چهاردهمین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ارتش به استادی راهنما همسفر اعظم، نگهبانی همسفر اشرف و دبیری همسفر پروانه با دستور جلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» روز دوشنبه ۸ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر، تبریک مجدد می گویم خدمت تک تک شما عزیزان هفته زیبای همسفر را و همچنین جا دارد از ایجنت محترم نمایندگی و مرزبانان عزیز خانم لیلا عزیز و خانم هانیه عزیز برای برگزاری جشن و تدارکات روز شنبه که بسیار عالی بود تشکر کنم، امیدوارم همیشه در همه جایگاه بدرخشید و خیر خدمتهایتان در زندگیتان جاری باشد. اما بخواهم در مورد دستور جلسه صحبت کنم به نظر من همسفرهایی که وارد کنگره میشوند چند دسته هستند، یکی کسانی که میآیند و آشنایی پیدا میکنند و بعد برای مسافر عنوان میکنند و مسافر وارد کنگره میشود و بعضی از همسفرها هستند که با مسافر وارد کنگره میشوند و بعضیها هم درحین سفر مسافر وارد سفر میشوند و بعضیها مثل من بعد از رهایی مسافر وارد کنگره میشوند و برای من این جذاب هست که امروز به جواب خیلی از سوالهایم رسیدم که چه چیزی در درون مسافر من ایجاد شد و من آن را دیدم که وارد کنگره شدم با وجود اینکه هیچ آشنایی با کنگره نداشتم و فقط شاهد سفر مسافرم بودم و عشقی در درون ایشان دیدم و متوجه شدم سفر مسافرم بهانهای شد برای خود سازی من اعظم که بتوانم اینجا خدمت کنم و اینکه داشتم فکر میکردم از قدیم به ما گفتند که یکی را میخواهی بشناسی با او مسافرت بروی، در سفر خیلی برای ما چهره خانواده، دوستان و هرکسی که میشناسیم در سفر طور دیگری نمایان میشود. من که همسفر مسافرم شدم تا چه اندازه توانستن اثر گذار مسافرم باشم در سفرش؟ آیا کسی بودم که مداخله کردم و گفتم که ساعت دارو خود را دیدی یا خوردی و کارهایی که به من اعظم و رهجویی که دارم در کنگره آموزش میبینم مربوط نبوده و مداخله کردم در سفر مسافرم، تا چقدر توانستم این کار را انجام بدم و صبوری کردم؟ همانطور که همسفر راهنما دارد مسافر هم راهنما دارد و در کنارش پیش میرود و این سوال در ذهن من نباشد که بگویم چون من اعتیاد نداشتم پس من درست فکر میکنم و مسافر من باید به خط من و چیزی که من میگویم دقت کند اما اینطور نیست. در طول زمانیکه گذشت من متوجه شدم اگر من کنگره نمیآمدم و اگر با مسافرم همراه نمیشدم ممکن بود چه اتفاقاتی در زندگی دونفره ما اتفاق بیافتد که به این نتیجه رسیدم که کنگره بهانهای واسه درمان اعتیاد هست. بزرگتترین هدیه خود سازی برای من اعظم بود که بتوانم اینجا باشم و روح و روان و افکارم را صیقل بدهم و بتوانم به آن گوهره وجودی خودم دست پیدا کنم؛ یک زمانهایی برای من اتفاق افتاده است که اگر خارج از توانم بود میگفتم ای کاش هنوز مسافرم مصرفکننده بود و تمام فکر و ذهنم این بود که چه زمانی درمانش تمام میشود، یعنی آنقدر فشار مشکلات روی من زیاد بود که فقط به فکر درمان مسافرم بودم ولی بیشتر که فکر کردم و جلو رفتم دیدم نه آن مشکل سر راه من قرار گرفته که من را بزرگ کند و ظرف من و ظرفیت من بزرگتر شود، افکارم رشد کند و ریشه اضافه کنند و واقعا برای خودسازی خود و مسافرم آمدم. خدا را شکر میکنم که توسط کنگره۶۰ یک راهی سر راه من و مسافرم باز شد که بتوانیم مشکلات عدیده خودمان را حل کنیم، با کمک کنگره۶۰ و استاد بزرگمان جناب آقای مهندس. من با این قضیه آشنا شدم که بدانم چه کسی و چه چیزی هستم در زندگی و در چه جایگاهی هستم و چه برخوردهای باید با اطرافیانم داشته باشم و همواره از مسافرم متشکرم دستانش را میبوسم و هیچ ابایی ندارم از اینکه بگم من را به بهانه اعتیاد و مصرفی که داشت وارد گردونهای که سرشار از عشق و محبت است آشنا کرد و من هم توانستم عضو کوچکی از این اجتماع باشم و به قول جناب مهندس که میفرماید: هرکسی در هر جایگاهی که هست عین عدالت است و من این را در خودم حس کردم. با اجازه نگهبان چند خط مطلب هست که از روی نوشته میخوانم؛ من خودم را بسیار دوست می دارم زیرا در همه جا همراه من بوده و هرگز یک بار هم به من نگفت که حاضر نیستم با تو بیایم، آمد و هیچ نگفت و حرفی نزد و او شنید، تحمل کرد، من را بخشید و از این لحظه قول خواهم داد بیشتر حواسم به آن باشد و همواره شاکر خداوند باشم»
در آخر دوست دارم این را هم بگویم که خداوند خالق هستی و جهان پیرامون ما است و من هم عضو کوچکی از این اجتماع بزرگ هستی هستم که بوجود آمدم و در زمین دارم زندگی می کنم و در درون خود دارم آموزش میگیرم و بعد از سالها که دارم آموزش میگیرم اینکه قضاوت و غیبت در مورد دیگران نداشته باشم و خدایی نکرده حس خود و دیدگاه خود را حتی نسبت به مسافرم تیره و تار نکنم و اجازه ندهم شیطان به زیباترین شکل ممکن وارد افکارم و غالب وجودیم شود و در من نفوذ کند و فکر میکنم سوره صاد آیه ۸۲ و ۸۳ هست که می گوید به عزت سوگند همگی آن را گمراه خواهم کرد مگر بندگان خاص تو را، من امیدوارم تا با آموزشهای کنگره۶۰ تک تک ما از بندگان خاص خداوند بزرگ باشیم و موفقیت من زمانی اتفاق میافتاد که تفکر و اندیشه و سخنم و عملم در یک راستا باشند و شما واقعا بهترین و مهربانترین همسفرهای نمایندگی ارتش هستید و خیلی دوستتان دارم، قدر مهر و محبت خود را بدانید که تکرار نشدنی هستید ممنونم از اینکه به صحبتهای من گوش کردید.
انتخابات دوره چهل و پنجم نگهبانی همسفران نمایندگی ارتش برگزار شد و همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر شکوفه(لژیون هشتم) به عنوان نگهبان انتخاب شدند.
.jpeg)

عکاس: همسفر نگار راهنمای تازهواردین
تایپ: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر فلورا(لژیون دوازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر هنگامه رهجوی راهنما همسفر عطیه(لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارتش
- تعداد بازدید از این مطلب :
85