English Version
This Site Is Available In English

درمان سیگارو مصرف نیکوتین (هفته همسفر)

درمان سیگارو مصرف نیکوتین (هفته همسفر)

لژیون درمان سیگار راهنمای محترم مسافر محمود در روز یکشنبه مورخه 7 دیماه 1404 راس ساعت 15:30 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان مسافر آرمان:
سلام دوستان آرمان هستم یک مسافر:

هفته همسفر را به همه همسفرهای عزیز در تمامی شعب کنگره ۶۰، همچنین راهنماهای‌ محترمشان و تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰، در رأس به جناب مهندس و خانواده محترمشون تبریک عرض می‌کنم.

باید یادم باشد صحبت‌های استاد دژآکام را که فرمودند: در مسیر ضد ارزش‌ها وقتی قرار بگیریم، حتی اگر سفر را تمام کرده باشیم و حتی به نحو احسن تمام کرده باشیم، باز نیروهای منفی ما را می‌برند به نقطه اول، به تاریکی‌ها؛ مثل حضرت یوسف که از تاریکی چاه بیرونش آوردند. البته آن مسیر هم خوب است و زیبا، به خواست خداست تا ما درس بگیریم و پخته‌تر شویم. باید حواسمان را جمع کنیم که هرچقدر هم خوب سفر کرده باشیم، اگر منیت و غرور ما را ببرد، احتمال برگشت به نقطه اول خیلی زیاد است.

تا زمانی که این آگاهی را در زندگی خودم کاربردی نکنم، تا زمانی که منیت و غرور خودم را نشکنم و زیر پایم نگذارم، تا زمانی که از بالای سفره پایین نیایم و سفره‌نشین نشوم، تا زمانی که خودم را در جایگاه بالاتر از دیگران ببینم، باید دوباره این مسیر را بروم و از نقطه صفر شروع کنم.

واقعاً سپاسگزارم از استاد دژآکام عزیز و استاد امین عزیز و خانواده ارزشمند دژآکام که این‌قدر وقت گذاشتند. از تک‌تک خدمتگزاران که از وقت و زندگی‌شان می‌زنند و اینجا خدمت می‌کنند؛ بدون منت، بدون مزد و پاداش، با عشق و محبت جواب مسافران و همسفران را می‌دهند و راهنمایی‌شان می‌کنند.

مخصوصاً راهنماها بار سنگینی بر دوش می‌کشند؛ چه راهنماهای لژیون همسفران و مسافران، چه راهنماهای تازه‌واردین. همه و همه زحمت می‌کشند تا حال ما خوب شود و به درمان و رهایی برسیم.


 

به قول آقای مهندس می‌گفتند: «یه نفره می‌تونستیم همه کلانتری‌ها رو به‌هم بریزیم.» درسته، ما همون آدم‌ها هستیم. خوب بلدیم پول دربیاوریم. وقتی پول دستمون نبود، از زیر سنگ هم پول جور می‌کردیم، می‌رفتیم موادمان را تهیه می‌کردیم. نداری، ولی می‌رفتی از سبزوار، از کاشمر، ۱۲ میلیون پول جنس می‌دادی و می‌آمدی. بلدی چی کار کنی!

اول یکی هم که می‌شود استاد راهنما، خوب بلد است چی کار کند، خوب بلد است پول دربیاورد. یکی خدمتگزاران دیگر؛ همه خوب بلدند پول دربیاورند. ولی چطور می‌شود که ۱۰ سال می‌ایستند اینجا و خدمت می‌کنند؟ خدایی اگر عشق و گذشت نیست، پس چیست؟ خدایی مرد هستند، بابای ما. این‌قدر پای ما می‌ایستند. شاید بچه خودمان وقتی بزرگ شد این‌قدر ما را تحمل نکند. اگر رویه تاریکی را ادامه دهیم، شاید همه خانواده درجه یک پشت ما را خالی کنند. ولی می‌بینی استاد راهنما می‌ایستد پشت مسافر؛ ۱ سال، ۳ سال، ۱۰ سال. هفته‌ای سه روز بیاید، به حرف من گوش بدهد و به مسافرکمک کند. خدایی این مردانگی نیست؟ این عشق نیست؟ پس چیست؟

یه سفر اولی حالش خراب است ، ولی راهنما باز با مهربانی و گذشت او را می‌آورد تو مسیر. واقعاً خیلی کار بزرگی است. واقعاً راهنما مثل یک نبی می‌ماند و ما باید از این‌ها استفاده کنیم.

قرار است اگر کنگره ساخته شود و کشورمان ساخته شود، از همین بین ما اتفاق بیفتد؛ آدم‌هایی که رفتند تو تاریکی‌ها و حالا با طناب گرفته شده‌اند و به سختی می‌آیند بالاتر. اگر تو خانواده‌ات را درست کنی، من خانواده‌ام را درست کنم، یک ایران آباد می‌شود.

ایران ما را آن کسی آباد می‌کند که مثل مرد در سرما می‌نشیند، میز می‌گذارد و کارت‌های مسافرین را نگاه می‌کند که کی می‌آید سر جلسه، کی غیبت دارد.

خداراشکر که از زانوهای خودمان گرفتیم و الان نیشابور ۴ شعبه فعال دارد که تمام نیشابور را پوشش می‌دهد و همسفرهای عزیز پا به پای مسافران‌شان دارند به کنگره مبایند تا به حال خوش برسند.
ممنون از اینکه به صحبتهای من گوش کردید.

عکاس  وتایپ: مسافر مرتضی (لژیون ویلیام)

بارگذاری : گروه خبری و سایت شعبه خیام نیشابوری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .