سیزدهمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی اسلامشهر با استادی مسافر پویان و نگهبانی مسافر سیروس و دبیری مسافر علی با دستور جلسه " وادی چهاردهم و تاثیر آن روی من" روز دوشنبه ۲۷ اسفندماه ۱۴۰۳ ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان پویان هستم یک مسافر
خداوند را شاکرم که به وسیله نیروی عشق و جاذبه آن، گ بار دیگر این جایگاه را تجربه میکنم و در خدمت شما عزیزان هستم تا آموزش بگیرم و خدمت کنم.
امسال چهارمین سال است که به عنوان خدمتگزار و دومین سال است که به عنوان استاد، در هفته آخر سال و در دستور جلسه وادی چهاردهم توفیق خدمت در کنگره را دارم و معمولا هم افرادی که عاشق هستند با وجود تب و تاب عید در این جلسات آخر حضور پیدا میکنند؛ هرچند که بساط عید دو روز است، اما بساط عشق همیشه پابرجاست.
از خداوند ممنونم که با کمک کنگره خود را آنگونه که هستم پذیرفتهام و یاد گرفتم اگر تمام وادیها را کلمه به کلمه حفظ کنم، چگونگی عملکرد من است که تعیین میکند در چه شرایط و جایگاهی هستند و وضعیت من به چه شکلی است؛ تمام سیزده وادی برای رسیدن من به خود است و این رسیدن به خود، در واقع خودشناسی است و تا به این مرحله نرسم وادی چهاردهم که عشق و محبت است را درک نخواهم کرد. زیرا انسان، مسئلهای را که درک نکند رد خواهد کرد، چون آن را حس نمیکند، و عشق هم به همین صورت است. هر یک از ما تعبیر خود را از عشق داریم و بنده قبل از ورود به کنگره تعبیر درست و دقیقی از عشق نداشتم و آن را درک نمیکردم و در کنگره متوجه شدم هر آنچه را که میبینم یا نمیبینم، هر چیز که درک میکنم یا توان درک آن را ندارم، هر آن چیز که در هستی باشد و نباشد همه عشق است؛ خوب و بد نیز وجود ندارد، تنها قضاوت من است که آن را خوب یا بد میپندارد.
تجربه شخصی من این است که روزی که خود را بیشتر دوست دارم، در لژیون هم تاثیرگذارتر و پرانرژیتر هستم و بهتر میتوانم مطالب را انتقال دهم؛ روزی که خود را آنگونه که هستم نمیپذیرم و قبول ندارم، طبیعتاً با خودی که قبول ندارم میجنگم. وقتی کنگره را نیز میپذیریم، هرآنچه میشنویم را قبول میکنیم و مقاومتی نداریم زیرا درستی آن را پذیرفتهایم. کسی که خدمتگزار کنگره میشود، جایگاه خود را به واسطه حضور و خدمت مداوم پیدا کرده است، این بدان معناست که شخص خدمتگزار، هر روز وادی چهاردهم را با خود تمرین و تکرار میکند و برای دیگران الگو خواهد بود.
ذرات عشق در هستی به صورت پراکنده وجود دارد و از ازل نیز بوده است و من باید توان دریافت آن را در خود تقویت کنم و در واقع باید همجنس آن شوم، این اتفاق میسر نمیشود مگر آنکه درون خود را با کنار زدن کینه، نفرت، حسادت و ضدارزش، مملو از عشق کنم، به طور مثال گیرندههای رادیویی یا ماهوارهای هنگام بارش برف و باران دریافت مناسبی برای امواج ندارند، درون من نیز به همین شکل است، ضد ارزشها و مواد مخدر، گیرندههای من را مانند برف پوشانده بود و توان دریافت عشق و احساس را از من میگرفت؛ اما با ورود به کنگره و گذشت مدت کوتاهی عملکرد حسها باز میگردد، دریافت من قویتر میشود، نام مسافر به خود میگیرم، فرمانبردار میشوم، تنها چیزی که مصرف میکنم دارو است و در مسیر تزکیه و پالایش قرار میگیرم.
وقتی عشق پیشه کنم، باید بدانم هر چیز که سر راه من قرار میگیرد مطلقاً عشق است، چه رهجویی باشد که وضعیت مناسبی ندارد و در لژیون بی نظمی میکند، چه بیرون از کنگره رانندهای باشد که با خشم و فحاشی با من برخورد میکند، این منم که باید بدانم همه اینها آموزشی است برای تزکیه و پالایش من در صراط مستقیم، در واقع هر کس که سر راه من است یا به من آموزش میدهد و یا از من آموزش میگیرد. تمام مسائل زندگی عشق است، به این دلیل که خالق این هستی هر روز مسائلی را برای من در نظر میگیرد تا من ارتقا پیدا کنم و هر روز حال من بهبود یابد. اگر عشق وجود نداشت هیچ یک از ما از خانه بیرون نمیآمدیم تا به کنگره برسیم، به محل کار نمیرفتیم، هیچ حرکتی نیز در زندگی انجام نمیدادیم. پس تمام چهارده وادی، خصوصاً وادی چهاردهم برای این است که من آن را بیاموزم، درک کنم، و در جریان زندگی به کار بگیرم تا دیگران نیز آن را در من ببینند.
پیشاپیش فرا رسیدن سال نو و عید فطر را به همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم. متشکرم که به صحبتهای من توجه کردید.


متن و عکس : مسافر محسن
ارسال : مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
216