در سیدی حکمت یوسف، استاد امین دربارهی حقیقت میگوید که حقیقت دو تعریف دارد:
یکی راستی و درستی منطبق با اصولی که خرد جهانی آن را باور دارد و دیگری اینکه حقیقت چیزی است که به نفع من باشد و برای من انرژی ایجاد کند. منفعت من در ابتدا خوشایند است، همهچیز صریح فراهم میشود به خواستههایم میرسم و این لذتبخش است.
در ادامه با یکسری مسائل روبهرو میشوم و مشکل از همینجا شروع میشود. وقتی حقیقت را به نفع خود تعریف میکنی، اینجاست که نفس و خواستههای نفس استادکار میشوند. کسی که نفس خود را خدای خود میگیرد، اتفاقات بدی برایش میافتد. وقتی کسی بخواهد به او آموزشی بدهد، دیگر نمیتواند به حقیقت موضوع پی ببرد چون از ابتدا حقیقت را خواستهی خود تعریف کرده است. چنین شخصی آموزشناپذیر میشود و در درونش یک مانع شکل میگیرد.
رسیدن به تعریف درست حقیقت، کار راحتی نیست. باید در مقابل خواستههای خود مقاومت کرد تا بتوان راه حقیقت را انتخاب کرد. انسانی که حقیقت را درست تعریف کند، درکش بالا میرود، موضوعات او را بههم نمیریزند، آشفتگی در او به وجود نمیآید و این موضوع هیچ ارتباطی به میزان تحصیلات ندارد.
هدف از بیان داستان یوسف در قرآن این است که یکسری مطالب در قالب مدل به ما منتقل شود. انسانها مطالب خوب را از طریق قلب جذب میکنند، اما باید به مرحلهای برسند که این مفاهیم به عقل هم راه پیدا کند. لازم است مفاهیم را بهدرستی بشناسیم تا به عقل راه پیدا کنند و این مسئله نیازمند تفکر و بررسی است تا به نتیجهی درست برسیم.
آنجا که برادران یوسف به بهانهی بازی او را به صحرا بردند، مفهوم مکر بیان میشود. این اتفاق برای یوسف و پدرش شوک وحشتناکی به همراه داشت، یکباره خرد شدند. چاه در این داستان تمثیل است یک صور آشکار دارد و یک صور پنهان. در صور پنهان، یوسف به عمق تاریکی پرت میشود از تمام نعمتهایی که داشت محروم میگردد و این ضربه باعث میشود در درون او شکاف ایجاد شود، باور او به انسانها از بین میرود و یوسف وارد دنیای تاریکی میشود.
این یک سنت است که انسان باید مراحلی را طی کند تا دوباره به روشنایی بازگردد. یوسف در روشنایی بود اما کافی نبود، خوب بود ولی خواست خداوند این بود که بهتر شود. خداوند زمانی که بندگانی با ویژگیهای مثبت دارد، برای افزوده شدن این ویژگیها، بهایی از آنها میگیرد. در مورد یوسف، بدحکمی دیدن به این دلیل بود که به مرحلهی حکم صادر کردن برسد، ابتدا باید از دست بدهد تا به دست آورد.
در جهان اعتیاد نیز همینگونه است. آقای مهندس سازندهی چشمهای الکترونیک بود، اهل مطالعه و انسان درستی بود اما وارد دنیای اعتیاد و تاریکی شد، چراکه داشتن علم بهایی دارد که باید پرداخت شود.
نویسنده: راهنما همسفر نرگس (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر لیلا (ب)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون اول)
ارسال: همسفر لیلا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دزفول
- تعداد بازدید از این مطلب :
162