چشمه های جوشان و رودهای خروشان به بحر و اقیانوس می رسند.💫

{ سلام دوستان محمد هستم یک مسافر.}
حضور نگهبان محترم لژیون سردار مسافر هادی و خزانهدار محترم لژیون سردار شعبه ارم ( کرج ) مسافر علی به همراه میهمان عزیزشان مسافر مجتبی. روز سه شنبه دوم دی ماه در جلسه لژیون سردار تهران در کنار دیدهبان محترم آقای علیرضا زرکش . ✨✨✨ بهانه ای شد تا قلم در دست گیرم و دلنوشته ای بنویسم. به امید اینکه بر دل نشیند.
✍️ ✍️ ✍️ ✍️
خدمتگزار واقعی کنگره ۶۰ با خدمت و حضور، چشمه جوشان و رود خروشان می شود.
جاری شدن و رسیدن به بحر و منبع بالاتر برای اختلاف پتانسیل که لازمه چشمه جوشان شدن و تبدیل به رود خروشان شدن است.
این چشمه ها به این آگاهی رسیده اند که بدون بحر و دریا نمیتوان به اقیانوس رسید. باید به دریا برسند و تکه ای از وجود دریا شوند تا از طوفان های سهمگین عبور کنند و به اقیانوس برسند.
در این مسیر ، عاشقانه خدمت می کنند ، عاقلانه می بخشند و با ایمان کامل قدم برمی دارند . به این باور رسیده اند که با خدمت عاشقانه و محبت صادقانه است که به میشود به چشمه جوشان و رود خروشان تبدیل شد و جاری شد . و مسیر را نیز همچون باران بهاری و آب حیات بخش با محبت آبیاری و سیراب کرد .
این رودهای خروشان برای رسیدن به بحر و اقیانوس از موانع زیادی گذشته اند و هنوز هم از موانع زیادی می گذرند. مشکلات و سختی های زیادی را پشت سر میگذارند. تا به بحر برسند. بحری مثل شعبه ای از شعبات کنگره، مثل جلسات آموزشی و یا همچون جلسات آموزشی لژیون سردار تهران که فقط روزهای سه شنبه ها در ساختمان حسام زاده تهران برگزار میگردد.
آری برای رسیدن به دریای علم و منبع و معرفت سردار باید از خواسته ها و سدهای زیادی گذشت .
(( باید از جان بگذری تا لایق جانان شوی )) باید در این مسیر موانعی همچون کارو پول و درآمدی که لذت بخش و وسوسه انگیز است گذر کرد . تا به بحری همچون لژیون سردار رسید. تا دست در دست سردار به اقیانوس رسید. ✨✨✨✨✨
اعضای لژیون سردار نیز به این آگاهی رسیده اند که لژیون سردار رنگ و بوی اقیانوس و دریای برکت و معرفت دارد که درصدی ازحاصل دسترنجشان را میبخشند تا پولشان و زندگیشان رنگ و معنای سرداری و دنوری ( بخشندگی ) و پهلوانی گیرد. و تمام عزیزانی که عضو لژیون سردار هستند. قطعا نشانی در بی نشانی دارند، که صادقانه خدمت می کنند، عاقلانه میبخشند و عاشقانه محبت میکنند .
به قول آقا صامت بزرگوار، تمام این جوشش ها خدمت ها بخشیدن ها از خود گذشتن ها ، تنها برای لحظه بعد از ساعت 18 است. چند دقیقه بعد از ساعت 18 ، لحظه ای که نگهبان جلسه می گوید ! جلسه مجددا به استاد سپرده میشود.
استاد: به تازه واردین خوش آمد می گوییم . نظر به اینکه تازه واردین به قوانین و راهکارهای کنگره آشنایی ندارند تا ۳ جلسه میهمان محسوب میشوند . از تازه واردین درخواست میکنیم که دست خودشان را بالا بگیرند و با اشاره اینجانب بایستند و خود را با نام کوچک معرفی نمایند . نگهبان، استاد و دبیر و مهماندار و نگهبان نظم و همه و همه منتظرند تا دستی بالا بیاید و خود را معرفی کند. گوشه سالن یک تازه وارد ، یک پدری شرمسار از فرزند، یک فرزندی رانده شده از سوی خانواده ، مردی شرمسار از اهل و عیال ، مصرف کننده ای که از جامعه ترد شده است. انسان خسته ای که از همه جا رانده شده و همه چیز و همه کس را از دست داده با وضعیتی پریشان، قلبی آکنده از درد، که امیدهایش به نا امیدی بدل شده ، با شک و تردید و ترس و اضطراب دست خودش را بالا می آورد . و معرفی میکند سلام دوستان ........ هستم یک تازه وارد : 👏👏👏👏👏✨ همه مسافران و همسفران دست میزنند و به او خوش آمد میگویند . و این داستان ادامه دارد که هرروز تازه واردی مسافر شود و مسافری به رهایی برسد و نجات پیدا کند . پدری؛ فرزندی ، همسری ، دوباره به آغوش گرم خانواده و جامعه بازگردد وخانواده ای دوباره سروسامان بگیرد. و این عمل عظیم را مدیون خدمتگزاران قبل و فعلی کنگره ۶۰ و مخصوصا اعضای لژیون سردار هستیم. چون لژیون سردار قلب تپنده کنگره است . وبدون قلب حیات و زندگی غیرممکن است . امیدوارم انرژی این خدمت ها در زندگی همه شما عزیزان جاری و ساری باشد . انشاالله. امید است باشیم خدمتگزار مسیر کنگره باشیم ماندگار . همچون درخت تنومند و استوار ،

با احترام دبیر لژیون سردار نمایندگی ارم کرج . مسافر محمد .
- تعداد بازدید از این مطلب :
178