درک نمی‌کردیم و شاید اصلاً یکدیگر را نمی‌دیدیم.

آموزش‌های کنگره خیلی از مسائل را برای من روشن کرد، آنجا که با نوشتن سی‌دی «قضاوت استاد امین» و سی‌دی «ساختار درون» پی‌بردم عامل اصلی حال بدی که دارم، خودم هستم و همه‌چیز از درون من شروع می‌شود؛ اگر من صفت و ویژگی خاصی نداشته باشم محال است آن را در دیگران حس کنم.

آقای مهندس به من یاد دادند که باید افکار پوچ و بیهوده را از خودم دور کنم تا ذهنم آرام شود که بتوانم خوب فکر کنم و نقش همسفر را درست اجرا کنم. طبق وادی یازدهم من باید به دانش و علم خودم اضافه کنم که بتوانم چشمه درونی‌ام را سیراب و قدرتمند کنم و مثل رودی خروشان از موانع و سختی‌ها نترسم، آنها را مکمل خود بدانم تا بتوانم پله‌های ترقی را بالا بروم و به‌عنوان یک مادر، همسر و حتی فردی در جامعه به دیگرانی که در مسیر زندگی من قرار می‌گیرند کمک کنم.

وادی چهاردهم، وادی عشق و محبت به من آموخت که عشق؛ یعنی دوست داشتن عام، دوست داشتن تمام هستی، گذشتن از آنچه که داری؛ اما نه برای بازپس‌گرفتن. عشق؛ یعنی خدمت کردن، زندگی سالم، هر لحظه به‌خاطر کوچک‌ترین داشته‌هایت خدا را هزاران‌هزار بار شکر گفتن.

هفته همسفر را به خانم آنی بزرگ اولین همسفر کنگره۶۰ که وجود ایشان و قدم‌هایشان نعمتی ارزنده شد برای ما همسفران و همچنین به‌تمامی همسفران صبور و با استقامت کنگره۶۰ تبریک عرض می‌کنم. 

همسفر کبری:
قبل از این‌که به کنگره۶۰ بیایم فکر می‌کردم که همسفر فقط برای مواقعی است که ما به مسافرت می‌رویم و همراهان ما همسفران ما هستند، وقتی که با کمک خداوند از طریق یکی از دوستانم وارد کنگره شدم، متوجه شدم که من همسفر نامیده می‌شوم و وقتی که نوشتار خوانده می‌شد و در نوشتار قرائت می‌شد «همسفر از بندی که آزاد گشته‌ای تو را سرمست نگرداند و برای اینکه بدانی سفر دوم به‌مراتب هم سخت و هم سهل است». می‌شنیدم که می‌گویند: «همسفران در آن مکان لامکان تو را یاری خواهند داد». خیلی خوشحال می‌شدم به مکانی آمده‌ام که افرادی هستند به کمک من آمده، با من هم‌درد و همراه هستند در بین این همسفران اشخاصی به نام راهنما بودند که مربی و رب من شدند، از راهنمایی‌هایشان سرپیچی نمی‌کنم، کمک‌هایشان را به کار می‌گیرم، درس و مشق‌هایی که از روی عشق به من می‌دهند را انجام می‌دهم، بهترین حال ممکن را دارم، من با داشتن چنین همسفرانی احساس راحتی و آرامش می‌کنم که با آمدن به کنگره کم‌کم متوجه شدم که باید در جای خود بنشینم، نقش خودم را انجام بدهم؛ باید اعضاء خانواده و اطرافیان را دوست داشته باشم، از آگاهی‌هایی که در کنگره۶۰ یادگرفته‌ام در بهتر شدن روابط خودم استفاده کنم و در کار اطرافیان دخالت کنم.

وقتی این صحبت آقای مهندس که فرمودند: «همسفر یکی از بال‌های پرواز مسافر است». متوجه شدم همسفر نقش مهمی در سفر مسافر دارد. از وقتی که به‌عنوان همسفر در کنگره۶۰ صندلی دارم و در آنجا انرژی و آموزش می‌گیرم و دیگر سرگردان نیستم، خدا را شاکرم که آقای مهندس من را هم که مسافرم به کنگره نمی‌آید به‌عنوان عضوی در کنگره پذیرفته‌اند و مدیون آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم.

همسفر فاطمه:
با نگاهی به گذشته و قبل از ورود به کنگره تازه متوجه می‌شوم که من تاریکی‌های زیادی داشتم و خیلی از چیزها را نمی‌دانستم. به بهانه اعتیاد مسافرم وارد کنگره شدم؛ اما به واسطه نقش همسفری که به من دادند بسیار آموزش و دریافت‌ها داشتم، آموزش‌هایی می‌بینم که در هیچ کجا وجود ندارد و این آموزش‌ها علاوه بر اینکه به من درس زندگی می‌دهد من را به خودم نیز می‌شناساند.

سی‌دی «حرمت» یکی از سی‌دی‌هایی بود که به من خیلی کمک کرد، آقای مهندس در این سی‌دی فرمودند: «حرمت از حریم می‌آید؛ همان‌طور که کنار رودخانه جزء حریم رودخانه است و نباید در حریم رودخانه ساخت‌وساز کرد؛ چون خطرناک است؛ همان‌طور هم باید حرمت و حریم شخصی افراد را نگه داریم». فهمیدم نباید تلفن همراه مسافر و فرزندانم را چک کنم و به حریم شخصی آن‌ها وارد نشوم.

من قبلاً اگر به مکانی قصد واردشدن را داشتم فقط در می‌زدم و سپس وارد می‌شدم؛ اما تازه یاد گرفته‌ام که بعد از در زدن باید منتظر اجازه ورود باشم، با این کارم به‌طرف مقابلم احترام گذاشته‌ام و وقتی کسی صحبت می‌کند نباید وسط صحبتشان بگویم شکر میان کلامتان و باید صبر کنم صحبت‌هایشان که تمام شد بعد من صحبتم را آغاز کنم.

در جایی دیگر یاد گرفتم دروغ گفتن مادر فسادها است، دروغ‌های کوچک کم‌کم تبدیل به دروغ‌هایی بزرگ‌تر می‌شود و در سیستم ایکس انسان مشکل به وجود می‌آورد، یاد گرفتم؛ اگر از شخصی ناراحت یا دلخور شدم مستقیم به خود شخص بگویم نه اینکه به اطرافیان بگویم؛ زیرا ممکن است او از حرف یا کارش قصد و غرضی نداشته باشد.

در کنار همه این آموزش‌های زیبا و کاربردی نقش همسفری خودم را بهتر پیدا کردم. همان‌طور که آقای مهندس در سی‌دی «احساس همسفر» می‌فرمایند: «همسفر باید اول خودش در کنگره آموزش ببیند تا بعد بتواند همسفر خوبی باشد و به مسافرش کمک کند». آموزش‌های کنگره۶۰ به من همسفر می‌آموزد که نقش من در درمان اعتیاد نقش بازرس و مراقب نیست که لحظه‌به‌لحظه بخواهم مسافرم را زیر نظر بگیرم، نقش همسفر نقشی همراه، پشتیبان و حمایت‌کننده است.

گاهی اوقات پیش می‌آید که در طول سفر مسافر ناامید شود؛ اما اگر همسفر آگاهی‌ لازم را داشته باشد بسیار زیبا می‌تواند در کنار مسافر نقش مکمل را بازی کند، به مسافر امیدواری بدهد و به او کمک کند. حال خوب و آرامش امروزم را مدیون آموزش‌های کنگره هستم و از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان کمال تقدیر و تشکر را دارم که این راه پر برکت را برای من رهجو روشن کردند تا از تاریکی به روشنایی برسم و زندگی را با تمام پستی و بلندی‌هایش قبول کنم. این هفته را به همه همسفران کنگره۶۰ تبریک عرض می‌کنم.

رابط خبری: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر اسماء (لژیون اول) و همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر آرزو نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سیرجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .