بسم الله الرحمن الرحیم
دستور جلسه هفته: وادی اول و تاثیر آن روی من
با تفکر ساختارها آغاز میشود، بدون تفکر آنچه هست روبهزوال میرود.
قبل از هر چیز طبق معمول یادآور میشویم که بر اساس پروتکل روش درمان تدریجی یا کاهش پلهای مصرف با استفاده از داروی اپیوم یا اپیوم تینکچر (DST) برای رسیدن به درمان قطعی اعتیاد، یعنی نقطهای که مصرفکننده مواد مخدر به جایگاهی برسد که در آن جایگاه نهتنها مواد مخدر مصرف نمیکند، بلکه در درون او هیچگونه میل و خواستی برای مصرف مواد مخدر وجود نداشته باشد و علامتی از حالتهای اعتیاد گونه در چهره، آناتومی و رفتار او مشاهده نشود و بهراحتی و بهدوراز ناآرامیها و دلنگرانیهای زمان اعتیاد، در آرامش و آسایش به زندگی خود ادامه دهد، بایستی سه ضلع مثلث درمان اعتیاد یعنی، جسم، روان و جهانبینی او به تعادل کامل برسد. مصرفکننده مواد مخدر برای رسیدن به این نقطه راه سخت و طولانی و درعینحال شیرینی را بایستی بپیماید که نقطه آغاز آن دستور جلسه این هفته است. این دستور جلسه مستقیماً مربوط به ضلع جهانبینی درمان اعتیاد است و تأثیر بسیار مهم و شگرفی در موفقیت ما دارد.
وادی اول میگوید: با تفکر ساختارها آغاز میشود و بدون تفکر آنچه هست روبهزوال میرود. ببینیم در متن وادی اول نوشته آقای مهندس حسین دژاکام، مطالب چگونه آغاز میشود.در این وادی بهتر است بدانیم چگونه همهچیز پیدا میشود و یا همهچیز خلق میشود، برای پیدا شدن یا به وجود آمدن و یا خلق شدن، اولین قدم یک فکر است و یا یک اندیشه و این اندیشه آغاز خلق است. بنابراین همه انسانها برای پیدا شدن لازم است تفکر نمایند و نیروی القا و احیا و تحرک هم موجود میباشد به عبارتی همهچیز اول مثل صفحه سفید نقاشی است، سپس ذرهذره تصویر پدیدار میگردد و از معنی آنهم زشت و زیبا و هم خوب و بد پدیدار میشود.
پس اول باید تفکر نمود؛
وادی اول، مصرفکننده مواد مخدر که بارها و بارها اقدام به ترک نموده و موفق نشده است را مورد خطاب قرار میدهد و به او تفهیم میکند که علت شکستهای پیدرپی او چه بوده است در این وادی تأکید میشود که با خواندن این وادی نمیخواهیم همین امروز تصمیم به ترک و قطع مصرف بگیریم، زیرا این حرکت یعنی ترک و قطع ناگهانی مصرف، حرکتی بدون تفکر و بینتیجه است که نمیخواهیم آن را تکرار کنیم، بلکه میخواهیم با تفکر راهی منطقی و اصولی برای درمان قطعی اعتیاد بدون عود، برگشت و یا ریپلیس را بیابیم، این وادی نقطه آغازی است برای حرکتی اصولی و صحیح برای درمان اعتیاد. مطالعه این وادی در کنار مقالات علمی کنگره ۶۰و کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر مقدمات حرکت مصرفکننده مواد مخدر برای درمان اعتیاد را فراهم میکند و نقطه آغاز یا مبدأ حرکت را بهروشنی ترسیم مینماید.
همانگونه که در ابتدای متن وادی اول اشاره میشود، تفکر نقطه آغاز خلق و پیدایش است .برای خلق و به وجود آوردن هر چیزی، حتی درمان و رسیدن به رهایی بایستی تفکر نمود و این تفکر بایستی اصولی و منطقی و بر مبنای واقعیت و با داشتن اطلاعات درست و صحیح باشد، کنگره ۶۰ اطلاعات و دانش درمان اعتیاد را در اختیارمان قرار میدهد و بر اساس این داشتهها میتوانیم برای درمان اعتیاد و رسیدن به رهایی، درست و منطقی فکر کنیم. البته در مراحل بعد و وادیهای بعدی میآموزیم که تفکر بهتنهایی کاری از پیش نمیبرد و بایستی در ادامه به اجرا گذاشته شود و تفکر خود یک مثلث کامل است، اما در این مطلب فرود ما روی اهمیت بسیار زیاد موضوع تفکر میباشد.
در جزوات جهانبینی، تعاریف بسیار زیبا و دقیقی از تفکر ارائهشده است و جایگاه تفکر در دانایی ما نیز کاملاً مشخصشده است، این تعریف عبارت است از اینکه تفکر حرکت از یک نقطه مجهول برای رسیدن به یک نقطه معلوم است. یا به سخن دیگر تفکری درست و منطقی است که مجهولات را برای ما روشن کند. برای درمان اعتیاد بدون در دست داشتن اطلاعات و شناخت کافی، دنیایی از مجهولات و سؤالات بیپاسخ وجود دارد اما زمانی که با علم درمان اعتیاد آشنا میشویم و مقاله علمی صورتمسئله اعتیاد را مطالعه کنیم، تفکر ما یک تفکر درست خواهد بود و مجهولات ما تبدیل به معلومات میشود. تمامی سؤالات بیپاسخ ما پاسخ داده میشود. صورتمسئله اعتیاد دقیقاً صورت سؤالات ما را در حوزه درمان اعتیاد پاسخ میدهد و دلیل شکستهای پیدرپی خود را متوجه میشویم.
در این وادی اشاره میشود که در کنار تفکر، نیروی القاء و احیاء و تحرک نیز موجود میباشد. تفکر ما برای درمان اعتیاد و در ادامه سایر موفقیتهای زندگی در کنار این مثلث یعنی القا، احیا و تحرک بهترین نتیجه را خواهد داد. یعنی اگر بتوانیم تفکر را مکمل این مثلث نماییم. احیا، القا و تحرک برداشت دیگری از مثلث درمان اعتیاد یعنی جسم، روان و جهانبینی میباشد. اگر دقت کنیم میبینیم که در قسمت جسم حرکت اختصاصی ما برای رسیدن به تعادل جسمی و فیزیولوژی، عملیات تیپرینگ و کاهش پلهای مصرف داروی اپیوم و اپیوم تینکچر است، اما این بهتنهایی کافی نیست.
هدف ما در درمان اعتیاد ازنقطهنظر تعادل جسمی و فیزیولوژی، احیا و زنده شدن جسم است، بنابراین جسم و احیاء باهم منطبق هستند، اما چه زمانی احیاء اتفاق میافتد؟ زمانی که کارکرد ما روی دو ضلع دیگر یعنی روان و جهانبینی نیز به کمک ضلع جسم بیاید، در آن موقع پس از طی دوره ۱۱ ماهه درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ احیاء را بهوضوح در جسم خود مشاهده خواهیم کرد.
در ضلع جهانبینی، حرکت اختصاصی ما برای رسیدن به تعادل، آموزش و رسیدن به دانایی است، در پروسه آموزشی درمان اعتیاد، مصرفکننده مواد مخدر در طول ۱۱ ماه آموزش کاملی را برای رسیدن به درمان قطعی اعتیاد و رسیدن به رهایی میبیند، سفر اولیهایی که با تمام وجود به این آموزشها توجه میکنند و این آموزشها را بهخوبی فرامیگیرند، درست زندگی کردن، سالم بودن و در یک کلمه صراط مستقیم به آنها القاء میشود. اتفاقی که در ضلع جهانبینی روی میدهد، القاء است، فرصت نداریم که به مفهوم کامل القاء اشارهکنیم اما در فیزیک گفته میشود که القاء زمانی اتفاق میافتد که بدون تماس فیزیکی، دو جسم یا شیء یا جریان تحت تأثیر یکدیگر قرار بگیرند. مثلاً اگر در یک سیم برق جریان قوی برق وجود داشته باشد، اگر سیم دیگری در نزدیکی آن باشد، بدون تماس، جریان ضعیفی در آن سیم نیز به وجود خواهد آمد.
در بخش جهانبینی، مصرفکنندگان مواد مخدر خواهناخواه تحت تأثیر جهانبینی رها یافتگان از اعتیاد قرار میگیرند و خواست رهایی بیشتر از پیش در آنها ایجاد میشود. در این مسیر شخص بهجایی میرسد که دیگر نمیتواند حالتهای معتاد گونه زمان مصرف را داشته باشد.
زمانی که لذت و شیرینی صداقت را آموخت و به او القاء شد دیگر نمیتواند دروغ بگوید، زمانی که شیرینی رهایی را چشید، دیگر نمیتواند مصرفکننده باشد، زمانی که لذت صراط مستقیم را چشید و به او القاء شد، دیگر نمیتواند غیرازاین باشد.
بنابراین اگر دقت کنیم، ضلع جهانبینی مثلث درمان اعتیاد نیز با القا منطبق میشود، اما تعادل جهانبینی آنگونه که مدنظر کنگره ۶۰ میباشد، یعنی القای درست زندگی کردن و سالم بودن زمانی به جایگاه مطلوب خود میرسد که ضلع جهانبینی در کنار دیگر اضلاع مثلث درمان اعتیاد یعنی جسم و روان قرار بگیرد.
تحرک و روان:
در ضلع روان، ابتدا بایستی ببینیم که عدم تعادل روانی مصرفکننده به چه مفهوم است. قطعاً این عدم تعادل روانی به معنی خداینکرده دیوانه بودن یا تیمارستانی بودن نیست البته داخل پرانتز باید بگوییم که برای مصرفکنندگان شیشه به معنی دیوانه بودن و تیمارستانی بودن نیز هست اما برای سایر دستهها مثل تریاکیها، شیرهایها ... چنین چیزی نیست. عدم تعادل روانی به مفهوم افسرده بودن و گوشهگیر بودن، کمتحرک بودن، منزوی بودن و دوری از جمع و هماهنگ نبودن بازندگی، اجتماع، خانواده و جامعه است.
در کنگره ۶۰ معتقدیم که این عدم تعادل روانی ریشه در تعادل جسم دارد و با به تعادل رسیدن جسم، روان نیز به تعادل کامل خواهد رسید. اما باید بگوییم که این تعادل زمانی به شکل کامل و مطلوب خود را نشان میدهد که ضلع روان در کنار جسم و جهانبینی قرار بگیرد. یعنی تعادل جهانبینی نیز در کنار تعادل جسمی، نقش بسیار تعیینکنندهای در تعادل روانی دارد. مثلاً وادی دوم که مربوط به جهانبینی است، بهوضوح روی ضلع رواندرمان اعتیاد اثر میگذارد و احساس پوچی و ناامیدی را از بین میبرد.
ممکن است سؤال شود که بسیار خوب در ضلع جسم عملیات تیپرینگ و در ضلع جهانبینی هم آموزش و دانایی حرکتهای اختصاصی محسوب میشوند. حالا حرکت اختصاصی ما در ضلع روان چیست ؟ حرکت اختصاصی ما در ضلع روان، موضوعی است که در کنگره ۶۰ تحت عنوان بازیگر بودن و خدمت کردن از آن یاد میشود. برای همین در کنگره ۶۰ اینقدر تأکید میشود که بایستی بازیگر بود و خدمت کرد، زیرا این حرکت که درمجموع میتوانیم تحت عنوان تحرک از آن یاد کنیم دقیقاً مربوط به تعادل روانی ما و خروج از حالتهایی چون منزوی بودن، افسردگی و گوشهگیری است. بهجای دوری از جمع، به جمع نزدیک میشویم، در جمع صحبت میکنیم و خدمت میکنیم.
بنابراین تحرک نیز کاملاً با ضلع روان منطبق است. در اینجا متوجه میشویم که وقتی گفته میشود نیروی القا، احیا و تحرک نیز موجود میباشد به چه مفهوم است.
در پروسه درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ درست فکر کردن را میآموزیم، در ادامه به تفکرات خود عمل کردن را نیز میآموزیم، در پروسه درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ جسم و روان و جهانبینی ما به تعادل میرسد آنگاه تفکر ما سالمترین تفکر خواهد بود، میآموزیم که به چه فکر کنیم و به چه فکر نکنیم، میآموزیم که تفکر آغاز خلق است و اگر به چیزی فکر کنیم باید بدانیم که گام اول را برای خلق و به وجود آوردن آن برمیداریم. پس باید خیلی مواظب باشیم که به چه چیزهایی فکر میکنیم زیرابه هر چه فکر کنیم، باید منتظر روی دادن و اتفاق افتادن آن نیز باشیم. اگر به شکست و نتوانستن فکر کنیم، باید منتظر روی دادن و اتفاق افتادن آن نیز باشیم. اگر به موفقیت و پیروزی فکر کنیم، باید منتظر وقوع آن باشیم، در این وادی یاد میگیریم قبل از هر انجامی ابتدا فکر کنیم، درست فکر کنیم و در پی کشف مجهولات و ترسیم راه باشیم، نه اینکه مانند زمان اعتیاد اول انجام بدهیم و بعد فکر کنیم.
در وادی اول میآموزیم که از این موهبت و از این قدرت عظیم که به انسان دادهشده است درست استفاده نماییم. قدرت تفکر انسان قابل قیاس با موجودات دیگر نیست. در سوره بلد اشاره میشود که خداوند انسان را بر سر دوراهی هدایت کرد ( وَ هَدَیناهُ نَجدَین ). این دوراهی بیانگر اختیار انسان است. اگر موضوع اختیار با آن درجه اهمیت و عظمت به انسان تفویض شد، در کنار آن، قدرت تفکر و تعقل نیز داده شد تا بتواند از عهده اختیار برآید. طبق بیان کلامالله شریف، هر مصیبتی که به انسان اصابت میکند، چیزی نیست مگر اینکه انسان با دستان خودش آن مصیبت را برای خود به وجود میآورد. تمام بدبختیها و خرابکاریهای ما در طول زندگی ازجمله اعتیاد و مصرف مواد مخدر، چیزی جز فکر نکردن و بدون تفکر عمل نمودن نیست. زیرا بدون تفکر همهچیز روبهزوال میرود. بدون تفکر همهچیز نابود میشود و از دست میرود و با تفکر همهچیز ساخته میشود.
به شما عزیزان توصیه میکنیم جهت آشنایی بیشتر با موضوع بسیار مهم وادی اول، متن کامل نوشتار این وادی، فایل صوتی مربوط به آن و همینطور جزوات جهانبینی را مطالعه فرمایید.
با احترام
مسافر علی خدامی
- تعداد بازدید از این مطلب :
61