جلسه دوم از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی اردستان با استادی مسافر مهرداد، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه وادی یازدهم (چشمههای جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس میرسند) و تأثیر آن روی من روز یکشنبه ۳۰ آذرماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا خدا را شاکرم که یکبار دیگر توفیق خدمتگزاری را نصیب من کرد و توانستم بر روی این صندلی آموزش قرار بگیرم و آموزش ببینم. از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان بابت فراهم کردن این بستر آموزشی سپاسگزارم و از راهنمایم کمال تشکر و قدردانی را دارم.
در مورد دستور جلسه امروز، وادی یازدهم و تأثیر آن بر روی من «چشمههای جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس میرسند». هنگامیکه یک چشمهای در یک مکانی جوشش دارد، یک منبع آب، فرامینی و اختلاف پتانسیلی درون آن وجود دارد که بالا بودن از سطح زمین است. وقتی یک محلی آبی میجوشد؛ حتماً یک منبع بزرگی پشت این آب هست. حالا ما میبینیم؛ شاید چشمههایی پرتر مثل چشمه کوهرنگ و چشمه زایندهرود وجود دارد. وقتی ما میبینیم یک حجم عظیمی آب از دل کوه با فشار زیادی بیرون میآید؛ ولی یک چشمه آب وقتی به سرچشمه نگاه میکنیم، یک منبع آبی مثل خود سد هست؛ یک آبی خیلی زیاد، زلال، راکد و آرام ایستاده و آن اختلاف پتانسیل است که آن را جوشان کرده است.
خیلی زیبا وقتی که آن آب از آن بالا به پایین میریزد، همه میبینیم و میگوییم آب آرامشدهنده است و لذت میبریم؛ حالا بحثی که در طبیعت هست و خصوصیتی که دارد را روی انسان بیاوریم. در مورد چشمه جوشان و رود خروشان، آن منبع همان اطلاعات، دانایی، آگاهی و در آخر همان خردی است که در درون ما وجود دارد و آن اختلاف پتانسیل همان جایگاه است نه تغییر جایگاه. من در کنگره تغییر جایگاه پیدا میکنم و صفت مسافر به من میدهند و صفت معتاد از من برداشته میشود. من سفرم را شروع میکنم؛ همان پله که عوض میشود، جایگاهم عوض میشود و ارتفاع و ارتقا پیدا میکنم و به دانایی میرسم.
به قول مسافر حمید که همیشه میگویند: اگر من یک سیسی از شربت OT را کم کنم و به معلوماتم اضافه نشد، هیچ فایدهای ندارد. میخواهد همین را بگوید که باید چشمه جوشان شوم و خصوصیات آن چشمه را هم داشته باشم. در کنگره سفر میکنم و از سفر اولی به سفر دومی و رهایی پیدا میکنم. آن اختلاف پتانسیل را در خودم ایجاد میکنم و اینجا میگوید: چشمه جوشان و رود خروشان همه به بحر و اقیانوس میرسند؛ ولی گاهی اوقات من یک چشمهای جوشان شدم؛ ولی رود خروشان نشدم.

آقای مهندس میفرمایند: رودی که خروشان باشد، هر مانعی که سر راهش قرار بگیرد یا آن مانع را برمیدارد یا از روی مانع میپرد و به هر شکلی خودش را بالا میآورد و هیچ سختی نمیتواند مانعش باشد. مندر کنگره سفر کردم و خدمتگزار شدم؛ اگر شخصی به من حرفی زد، آن دانایی، خرد، آگاهی در وجود من هست، آمدهام که چهار نفر من را ببینند که فلانی کنگرهای است یا اینکه نه، آمدهام یک خدمتی بکنم، یک نامهای بنویسم یا چند نفری را به حال خوب و آرامش برسانم و حالشان را خوب کنم.
وادیها خیلی زیبا پشت سر هم قرار دارند. وادی دهم میگوید: صفت گذشته در انسان صادق نیست. ما اگر توانستیم صفتهای قبلی را در درون خودمان حل کنیم و تغییر بدهیم و از صفت گذشتهمان دست برداریم و به آن دانایی و آگاهی برسیم و از آن نادانی به دانایی رسیده باشیم چشمه جوشان و رود خروشان میشویم. افرادی هستند که چشمه جوشان و رود خروشان شدند؛ ولی به بحر و اقیانوس نمیرسند؛ یعنی همین زایندهرود خودمان که به باتلاق گاوخونی میریزد. حالا در کنگره حضور دارم؛ باید تلاش کنیم و آن اختلاف پتانسیل را در خودم ایجاد کنم که راهنما شوم و جایگاهم را بالا و بالاتر ببرم.
نگاه کنیم در سیستم منظومه شمسی میبینیم که همه سیارات به دور خورشید میچرخند. چرا همه سیارات به دور خورشید میچرخند؟ بیکار که نیستند. اگر بخواهیم از لحاظ وسعت درنظر بگیریم و نگاه کنیم، خورشید چیزی حدود ۱۳میلیون برابر بیشتر از زمین وسعت دارد و تمام سیارات به دور آن میچرخند. یکسری سیاره مثل زحل داریم. سیاره زحل هم فکر میکنم ۱۰۰ تا ۱۵۰ برابر بزرگتر از زمین است؛ ولی چرا زمین به دور خورشید میچرخد؟ به خاطر آن انرژی پتانسیل درونی که وجود دارد.
مرکزیت ما در کنگره۶۰ آقای مهندس هستند. آن اطلاعات و آگاهی که ما هرچه بخواهیم هست، ما فقط باید بخواهیم. همین چند صد سیدی که داریم؛ اگر واقعاً بخواهیم چشمه جوشان و رود خروشان بشویم، از الان تا بیست سال دیگر، روزی یا هفتهای که بخواهیم میتوانیم استفاده کنیم. سیدی برای گوش دادن هست که از هر سیدی واقعاً یک نکته یاد بگیریم و در زندگی عملی بکنیم و به خاطر همین اختلاف پتانسیلی که از خودمان ایجاد میکنیم، چشمه جوشان و رود خروشان میشویم.
من خودم اوایل که به کنگره آمدم و آن پیام اول وادی یازدهم که میگوید: شیاطین دارند و نیروهای منفی چه میکنند، با خودم گفتم این نیروهای منفی، شیاطین و این چشمه جوشان و رود خروشان چیست و متوجه نمیشدم. میگفتم من آمدهام اینجا، قبلاً موادی میکشیدم و حالا نمیخواهم مواد را بکشم، اینها چه ربطی به درمان اعتیاد دارند؟ بعدها خوب متوجه شدم. آقای مهندس میفرمایند: "ما در کنگره معتاد ترک نمیدهیم، هدف ما اینجا تربیت و پرورش استاد است." من اگر آمدهام کنگره و مطلبی یاد گرفتهام، در کلامالله مجید هم میگوید: تکلیف ما را مشخص کرده است، با یک آیه که میگوید: «ما به هر کس به اندازه نفسش از او انتظار داریم.»
من آمدهام و یک موضوعاتي من را لایق دانستهاند و مطالبی را یاد گرفتهام. هرچه بالاتر و جلوتر رفتم، تکلیفمان سختتر و خدمتمان بیشتر میشود؛ باید بیشتر بیاییم و باید در گود باشیم؛ باید رفتار، کردار، گفتار و عملکرد من طوری باشد که همه ببینند و در کنگره حضور پیدا کنند. یک زمانی که من مواد مصرف میکردم، خیلی میترسیدم که مبادا کسی من را ببیند. برای تهیه مواد با اینکه ده تا ساقی اطراف خانهمان بودند؛ ولی ۱۰ تا ۲۰ کیلومتر دورتر میرفتم مواد تهیه میکردم تا اینکه چند ماه گذشت و همه فهمیدند. یک شعبه نزدیک خانه ما بود از جلوی شعبه رد میشدم تا اینکه آمدم و سفر کردم و به رهایی رسیدم. وقتی به رهایی رسیدم گفتم حالا که همه میدانستند من مواد میکشیدم، بگذار بدانند که درمان شدهام و این کنگره بود که باعث شد حال من خوب شود.
من باید با تلاش و کوشش، تفکر، تجربه و آموزش، با ایمان و عمل سالم، حس، عقل و عشق سالم همراه با آموزش و تجربه مفید، فردی تأثیرگذار باشم و همچون چشمهای جوشان و رودی خروشان برای خود و دیگران خدمتگزاری صادق در مسیر و راه کنگره باشم. در پایان از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و تمامی خدمتگزاران کنگره۶۰ و خدمتگزاران کنگره ۶۰ نمایندگی اردستان کمال تشکر و قدردانی را دارم.
تایپیست: مسافر محمدرضا (لژیون اول)
ویراستار: مسافر رسول (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازهواردین مسافر ابراهیم
ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
128