من بهعنوان یک همسفر، زمانی وارد کنگره۶۰ شدم که تمام وجودم پر از نگرانی و دلهره بود. فکر میکردم اگر بیشتر حواسم به مسافرم باشد، اگر دائم پیگیر باشم و اگر لحظهای رهایشنکنم، دارم درست همسفری میکنم. باور داشتم که کنترل من، کلید موفقیت اوست. آموزشها را میشنیدم؛ اما آن زمان هنوز به درکِ عمیق و فهم واقعی نرسیده بودم.
سیدی همسفر به من یاد داد که همسفر بودن به معنی کنترل کردن و به عهده گرفتن مسئولیت تمام کارهای مسافر نیست. هر انسانی مسیر خودش را دارد و درمان، با زمان و آموزش شکل میگیرد، نه با ترس، نگرانی و عجله من. یاد گرفتم نگرانیهای مداوم من؛ حتی با نیت محبت، آرامش را از فضای خانواده میگیرد و گاهی باعث فاصلهها و دلخوریها میشود.
یکی از نکات مهمی که از این سیدی دریافت کردم، تفاوت محبت آگاهانه و محبت احساسی بود. محبت احساسی اغلب از ترس و دلسوزی میآید و گاهی تخریب ایجاد میکند؛ اما محبت آگاهانه بر پایه شناخت و آموزش است و میتواند همراهی سالم و مؤثر باشد. این آموزش نگاه من را نسبت به نقشهمسفر تغییر داد و فهمیدم گاهی بهترین کمک، کنار ایستادن و احترام به مسیر است، نه دخالت یا فشار آوردن.
من مسافرم را از دست دادم! فرزندم بود؛ اما امروز، بدون حسرت و بدون اگر و ایکاش میگویم که آموزشهای همسفر، حتی بعد از سختترین فقدانها هم معنا دارد. سیدی همسفر به من یاد داد مسئول حال خوب خودم باشم و بدانم حتی در شرایطی که خارج از کنترل من است، میتوانم آگاهانه زندگی کنم و چراغی برای خودم و دیگران باشم.
یکی دیگر از دریافتهای مهم من مفهوم صبر و احترام به زمان بود. صبر؛ یعنی اعتماد به مسیر، یعنی نخواستن نتیجه فوری، یعنی آرام ماندن در فراز و نشیبها. وقتی من توانستم صبور باشم و عجله و کنترل را کنار بگذارم، آرامش و قدرت بیشتری پیدا کردم. این نگاه، همسفر را از فرسودگی نجات میدهد و به او توان ادامه مسیر میدهد؛ حتی وقتی شرایط سخت است.
سیدی همسفر به من نشان داد که تغییر از درون شروع میشود. اگر من بتوانم روی افکار، رفتار و احساسات خودم کار کنم، بدون دخالت، بدون فشار و بدون انتظار، محیط زندگی و مسیر درمان هم تغییر خواهد کرد. آرامش من، تأثیر مستقیم روی آرامش خانواده دارد.
پیامی که از این سیدی گرفتم و میخواهم با همه همسفران به اشتراک بگذارم این است: آموزشها را همان زمانی که همهچیز در جریان است، جدی بگیریم. آگاهی قبل از حادثه معنا پیدا میکند، نه بعد از آن.
آموزش همسفر؛ یعنی یاد گرفتن اینکه چگونه با زندگی، با رنجها و با مسیر درمان آگاهانه روبهرو شویم، نه اینکه همیشه منتظر تغییر دیگران باشیم.
امروز قدردان سیدی همسفر هستم؛ چون به من یاد داد چگونه از دل رنج، فهم و رشد بسازم، چگونه مسئول حال خودم باشم و چگونه با آرامش و آگاهی، مسیر زندگی و مسیر درمان خانواده را همراهی کنم ودر اینجا شکرگزار خداوند، آقای مهندس دژاکام هستم. از راهنمایان عزیزم خانم فریده و خانم خندان که من را در این مسیر با محبت و با آموزشها و صبری که این دو عزیز مرا در موقعیتهای زندگی تنها نگذاشتهاند، بسیار تا بسیار سپاسگزارم و این هفته را به همسفر اول کنگره۶۰ خانم آنی بزرگ، دخترانشان، دو راهنمای مهربان و صبور خودم و تمامی همسفران تبریک میگویم و برایشان حال خوش و سلامتی خواستارم.
منبع: سیدی همسفر
نویسنده: همسفر فاطمه س. رهجوی راهنما همسفر خندان (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر سمیه ن. رهجوی راهنما همسفر خندان (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر خندان (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
55