یازدهمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی هاتف با نگهبانی همسفر امید و استادی همسفر محمد و دبیری همسفر حسن با دستور جلسه"هفته همسفر: نقش همسفران خانم و آقا، در درمان اعتیاد مسافران" روز یکشنبه 7 دی ماه 1404 ساعت 17:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز در این جلسه و بین دوستان عزیز حضور دارم و این هفته را به تمامی همسفران کنگره ۶۰ تبریک میگویم، اگر بخواهم از حس و حال همسفر بگویم، من مسافرم برادرم بود و در زمان مصرفش من نمیدانستم که ایشان اعتیاد دارند ولی کم کم حرکات و رفتار و چهره اش تغییر می کرد و داشت خودش را نابود میکرد و دیدن این شرایط کار سختی است و چون برادرش بودم، خانمش به من زنگ میزد و ابراز نگرانی می کرد و میگفت برادرت در خانه نیست و من با ماشین در خیابان به دنبال او میگشتم و میگفتم خدایا من کجا دنبال برادرم بگردم و حس خیلی بدی بود، ولی زمانی که وارد کنگره ۶۰ شد و سفر خود را شروع کرد و به درمان رسید، بعد از سفر دوم پیام کنگره را چند بار به من داد، ولی من اهمیت نمی دادم و میگفتم که شما مواد مصرف می کردید و من برای چی بیام کنگره، ولی با صحبتهایی که میکردند و تغییراتی که درون ایشان می دیدم، من هم کنجکاو شدم و آمدم کنگره ۶۰ که ببینم واقعاً چه اتفاقی اینجا رخ میدهد و وقتی آمدم دیدم حال خودم از یک مسافر بدتره و خودم هم به این آموزشها نیاز دارم، وقتی وارد شعبه امین گلی شدم خودم هم سیگار مصرف میکردم و هیچ وقت فکر نمیکردم که بتوانم درمان سیگارم را انجام دهم، چون خیلی سیگار را دوست داشتم، ولی این اتفاق افتاد و در ادامه خدمت گرفتم و در میان مسافران حس و حال خوبی داشتم که واقعا این حس حال خوب را در هیچ کجای دنیا ندیدم و قطعاً کنگره ۶۰ یک دنیای دیگری برای خودش هست و من هم مانند جناب مهندس میخواهم که کنگره 60 به تمام دنیا معرفی بشود و همونطور که میدانید دانشگاه قشم شروع به کار کرده و از این بابت خوشحال هستم و وقتی یک مسافر در کنگره ۶۰ به رهایی میرسد واقعاً من انرژی میگیرم و باز هم این هفته همسفر را به همه تبریک میگویم و همچنین به اولین همسفران کنگره ۶۰ خانم آنی و آقای امین و واقعاً سیدیهای آموزندهای از این عزیزان در اپلیکیشن هست با اینکه بعضی از جملههایشان سنگین هست میبینم ولی بعضی جملههاش را که دقت میکنم میبینم مشکلاتی که در زندگی من هست با زبان ساده برایم توضیح میدهند و تاثیرش را در زندگی خودم حس کردم و من با وجود اینکه مسافر نبودم در بیرون از کنگره هیچ وقت این آرامش را حس نکرده بودم ولی وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم اون آرامش واقعی را حس کردم.
جناب مهندس میفرمایند زندگی کردن یعنی یک لیوان چای را با قند خوردن وقتی که واقعاً اون را حس کنی و خودم با ورودم به کنگره ۶۰ این موضوع را حس کردم و بابتش شکرگزار خداوند هستم که توانستم به کنگره بیایم و امیدوارم بتوانم خدمتگزار خوبی برای همسفران باشم و بتوانم خدمت کوچکی کرده باشم.

تایپ: مسافر رحمان
ویرایش: مسافر محمد
عکس و ارسال: مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
380