این دستور جلسه بسیار پر محتوا و کاربردی است. اینکه آقای مهندس دو مسئله یادگیری و معرکهگیری را در کنار هم قرار دادند، به این دلیل است که جهان بر پایه اضداد بنا شده است. هر چیزی در هستی را به واسطه ضد آن میشناسیم و دلیل دیگر آن، این است که هرچه سطح آگاهی یا دانش انسان بالاتر برود، سطح معرکهگیری او پایین میآید. این جهان مهد است و همواره انسان در حال یادگیری است. چه خوش گفت پیامبر راستگو: «ز گهواره تا گور دانش بجوی». ما زمانی که از آموزش فرار میکنیم و مرتب کارهای نادرست خود را توجیه میکنیم، به هیچ وجه قبول نمیکنیم که اشتباه کردهایم و همیشه به حاشیه میرویم و از اصل موضوع دور میشویم؛ به اصطلاح معرکهگیری میکنیم یا به قول معروف سفسطه میکنیم. این کار نمونه بارزی از جهل و ناآگاهی ماست.
آقای مهندس اصل یادگیری را در جهانبینی و تمرکز روی خودمان قرار دادهاند. دریچه افکار و اندیشه انسان زمانی باز میشود که اشتباهات را بپذیرد و منیت را کنار بگذارد تا بتواند آموزشها را دریافت کند. بزرگترین شهامت این است که اشتباهات را بپذیریم و جرأت داشته باشیم بگوییم اشتباه کردهایم و عذرخواهی کنیم. کنگره جای یادگیری و آموزش است و حیطه یادگیری گسترده است، و اگر کسی که وارد کنگره شده، دنبال یادگیری و آموزش و خدمت نباشد، از مسیر خارج میشود. ما بارها این ضربالمثل را شنیدهایم که: «رودخانه هرچه عمیقتر باشد، آرامتر است» و «درخت هرچه پربارتر باشد، افتادهتر است»؛ البته اگر شاخههای درخت ضعیف نباشد.
یک روز در لژیون در رابطه با نفس اماره صحبت شد. راهنمای گرامی گفتند: ما منفیها را از بین نمیبریم، نفس را نمیکشیم؛ بلکه نفس را در سایه آموزشها تربیت میکنیم. من در زندگی خیلی جاها معرکهگیری کردم و داشتم و دارم. مثلاً در مسائل علمی چیزی را گفتم یا حتی قضاوت کردم؛ شاید درست هم نبوده، ولی چون میخواستم حق با من باشد، معرکهگیری میکردم. البته متوجه اشتباه خودم هم میشدم، ولی کوتاه نمیآمدم. وقتی وارد کنگره شدم، با نوشتن سیدیها مشکلی نداشتم؛ اما همیشه سؤال میکردم چرا نمیشود از دفتر سالنامه استفاده کرد؟ یا چرا باید تمام صحبتهای مهندس را بنویسم؟ چه لزومی دارد؟ البته این را هم بگویم که صحبتهای آقای مهندس را با عمق وجود گوش میکنم و برای نوشتن سیدیها لحظهشماری میکنم، اما عجول هستم. جمله به جمله و کلمه به کلمه نوشتن برایم سخت بود و بیشتر مواقع خلاصهبرداری میکردم. بعد از ۱۱ ماه که نوشتم، وقت گذاشتم و متوجه شدم باید دوباره از نو بنویسم. وقتی راهنمای محترم گفتند دوباره وادیها را باید بنویسی، قبول کردم؛ چون فهمیدم اشتباه از خودم بوده و باید روی خودم کار کنم و خودم را تنبیه کنم. هیچ معرکهگیری نکردم؛ چون باید این اشتباهم را تصحیح میکردم و با جان و دل پذیرفتم. چون من باید درمان شوم، باید نقاط ضعفم را بشناسم و نفسم را تربیت کنم.
معرکهگیری با یادگیری رابطهای متضاد دارد. زمانی که وارد معرکهگیری میشویم، یادگیری اتفاق نمیافتد. من در این دلنوشته بیشتر درباره معرکهگیری نوشتم؛ چون فکر میکنم اگر معرکهگیری را کنار بگذاریم، یادگیری قطعاً اتفاق خواهد افتاد. و هدف من از آمدن به کنگره چیست؟ هدف اصلی ما آموزش و یادگیری است؛ هدف این است که قوانین درست زندگیکردن را فرا بگیریم، جهان درون و بیرون خود را بشناسیم و آموزشها را در زندگی عملی کنیم. در پایان این دلنوشته را مزین میکنم به حدیثی از پیامبر اکرم (ص): خَيرُ الدُّنيا وَالآخِرَةِ مَعَ العِلمِ وَشَرُّ الدُّنيا وَالآخِرَةِ مَعَ الجَهلِ. خیر دنیا و آخرت با دانش است و شرّ دنیا و آخرت با نادانی. تعلیم و تربیت انسان از جمله مهمترین برنامههای پیامبران است.
نویسنده: همسفر زهرا.م رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم)
ارسال: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم) دبیر اول سایت
نمایندگی همسفران خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
107