English Version
This Site Is Available In English

وادی یازدهم وادی جوشش و حرکت

وادی یازدهم وادی جوشش و حرکت

دوازدهمین جلسه از دوره یازدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره۶۰ نمایندگی خیام با استادی مسافر علی و نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه وادی یازدهم چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس میرسند در تاریخ 4  دی ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سلام دوستان علی هستم مسافر:

به نام آن که جان را فکرت آموخت
چراغ دل را به نور جان برافروخت

در آغاز جلسه، بر خود لازم می‌دانم که به نوبه خود و با توجه به مناسبت زیبا و مبارک هفته آینده که دستور جلسه هفته همسفر است – مراتب سپاس و قدردانی خویش را از تمامی همسفران گرانقدر اعلام دارم. همسفران، به نظر اینجانب، فرشتگان صبوری هستند که در کلبه احزان مصرف‌کنندگان، روزگاری تاریک و دشوار را سپری کرده‌اند؛ روزگاری که شاید ما اغلب متوجه عمق آن نبوده‌ایم. آنان صبر پیشه کردند و تحمل نمودند تا شرایط مهیا گردد و راهی برای درمان گشوده شود؛ راهی که ما را به عرصه درمان کشاند. ان‌شاءالله بتوانیم قدرشناس زحمات این بزرگواران باشیم؛ زیرا اگر آنان نبودند، شخصاً اینجانب امروز اینجا حضور نداشتم. برای خودم چنین فرض می‌کنم که ان‌شاءالله در هفته آینده بتوانم به نحو شایسته‌ای از همسفرم قدردانی نمایم.

دستور جلسه: وادی یازدهم با عنوان «چشمه‌های جوشان و رودهای خروشان به بحر و اقیانوس می‌رسند»

تاکنون ده وادی را پشت سر گذاشته‌ایم و به وادی یازدهم رسیده‌ایم: وادی‌های تفکر، امید، ناامیدی، حکم عقل، صفت گذشته در انسان صادق نیست، راز و رمز، کشف حقیقت و یافتن راه‌ها. از برداشت خودم، وادی‌ها را به ایستگاه‌ها یا پمپ‌بنزین‌های سوخت‌گیری در مسیر تشبیه می‌کنم؛ مکان‌هایی که در آن‌ها توقف می‌کنیم، تجدید قوا می‌نماییم، انرژی می‌گیریم و برای ادامه راه تا رسیدن به نهایت – که همان عشق و محبت و بازگشت به نقطه انشعاب اولیه است – آماده می‌شویم. ان‌شاءالله بتوانیم از این وادی‌ها به بهترین نحو بهره ببریم و آن‌ها را کاربردی سازیم.

در آغاز وادی یازدهم، دکلمه‌ای زیبا آورده شده است: «آنگاه که روشنایی آبستن تاریکی بود، اهریمن از فرمان سرپیچی کرد؛ گویی نقطه سیاهی در دل روشنایی زاده شد و حرکت خود را آرام و خزنده برای تاختن به جهان روشنایی آغاز نمود تا ظلمت را گسترش دهد و برتری خود را نسبت به انسان در پیشگاه قادر مطلق اثبات نماید.»

این دکلمه می‌خواهد بگوید که ما در مسیر حرکت، همواره با نیروی منفی اهریمنی مواجه هستیم. در این وادی، چهار مولفه اصلی به نظر اینجانب حائز اهمیت است:

نخست، اهریمن قسم خورده که انسان را از صراط مستقیم خارج کند؛ اما زیرا انسان با اختیار و نیروی عقل آفریده شده، نمی‌تواند او را به زور به کارهای ضد ارزشی وادارد. بنابراین، از راه القا و الهام عمل می‌کند. جهان خلقت برای انسان آفریده شده و انسان به ماده و مادیات وابستگی دارد؛ از این رو، اهریمن با فریب و القاء، انسان را – که غالباً لذت‌جویی را ترجیح می‌دهد و ویژگی‌هایی چون ناسپاسی دارد – به بازی می‌گیرد و از مسیر اصلی منحرف می‌سازد تا به خداوند ثابت کند که آفرینش اشرف مخلوقات اشتباه بوده است.

اما خداوند به انسان عقل عطا کرده تا راه خیر و شر را خود برگزیند؛ زیرا بر اساس قانون اختیار، قدرت انسان در انتخاب خیر یا شر نهفته است. انسان در مسیر همیشه در تلاطم اهریمن قرار دارد؛ اهریمن می‌کوشد او را منحرف سازد تا ادعای خود را – که در برابر آفرینش انسان از خاک، سرپیچی کرد و گفت من از آتش‌ام و سزاوارترم – اثبات کند. انسان از مسیر اصلی انشعاب یافته، به کره زمین آمده و باید قرن‌ها و هزاران سال بگذراند تا به نقطه اولیه بازگردد؛ مسیری پر از پیچ و خم، فراز و نشیب.

آقای مهندس در این وادی می‌فرمایند: «چشمه‌های جوشان و رودهای خروشان همه به وقت خود به اقیانوس می‌ریزند.» مثال چشمه را می‌زنند؛ زیرا چشمه نیازمند منابع آبی سرشار است تا جوشان شود، انرژی یابد و از دل کوه بیرون آید.
سپس چشمه‌های کوچک در مسیری جمع می‌شوند، به رود تبدیل می‌گردند و اگر انرژی فراوان داشته باشند، به رود خروشان تبدیل می‌شوند.

این قطره، ابتدا از اقیانوس تبخیر شده، به ابر تبدیل گشته، باریده و در کوه نفوذ کرده است؛ اکنون می‌خواهد به اصل خود بازگردد.
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار فصل خویش
بازگشت، مسیری پرتلاطم و پرپیچ‌وخم است. رود در مسیر به سنگ‌های عظیم برخورد می‌کند؛ نه بازمی‌گردد، بلکه راهی می‌یابد: یا سنگ را سوراخ می‌کند، یا از کنار آن سرریز می‌شود. به پرتگاه می‌رسد، شیرجه می‌زند و چون نیروهایش متحد است، آسیبی نمی‌بیند و مسیر را ادامه می‌دهد تا به اقیانوس – مأمن، پناهگاه و نقطه امن – برسد؛ جایی که آرامش مطلق حاکم است.

ما نیز از آن نقطه امن انشعاب یافته‌ایم و می‌خواهیم بازگردیم. مسافر هنگام ورود به کنگره، با دنیایی از ناامیدی، ترس و منیت همراه است؛ راه‌های بسیاری را امتحان کرده و نتیجه‌ای نگرفته. اما اینجا امیدوار می‌شود، سی‌دی‌های بدون نقص و رزومه کنگره را می‌بیند و چشمه وجودی‌اش – که پیشتر فاضلاب جوشان ضد ارزشی بود – دوباره جوشان می‌گردد.

مواد مخدر سیستم ایکس انسان را مختل کرده و او را به موجودی ناامید تبدیل می‌کند. اینجانب نیز از آن دسته بودم؛ زندگی برایم بی‌معنا شده بود. سال‌ها در پی کنگره بودم تا اینکه معرفی شدم و چسبیدم. اولین جلسه‌ام در پارک لاله بود؛ شرایط سخت بود، اما ماندم و سختی‌ها را تحمل کردم. از همان جمع کوچک، شعباتی پدید آمد. امروز کنگره بی‌نیاز است؛ زیرا برکت آموزش‌ها، درمان‌ها و امیدهایی است که جاری شده.

قدر این مکان را بدانید؛ صندلی را دو دستی بچسبید. هیچ جایی مانند اینجا امن نیست. مشکلات هست، اما جزء روزمرگی‌اند. امروز مسئله‌ای پیش آمده، اما حل خواهد شد. اطمینان داشته باشید که اتفاق خوب می‌افتد.

سخن بسیار است، اما انرژی اینجا چنان بالاست که دانش به طور طبیعی منتقل می‌شود. نیروهای الهی یاری می‌کنند، چنان که نیروهای اهریمنی در مسیر منفی. قدرشناس این مجموعه باشید ممنون از اینکه به صحبتهای من گوش کردید.


ضبط صدا:مسافر علیرضا (لژیون هشتم)

عکاس:مسافر مسلم (لژیون نهم)

تایپ : مسافر حسین (لژیون سوم)

بارگذاری: گروه خبری و سایت شعبه خیام نیشابوری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .