جلسه دوم از دوره پانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا به استادی مرزبان همسفر شکوه، نگهبانی همسفر مرضیه و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «هفته همسفر و نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» روز دوشنبه ۸ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از ایجنت نمایندگی، مرزبانان و نگهبان جلسه سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم.
هفته و جشن همسفر را به آقای مهندس، خانم آنی بزرگ، خانم آنی کماندار، خانم شانی و دکتر امین تبریک عرض کرده و بابت ایجاد چنین بستر آموزشی ارزشمندی سپاسگزارم.
تاریخچه شکلگیری بخش همسفران به روزهای ابتدایی فعالیت کنگره۶۰ باز میگردد؛ زمانیکه تنها مسافران در جلسات آموزشی حضور داشتند و خانوادههایی که برای همراهی مسافران خود حضور پیدا میکردند در بیرون از سالن منتظر میماندند که این موضوع مشکلاتی ایجاد مینمود. آقای مهندس برای رفع این مسئله تدبیری اندیشیدند، ابتدا خانوادهها را در اتاقی مستقر و پس از مدتی تصمیم گرفتند برای آنان نیز همانند مسافران، جلسات آموزشی برگزار شود. در همین راستا عنوان همسفر را به خانوادههای مسافران داده شد و با تشکیل جلسات و لژیونها، همسفران نیز آموزشهای لازم را دریافت کردند. در پاییز ۱۳۷۸ بخش همسفران خانم، با مدیریت خانم آنی بزرگ رسماً آغاز به کار نمود.
در نوشتار قوانین آمده است: همسفر کسی است که سابقه اعتیاد ندارد و برای تعالی اهداف کنگره۶۰ تلاش میکند و مسافر را در مسیر درمان همراهی مینماید، نه آنکه بار اعتیاد و تخریبهای او را به دوش بکشد؛ زیرا مسئولیت درمان و تحمل سختیها بر عهده خود مسافر است.
همسفر در طول این سفر برای رسیدن به تعادل نیاز به آموزش دارد؛ زیرا پیش از ورود با احساساتی ضد و نقیض همچون ترس، غم، نگرانی و ناامیدی مواجه بوده. از نگاه من پررنگترین حس، ترس است، ترس از آینده، ترس از قضاوت اطرافیان، ترس از از دست دادن… و من شخصاً تمام این حسها را تجربه کردهام. گاهی دعا میکردم، گاهی خشمگین و روزی دلم میسوخت. این ترسها باعث میشود همسفران به صورت افراطی بخواهند مسافر را کنترل نمایند. خشمهای فروخورده یک همسفر به مرور زمان تبدیل به ناراحتیهای جسمی و روحی میشود. ناامیدی یکی از عمیقترین زخمها است؛ ناامیدی از بهتر شدن اوضاع و یا آیندهای نامعلوم، که من با تمام وجود آن را تجربه کرده بودم.
در ابتدای ورودم به کنگره۶۰ با راهنماهای شعبه هم مسیر بودیم که هر یک با سخنانشان آرامشی در وجودم مینشاندند. هیچگاه فراموش نمیکنم سخن خانم نسرین را که میگفتند: وعده خداوند دروغ نیست و نوبت باران محفوظ است.
یا سخن خانم شهلا که میگفتند: هر چیزی پایانی دارد و مطمئن باشید تمام سختیها روزی تمام میشود. این صحبتها برایم چراغ امید بود.
امروز شاکر خداوند هستم که این بستر فراهم شد تا ما همسفران بتوانیم با احساسات واقعی خود روبهرو شویم و آنها را نشانه ضعف ندانیم؛ بلکه پیامهایی بدانیم از درون خودمان. آموزشهای کنگره۶۰ به ما مرز بین عشق و وابستگی، دلسوزی و ترحم را آموخت. بایستی بدانیم این شناخت نقطه شروع آرامش درونی است، آرامش حاصل دانایی، پذیرش و تغییر است.
این هفته، فرصتی است برای احترام گذاشتن به تمام دردها، رنجها و احساساتی که تجربه کردهایم. از آقای مهندس بسیار سپاسگزارم در جامعهای، آنگونه که شایسته است به زن بها داده نمیشود، به ما ارزش و جایگاه بخشیدند. من پیش از کنگره۶۰ حتی از زن بودن خود رضایتی نداشتم؛ اما با مشاهده نگاه محترمانه آقای مهندس به جایگاه زن و همسفران، نگاهم تغییر کرد.
در پایان از خداوند، از آقای مهندس و خانواده محترمشان و از تمام کسانی که در این مسیر نور امید را در زندگی ما جاری کردند، صمیمانه سپاسگزارم.


مرزبان کشیک: همسفر ملیحه
تایپیست: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر صفورا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر آیسان (لژیون نهم)
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر نسرین (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
436