English Version
This Site Is Available In English

قدردانی؛ کلید حفظ نعمت‌ها

قدردانی؛ کلید حفظ نعمت‌ها

دهمین جلسه از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر عادل با دستور جلسه:«در کنگره 60 چگونه قدردانی کنیم؟»روز سه‌شنبه ۱۴۰۴/۰۹/۲۵ ساعت۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، محمد هستم، یک مسافر.

در ابتدا خداوند را شاکر هستم که یک روز دیگر در کنگره حضور دارم و این جایگاه را تجربه می‌کنم. خدا را صد هزار مرتبه شکر که بار دیگر توفیق شد در شعبه امیر حاضر باشم و آقای ابراهیم لطف کردند و من را دعوت کردند تا امروز در جایگاه استاد خدمت کنم. از دبیر و نگهبان سپاسگزارم که به من اجازه خدمت دادند.


دست‌های آقای مهندس را می‌بوسم؛ به خاطر اینکه به من کمک کردند تا از آن سیاهی‌هایی که در زندگی‌ام درگیرشان بودم و در آن‌ها غرق شده بودم بیرون بیایم، زمانی که هیچ امیدی نداشتم. با آن آموزش‌ها و بستری که فراهم کردند، توانستم آموزش بگیرم و درمان شوم. منی که هیچ‌وقت جرأت این را نداشتم که جایی خودم را معرفی کنم، چون صفت زشت اعتیاد مثل داغی روی پیشانی‌ام چسبیده بود و هر جا می‌رفتم همراهم بود. آن صفت از من گرفته شد و امروز می‌توانم اینجا بیایم، صحبت کنم، تجربه‌ام را بگویم، خدمت کنم و در جامعه مفید باشم.
اگر بخواهم نعمت‌هایی که کنگره ۶۰ به من داده را بشمارم، اگر از همین الان شروع کنم، فکر می‌کنم تا سال بعد هم تمام نشود؛ چون هر چیزی که حتی فکرش را هم نمی‌کردم و در خواب هم نمی‌دیدم، کنگره به من داد.
در ابتدا برای شکرگزاری باید از خداوند بابت نعمت‌هایی که به ما داده شکرگزار باشیم. من در ابتدا آن‌قدرها هم در قعر تاریکی نبودم؛ خداوند جسم سالم به من داد، موهبت انسان بودن را به من داد و مرا اشرف مخلوقات قرار داد، اما خودم متوجه نشدم. با جهل و نادانی، آن صفحه سفیدی که در اختیارم قرار داده بودند، همان‌طور که مهندس در سی‌دی «نقاش» به زیبایی می‌گویند، برداشتم و فقط خط‌خطی‌اش کردم؛ طوری که هیچ‌کس حتی رغبت نمی‌کرد به آن نگاه کند. خودم هم حالم به هم می‌خورد وقتی به آن نگاه می‌کردم و فقط منتظر بودم تمام شود. به خدا می‌گفتم فقط یک جایی تمامش کن و جرأت نمی‌کردم به آن چیزی که خودم ساخته بودم نگاه کنم.


کنگره آمد و کاری که برای من کرد این بود که یک پاک‌کن به من داد. وقتی همه رنگ‌ها را با هم قاطی کرده‌ای، چگونه می‌توان آن را پاک کرد؟ با هیچ روشی نمی‌شود؛ اما کنگره تنها جایی بود که به من فرصت داد آن صفحه را سفید کنم و بعد دوباره یک قلم به من داد و گفت: حالا یک چیز زیبا نقاشی کن، چیزی بکش که برای همیشه بماند.
من شخصاً تاریکی زیادی را تجربه کردم. در اعتیاد همه چیزم را از دست دادم؛ از همه بالاتر آبرویم را. زندگی‌ام، اموالم، خانواده‌ام، اعتبار و آبرویم را در خانواده خودم از دست دادم. خواهر و برادرهایم دیگر روی من حساب نمی‌کردند و کاملاً از جامعه طرد شده بودم. کنگره همه این‌ها را به من برگرداند.
الان که اینجا نشسته‌ام و فکر می‌کنم، می‌بینم دیگر چیزی نیست که از خدا بخواهم. همیشه وقتی دعا می‌کنم فقط می‌گویم: خدایا عاقبتمان را به خیر کن. چون الان همه چیز دارم و فقط از خدا می‌خواهم با همین صفت‌هایی که دارم من را ببرد.
ما باید خیلی حواسمان جمع باشد و قدردانی دقیقاً همین‌جاست. منظور از قدردانی از کنگره این نیست که کنگره محتاج تشکر من است؛ جایگاه کنگره خیلی بالاست. این دستور جلسه می‌خواهد به ما یاد بدهد که در هستی قدر داشته‌هایمان را بدانیم تا از ما گرفته نشود. همان‌طور که می‌گوید: شکر نعمت، نعمتت افزون کند؛ کفر نعمت، از کفت بیرون کند.

در وادی دهم هم آمده است که صفت گذشته در انسان صادق نیست. اگر نسبت به نعمتی که داریم دانا نباشیم، حتماً از ما گرفته می‌شود، چون صفت تغییر می‌کند. درست است که الان می‌گویم حالم خوب است و همه چیز دارم، اما از یک ساعت دیگر خودم خبر ندارم. اگر آموزش نگیرم، در مسیر نباشم و شکرگزار آن چیزی که به من داده شده نباشم، ممکن است از دست برود.

قدردانی احتیاج به دیدن دارد. گاهی ما فقط نگاه می‌کنیم، اما نمی‌بینیم. مثلاً نگهبان نظم را دم در نمی‌بینیم، در حالی که چه خدمت بزرگی انجام می‌دهد. من خودم گاهی دوست دارم دست نگهبان نظم را ببوسم. مرزبان ساعت یک‌ونیم می‌آید، در را باز می‌کند، فضا را آماده می‌کند و ما با آرامش می‌آییم، می‌نشینیم، آموزش می‌گیریم و حالمون خوب می‌شود. اگر این‌ها را درک کنیم، دیگر قیمتی نمی‌شود رویشان گذاشت.


اگر من به کنگره بیایم و فقط به این بسنده کنم که ۱۱ ماه بیایم، اعتیادم درمان شود و بعد بروم، شاید فکر کنم زرنگی کرده‌ام، اما به نظر من این زرنگی نیست. زرنگ کسی است که جهان‌بینی را یاد بگیرد، کنگره را درک کند، لژیون سردار را بشناسد و بفهمد اصل کنگره ۶۰ برای چیست و مهندس چرا کنگره را تأسیس کرده است.
اینکه می‌گوید «فقط پیوند محبت است که ما را به هم متصل نگه می‌دارد»، باید بفهمیم محبت یعنی چه. همین محبت است که مواد و سیگار را از ما می‌گیرد؛ صفتی که مهندس در کنگره جاری کرده و ما آن را گرفته‌ایم. اگر کسی این را درک کند، دیگر از این در خارج نمی‌شود.

ان‌شاءالله که قدردانی را یاد بگیریم و آن را فقط در کنگره نگه نداریم، بلکه به خانه ببریم؛ از همسر، فرزند، مادر، و حتی رفتگر کوچه تشکر کنیم. از هر کسی که کوچک‌ترین خدمتی به ما می‌کند تشکر کنیم، حتی از کسی که لبخند می‌زند. اگر کاری هم نمی‌توانیم بکنیم، لبخند که می‌توانیم بزنیم.
ان‌شاءالله سفر اولی‌ها سفرشان را به‌خوبی انجام بدهند، آموزش‌ها را بگیرند و آن‌ها هم بتوانند خدمت کنند و حال یک نفر را خوب کنند.
ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.

نگارش: مسافر مهدی

عکس: همسفر سعید

تنظیم: مسافر عادل

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .