در کنگره ۶۰، همسفر بودن فقط به معنای همراهی با یک مصرفکننده مواد مخدر نیست؛ بلکه سفری است به درون خود، به سوی آگاهی، آرامش و رهایی. من، به عنوان یک همسفر، آموختم که نقش من فقط دلسوزی و نگرانی نیست، بلکه ساختن است؛ ساختن خودم، ساختن امید و ساختن فضایی امن برای رشد و درمان.
در ابتدا فکر میکردم که فقط مسافر نیاز به درمان دارد. اما کنگره به من نشان داد که من هم زخمیام، من هم نیاز به آموزش دارم، من هم باید تغییر کنم. نقش من این نیست که مسافرم را کنترل کنم یا نجاتش دهم، بلکه باید با آموزش، صبر و عشق خودم را بسازم تا بتوانم همراهی مؤثر باشم.
همسفر در کنگره، ستون خانواده است. کسی است که با حضورش، با آرامشش، با ایمانش، مسیر درمان را هموار میکند. همسفر، آینهای است برای مسافر؛ اگر من آرام باشم، او هم آرام میشود. اگر من امیدوار باشم، او هم امید میگیرد. اگر من رشد کنم، او هم انگیزه میگیرد برای رشد.
همسفر بودن یعنی ایستادن در میانهی طوفان، بیآنکه خودت را فراموش کنی. یعنی یاد گرفتنِ عشق ورزیدن بدون وابستگی، کمک کردن بدون دخالت و حمایت کردن بدون توقع. در کنگره آموختم که همسفر، فقط سایهای در کنار مسافر نیست؛ بلکه نوری است که مسیر را روشن میکند.
پس نقش منِ همسفر ساختن آرامشی است که ،مسافرم در آن بتواند دوباره خودش را پیدا کن. و چه زیباست که در این مسیر، من هم دوباره متولد میشوم… انسانی آگاهتر، صبورتر و عاشقتر میشوم. بنابراین نقش همسفر در کنگره، نقشی مقدس است.
نقشی که با عشق آغاز میشود، با آگاهی ادامه مییابد و با رهایی به ثمر مینشیند. من افتخار میکنم که همسفرم. افتخار میکنم که در این مسیر، نهتنها به مسافرم کمک میکنم، بلکه خودم را هم دوباره پیدا میکنم. امیدوارم همه همسفران با عشق کنار مسافران باشند تا لذت رهایی و آرامش را باهم تجربه کنند.
نویسنده: راهنمای تازه واردین همسفر الناز
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه واردین همسفر یلدا (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی ابهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
371