مشارکت رهجویان راهنمای تغذیه سالم همسفر معصومه از نمایندگی الیگودرز (پارک خانواده) در مورد دستورجلسه هفتگی«هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران»
.jpg)
سلام دوستان زهرا ( آ ) هستم مسافر لژیون تغذیه سالم:
در کنگره ۶۰ به فردی که مواد مخدر مصرف میکند و برای رهایی و رسیدن به سلامتی سفر اول خود را آغاز میکند، مسافر میگویند. همسفر هم همانگونه که از اسم آن مشخص است؛ یعنی کسی که فردی را در طی کردن مسیر و یا سفری همراهی میکند. یکی از مهمترین ویژگیهای یک همسفر؛ حمایتگر و قوت قلب بودن برای مسافر است. همسفر نقش بسیار مهمی در طی کردن سفر مسافر دارد، همانطور که یک همسفر خوب میتواند به بهترین شکل مسافر خود را همراهی و او را برای رسیدن به هدف و تحقق آن یاری کند، یک همسفر ناآگاه نیز میتواند در خراب شدن سفر و دلسرد شدن مسافر تأثیر بسزایی داشته باشد.
ما در کنگره ۶۰؛ همانند مسافران آموزش میبینیم تا بتوانیم تخریبهایی که در طول زندگی با یک مصرفکننده در ما به وجود آمده را برطرف کنیم، خود را از نو بسازیم و بال پروازی برای مسافر خود باشیم. در کنگره علاوه بر اینکه مسافر من به رهایی رسید، آموختم که باید به سلامت جسم خود نیز رسیدگی کنم؛ چراکه سالها بود با داشتن افکار منفی و ذهنی آشوب، دچار اضافه وزن شده بودم. مسافرم مشوق شد تا در لژیون جونز شرکت کنم و حال، او نقش یک همسفر را برای من ایفا میکند و برای داشتن یک زندگی سالم و سبک تغذیه درست من را تشویق میکند.
خود و مسافرم هر دو به عنوان همسفر یکدیگر در کنار هم آموزش میگیریم تا راه درست زندگی کردن را یاد بگیریم. خداوند بزرگ را شاکر هستم و همچنین از جناب مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر و قدردانی میکنم که این فضا را برای ما فراهم کردند تا در این مکان قرار بگیریم و آموزش ببینیم.

سلام دوستان کوثر هستم مسافر لژیون تغذیه :
همسفر به معنی همراه بودن در طول سفر است . تا قبل از اینکه در کنگره آموزش بگیرم، نگاه دیگری نسبت به همسفر داشتم، او علاوه بر اینکه مسافر را همراهی میکند باید خود آموزش ببیند تا درست فکر، رفتار و عمل کند. من در اوایل سفر به دلیل ناآگاهی، توقع بسیاری از مسافرم داشتم؛ زیرا از بالا به مسافر خود نگاه میکردم و فقط نواقص او را میدیدم. همیشه فکر میکردم که دانایی بیشتری نسبت به اعتیاد مسافرم دارم؛ اما هنگامیکه به گذشته فکر میکنم به دلیل نادانی، خود و مسافرم را اذیت کردم.
در حال حاضر یکسال و سه ماه است که سفر میکنم؛ اما مسافرم چند بار سقوط داشته است. با آموزشهای کنگره صبر را آموختم که هر چیز در شرایط و زمان خود اتفاق میافتد به همین علت، هیچ وقت ناامید نشدم؛ بلکه ایمان من نسبت به کنگره چندین برابر شد. یک همسفر در ابتدا پرواز کردن را خود یاد میگیرد تا بتواند بال پروازی برای مسافرش باشد. من به عنوان یک همسفر؛ وظیفه دارم اول وظایف رهجو را در خود تقویت کنم و سپس این قانون را در زندگی روزمره و سیستم کنگره به خوبی اجرا کنم تا بتوانم نقش یک همسفر خوب را برای مسافر خود ایفا کنم. نباید در کار راهنمای خود و مسافرم دخالت کنم و یا مسافرم را امر و نهی کنم.
بایستی همسفر چراغ راه مسافر باشد نه اینکه با رفتار اشتباه او را به تاریکی هدایت کند؛ هنگامیکه توانستم در رفتار گذشته خود تجدید نظر کنم یک همسفر موفق خواهم بود. آقای مهندس آنقدر همسفر را در سفر یک مسافر مؤثر دانستهاند که یک هفته را به عنوان همسفر در کنگره تعیین کردهاند و این افتخار بزرگی برای من میباشد. خدا را سپاسگزارم به خاطر اینکه میتوانم در لژیون تغذیه سالم شرکت کنم و از سیستم کنگره بهرهمند شوم. قبل از کنگره بلد نبودم چطور غذا بخورم، چطور بخوابم و به جسم خود اهمیت بدهم؛ اما با وجود تغذیه سالم به تمام مشکلات اضافه وزن خود پی بردم. در حال حاضر یاد گرفتم؛ ابتدا آسیبهایی که به جسم خود وارد کردهام را با تغذیه سالم از بین ببرم و از خود، سپس از دیگران جبران خسارت کنم. از راهنمای عزیزم، خانم معصومه به خاطر در اختیار گذاشتن آموزشهای خوب خود قدردانی میکنم.

سلام دوستان مژگان هستم مسافر لژیون تغذیه سالم:
روزی که وارد کنگره شدم بسیار خوشحال بودم که من هم دیده شدم، راهنمای تازه واردین به من خوشآمد گفت و صحبتهای من را با عشق شنید، من آن روز حس خوبی دریافت کردم. در گذشته مدام با افکار منفی و ترسهای بسیاری روبهرو بودم و آرامش نداشتم . پررنگترین این ترسها؛ از دست دادن عزیزانم، جدایی، فرزندانم و ترس از اینکه سرنوشت آنها چه خواهد شد، بود. انرژی و حوصله هیچ کاری را نداشتم، مداوم در حال کنترل کردن بودم، خودآزاری زیادی داشتم و به واقع جسم من بیمار شده بود.
پذیرش کوچکترین صحبتی را نداشتم، از ترکهای مکرر مسافرم خسته و نالان شده بودم و راه به جایی نداشتم. در تاریکترین روزها و لحظات، پیام کنگره به بیمارم رسید و مانند نور، روزنه امیدی پدیدار شد. خدا را شکر که از تیرهترین ابرها، زیباترین بارانها برای من همسفر بارید و قطرات زیبای باران؛ همان راهنمایان، اعضای خدمتگزار کنگره، نوشتن سیدیها و استفاده از تمام ابزارهای زیبای کنگره بودند. آن همه اضطرب و ناآرامی به شور و هیجان تبدیل شده بود، لحظههای زندگی من بسیار زیبا شده بود و احساس میکردم که دنیا را برای من ساخته بودند.
در مدت ۱۱ ماه مسافر من هم به درمان رسید و دیگر نیازی به هیچ نوع موادی نداشت، حس قشنگی بود. هنگامیکه برای رهایی به تهران میرفتیم، مدام شیشه ماشین را پایین میکشیدم و در جاده با صدای بلند خدا را شکر میکردم، آن زمان مسافرم نیز حال بسیار خوبی داشت. متد DST برای خانواده ما شبیه به عصای حضرت موسی عمل کرده است و معجزات یکی پس از پس دیگری وارد زندگی ما میشود. تا نفس میکشم باید در این مسیر زیبا باشم به گفته مسافرم: کجا بهتر از کنگره است؟ احساس پرواز و راه رفتن روی ابرها را دارم.
هم اکنون ۴ ماه و ۴ روز است که از بند و اسارت مواد مسافر من میگذرد و حالشان خیلی خوب است. از آقای مهندس، راهنمای عزیزم خانم شبنم و راهنمای مسافرم، کمال تشکر را دارم و بهترینها را برای آنها آرزو مندم. هم اکنون ۵ ماه است که در لژیون جونز هستم و۷ کیلو کاهش وزن داشتهام. از راهنمای جونز خود سپاسگزار هستم که در این مسیر من را یاری میکند برای خود و خانواده ایشان از خداوند بهترینها را خواستارم.
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته از (لژیون چهاردهم) نمایندگی خواجو
صفحه کاهش و افزایش وزن
- تعداد بازدید از این مطلب :
243