English Version
This Site Is Available In English

از رودهای خروشان تا بحر آرامش

از رودهای خروشان تا بحر آرامش

یازدهمین جلسه از دوره یازدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 نمایندگی خیام نیشابوری در روزهایی سه شنبه، با استادی مسافرمحمد و نگهبانی مسافرمجید و دبیری مسافررضا با دستورجلسه  وادی یازدهم، «چشمه‌های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر واقیانوس می‌رسند»   در تاریخ 2 دیماه 1404 راس ساعت17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، محمد هستم مسافر،
ابتدا از تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ که بستر رهایی ما را فراهم آورده‌اند، سپاسگزاری می‌کنم و از خداوند متعال، از عمق قلب، برایشان صحت و سلامتی آرزومندم. همچنین از راهنمای گرامی‌ام مسافر علی سپاسگزارم که با صبوری، ما را تحمل نمودند تا بار دیگر این جایگاه را تجربه کنیم.

دستور جلسه وادی یازدهم، «چشمه‌های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر واقیانوس می‌رسند» است. در ابتدای کتاب آمده که داستان خلقت انسان را بیان می‌کند: هنگامی که خداوند انسان را آفرید، تمامی فرشتگان به درگاه الهی اعتراض کردند و گفتند: «موجودی می‌آفرینی که در زمین به ظلم و ستم بپردازد؟» خداوند فرمود: «من می‌دانم چه می‌آفرینم.» فرشتگان همچنان اعتراض ورزیدند و پرسیدند: «این موجود خلق‌شده چه برتری بر ما دارد؟» خداوند پاسخ داد که به انسان ویژگی‌های بسیاری عطا کرده‌ایم، اما مهم‌ترین و برترین آن‌ها اختیار است. این اختیار است که انسان را از سایر مخلوقات، حتی فرشتگان، متمایز می‌سازد.

سپس خداوند به انسان فرمود: تو را اشرف مخلوقات قرار می‌دهم و جانشین خود در زمین، خواهی بود. از آن زمان، نیروهای اهریمنی به وسوسه پرداختند تا انسان را از راه مستقیم منحرف سازند. ما این نیرو را شیطان می‌نامیم، که نمادی است از شر. برای منحرف کردن انسانی که دارای اختیار است، ابزاری لازم بود: الهام و القا.


الهام آن است که چیزی در دل انسان می‌افتد؛ بارها برای همه ما پیش آمده که گفته‌ایم «به دلم افتاد» یا «دل به دل راه داشت». اما القا آن است که چیزی در ذهن انسان جای می‌گیرد. تفاوت در این است که الهام در دل رخ می‌دهد و القا در ذهن. اهریمن گفت: باید هم از دل وارد شویم و هم از ذهن، تا انسان را از راه مستقیم خارج کنیم.

سپس افزود: در میان ابزارهای بسیاری که خداوند آفریده، چه چیزی انسان را به زانو درمی‌آورد؟ تنها مادیات. انسان چون بدنی مادی دارد، به مادیات علاقه‌مند است و هر که از مادیات بگذرد، خندان به روزگار است. خداوند انسان را به وسیله مادیات در بوته آزمایش قرار داد و فرمود: اگر بر مادیات سوار شوی، نیمی از اهرم مرا شکسته‌ای؛ و اگر مادیات بر تو سوار شود، صد درصد شکست خورده‌ای.

زمانی که زندگی انسان تنها به پول و مادیات خلاصه شود و همه معیارها و انتخاب‌ها بر پایه آن باشد، انسان به زانو درمی‌آید. ما انسان‌ها دلبستگی داریم – به فرزندان، ناموس و کنگره – اما وابستگی زیان‌بار است. همه ما وابستگی به مواد را تجربه کرده‌ایم؛ روزی که مواد نبود، گمان می‌کردیم زندگی‌مان فرو می‌پاشد، زیرا با تمام وجود به آن آلوده بودیم.

زمانی که مادیات بر انسان چیره شود، همچون اسبی سرکش می‌ماند که به دور خود می‌چرخد. برای منحرف ساختن انسان از قوانین، دو کار لازم است: نخست تحریف، یعنی خوب را بد جلوه دادن؛ مثلاً بخشی از قرآن را جدا کرده و بدون توجه به آیات پیشین و پسین، درباره آن اظهارنظر کردن. دوم، مخدوش کردن قوانین الهی و ادعای فهم برتر.

تنها چیزی که انسان را از دام مادیات نجات می‌دهد، تعادل است. آقای مهندس و استاد امین در تمامی کتاب‌ها بر تعادل تأکید دارند: انسان باید به تعادل برسد، نه افراط و نه تفریط.

از سوی دیگر، اهریمن بیکار ننشست و برای نابودی انسان، پوششی بر عقل او نهاد به نام خمر (مواد مخدر). هنگامی که عقل پوشیده شود، تحلیل درست ممکن نیست و نتایج اشتباه است. ما در دوران مصرف، عقل‌مان پوشیده بود و نتوانستیم درست عمل کنیم. ما انسان‌های بدی نبودیم؛ بسیاری از ما متفکر و نیک بودند، اما مواد مخدر زیباترین انسان‌ها را به زشت‌ترین و بدبخت‌ترین تبدیل کرد. چه خانه‌هایی ویران نشد، چه اشک‌هایی بر گونه فرزندان نریخت، چه مادرانی در خاک آرمیدند بدون آنکه فرزندان‌شان را سالم ببینند.

برای خروج از عدم تعادل، باید قوانین را محترم شماریم. لازمه تعادل، احترام به قوانین است. انسانی به تعادل می‌رسد که پخته باشد. مولانا می‌گوید:

این دیگ زخام است که در جوش و خروش است
چون پخته شد و لذت دم کشید، خموش است.
غذایی که می‌پزد، ابتدا جوش می‌آید، اما پس از پخت، آتش را کم می‌کنند. ما نیز برای پختگی باید صبر کنیم. مولانا گوید: «بسیار سفر باید تا پخته شود خامی» و «خام بودم، پخته شدم، سوختم».

سه مرحله: خامی، پختگی و سوختن. سوختن آن است که نه تنها برای خود، بلکه برای دیگران زندگی کنی؛ درد هم‌نشین، همسایه و تازه‌وارد را درد خود بدانی. همچون چراغی که نفتش تمام شده و فیتیله می‌سوزد. بالاترین مرحله انسانیت، سوختن است.

برای رعایت قوانین: دروغ نگوییم، قضاوت نکنیم، احساس مسئولیت داشته باشیم، در کنگره ۶۰ خدمت کنیم. تفکر سالم، عمل سالم، حس سالم و عشق سالم با آموزش به دست می‌آید. دلیل جهانی شدن کنگره ۶۰، به‌روز بودن آموزش‌هاست. حضرت علی (ع) فرمود: «فرزند زمانه خویش باش»؛ یعنی مسائل روز را بشناس و برنامه‌ریزی کن، که آقای مهندس این کار را انجام می‌دهند.

در وادی یازدهم، دو امر مهم است: اختلاف پتانسیل (یا اختلاف سطح) و منابع ذخیره‌شده. انسان همچون چشمه ثابت است، اما ورودی و خروجی متغیر. کاهش وزن یا مصرف مواد، اختلاف سطح ایجاد می‌کند و لذت می‌بخشد؛ دانایی افزوده و انرژی افزایش می‌یابد. قانون خلقت: کسانی که بازپرداخت می‌کنند (مادی یا معنوی)، همچون چشمه‌های جوشان‌اند. ما با یک دست می‌بخشیم، خداوند با دو دست عطا می‌کند.ممنون از اینکه به صحبتهای من گوش کردید.


ضبط صدا:مسافررضا (لژیون پنجم)

عکاس: مسافر حسین ( لژیون سوم)

تایپ: مسافرمسلم ( لژیون نهم)

بارگذاری : گروه خبری و سایت شعبه خیام نیشابوری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .