در پایان خدمت مرزبانی همسفر بهار و همسفر طیبه دررابطهبا دستور جلسه «وادی چهاردهم (عشق، محبت) و تأثیر آن روی من» مصاحبهای را انجام دادهایم که در ادامه نظر شما را به آن جلب میکنیم. با عرض سلام و ادب و با تشکر از اینکه در مصاحبه شرکت نمودهاید؛ لطفأ بهرسم کنگره خودتان را معرفی کرده و طریقه آشنایی با کنگره و زمان آن را بفرمایید.
سلام دوستان طیبه هستم، همسفر
من در تابستان ۱۳۹۸ از طریق جستجو در گوگل و نوشته یک مصرفکننده شیشه با کنگره۶۰ آشنا و وارد کنگره شدم. آخرین آنتی ایکس مصرفی، شیشه و قرص متادون با روش DST و داروی OT به مدت سیزده ماه و دوازده روز با راهنمایان محترم مسافر علی کاظمی و همسفر زهرا سفر کردیم و در حال حاضر به مدت چهار سال و دو ماه است که از دام اعتیاد آزاد و رها هستیم و در ادامه، سفر نیکوتین داشتیم با راهنمای بزرگوار، مسافر محمدرضا و اکنون سه سال و هشت ماه است که از دام نیکوتین نیز رها هستیم. ورزش مسافرم والیبال و ورزش خودم دارت است.
سلام دوستان بهار هستم، همسفر
از سالها قبل مسافرم با کنگره آشنا بودند؛ اما اذن ورود به کنگره برای ایشان صادر نمیشد تا اینکه سه سال پیش با اصرار خواهرشان با آنتی ایکس مصرفی هروئين و شیشه با روش DST و داروی OT وارد کنگره شدیم و به مدت دوازده ماه و بیست و سه روز با راهنمایان بزرگوار، همسفر محبوبه و مسافر پژمان سفر کردیم و در حال حاضر دو سال و پنج ماه است که از بند اعتیاد آزاد و رها هستیم. ورزش خودم دارت و ورزش مسافرم والیبال است.
طبق سیدی «موانع محبت ۲» بین مالکیت و محبت، عدم قطعیت وجود دارد. به نظر شما این جمله به چه معناست؟
راهنما همسفر طیبه
به نظر من محبت و مالکیت در یک ظرف نمیگنجند. اگر ظرف وجودی من سرشار از محبت باشد، خود را مالک چیزی نمیدانم. ما میدانیم که مالک همه چیز خداوند است و هر چه در این دنیا در اختیار ما قرار گرفته، امانت است تا بتوانیم به نحو احسن از آن استفاده کنیم. اگر من به مکان، اشیا یا اشخاص مالکیت داشته باشم؛ نمیتوانم از آنها کاربرد درستی داشته باشم. بهعنوانمثال؛ من اگر خود را مالک شخصی بدانم قطعأ تمام انرژی من، صرف نگهداری او میشود و هیچ پیوند محبتی بین ما به وجود نمیآید.
راهنما همسفر بهار
زمانی که احساس مالکیت به چیزی یا شخصی ایجاد شود، محبت کم میشود و این موضوع به این معنا است که ما مالک هیچچیز در دنیا نیستیم. انسان زمانی میتواند مالک چیزی باشد که خود، خالق آن باشد. علاقه، ترکیبی از مالکیت و محبت است. گاهی برای بهدستآوردن بسیار تلاش میکنیم و آن را به دست میآوریم؛ اما پس از بهدستآوردن، برای نگهداری آن دیگر تلاش نمیکنیم و فقط هدف این بوده است که مالک آن باشم و بدانیم که اگر در مورد موضوعی حس مالکیت نباشد و بهجای آن احساس محبت باشد دیگر آن موضوع رها نخواهد شد.
باتوجهبه اینکه شما در جایگاه مرزبانی خدمت نمودهاید؛ نظر یا تجربه خود را از این جمله وادی چهاردهم (محبت عام) «تنها پیوند محبت است که ما را به هم متصل نگاهداشته است» بیان کنید.
راهنما همسفر طیبه
به نظر من، محبت ریسمانی است که قلب انسانها را به هم گره میزند. محبت، پیوندی است ناگسستنی که تا بُعدهای بعدی این پیوند ادامه دارد. آقای مهندس در «سیدی معرفت» به این موضوع اشاره کردند که پایه محبت، معرفت و دانایی است. محبت عام؛ سایهها، جاذبهها و حسها هستند. زمانی که محبت در وجود ما باشد، تمام انسانها، گیاهان و جانوران (سایهها) را دوست داریم؛ زیرا بدون آنها نمیتوان زندگی کرد. از کشش و احساس بین ما و آنها عشق خاص، خلق میشود. به نظر من، خدمت مرزبانی تکرار و تمرین محبت عام است؛ زیرا میتوانیم تمام انسانها را دوست داشته باشیم و محبت را شکل بدهیم. در جایگاه مرزبانی روز اول، یک تازهوارد را در آغوش میگیریم و هنگام رهایی او مسیر محبتی که بین اعضا برقرار شده و همه تلاش کردند تا یک نفر به رهایی برسد، برای مرزبان تداعی میشود و این شادی، وصفناشدنی است؛ زیرا زیباترین عمل، خدمت به مخلوقین خداوند است.
راهنما همسفر بهار
سراسر خدمتها در کنگره۶٠ فقط با این جمله معنا مییابد؛ یعنی ما میدانیم که برای خدمت در کنگره دستمزدی پرداخت نمیشود و تمام این خدمات فقط برگرفته از عشق و محبتی است که نسبت به همدرد و همنوعان خود داریم. ما زمانی باحال بد وارد کنگره شدیم و اکنون که به این حال خوب رسیدهایم، باید این حال خوب را به دیگران انتقال بدهیم. ما وظیفه داریم در جایگاههای خدمتی، محبت را انتقال بدهیم و این باعث میشود که زنجیره محبت قطع نشود.
طبق سیدی «موانع محبت۱» عظیمترین نیرویی که در شرایط سخت به انسان کمک میکند؛ نیروی محبت درونی است. آیا در طول دوره مرزبانی چنین شرایطی برای شما نیز پیشآمده است؟ از تجربه خود در این زمینه برای ما بگویید.
راهنما همسفر طیبه
بله! باتوجهبه اینکه آقای مهندس شرایط سخت مرزبانی را قدمزدن بر روی گداختههای آتش توصیف کردند؛ واقعأ همینطور است و در این مواقع از نیروی درونی که با آموزشهای کنگره۶۰ تجلی پیدا کرده است؛ کمک میگیریم. بهعنوانمثال؛ بچههای کوچک در کنگره همچون گلهای خوشبو هستند و همهجا را عطرآگین میکنند و گاهی اوقات پیش میآمد که تعدادی از رهجوها و راهنمایان از سروصدا و بینظمی بچهها ناراضی بودند؛ ولی من بچهها را در هر شرایطی دوست داشتم و به نظر من اگر همسفری میخواهد به کنگره بیاید، بهترین کار این است که فرزندان خود را نیز به کنگره بیاورد. اگر فرزندان او در منزل یا نزد اقوام باشند؛ در حین زمانی که در کنگره حضور دارد؛ خیال او راحت نیست و یا درگیری ذهنی او راجع به اینکه چگونه بتواند؛ برای اقوام، حضور در کنگره را توضیح دهد بسیار زیاد است. من بهعنوان یک رهجو باید یاد بگیرم که علاوه بر سروصداها و بینظمی بچهها به آموزشهای خود، اهمیت دهم و این هنری است که مرزبان باید بداند که چگونه بچهها را هدایت کند تا آسایش دیگران نیز فراهم شود و بچهها و اعضای کنگره بتوانند از آن محیط، انرژی و بهره کافی را ببرند.
راهنما همسفر بهار
از بدو شروع خدمت تا پایان خدمت، گاهی سختیها و مسائلی در مسیر وجود دارد و آن چیزی که این مسائل را شیرین مینماید، همان نیروی محبت درونی است. زمانی که در کنگره درحالخدمت کردن باشیم، انرژی فراوانی از نیروی محبت درونی را دریافت میکنیم. بسیاری از مواقع، پیشآمده است که با خستگی ناشی از کار به کنگره آمدهام و با خدمتکردن، شروع به آبیاری محبت درونی خود و تزریق آن به دیگران شدهام و در پایان روز متوجه میشوم که انرژی من از اول صبح نیز بیشتر شده است.
تکانههای اضداد تا چه میزان در مسیر حرکت به سمت اهدافتان شما را یاریرسانید؟
راهنما همسفر طیبه
اضداد، جزئی از هستی هستند و به فرموده آقای مهندس «اضداد تکانههایی برای بیداری انسانها هستند». خداوند را شاکرم که این بیداری به من کمک کرد تا جایگاههای خدمتی متفاوتی را لمس کنم و این بزرگترین کمک به من بود تا خود را بیشتر بشناسم و محک بزنم. من خود را روی ترازویی میدیدم که گاهی سبک و بالا میرود و گاهی سنگین میشود و به زمین میرسد. آموزشها به من آموختند که حرکت کنم و از قافله عشق، عقب نمانم و در این راه همچون مسافری باشم و دست از طلب بر ندارم و باید از خود بگذرم تا به خود برسم.
راهنما همسفر بهار
اگر اضداد نباشند هستی معنا پیدا نمیکنند و اگر بدی نباشد، خوبی را نمیتوان درک کرد. در مسیر زندگی، بسیار تکانههای اضداد به سراغ ما آمدهاند و گاهی ما را از ادامه مسیر منحرف کردهاند یا بر روی تفکرات ما تأثیر گذاشتهاند؛ اما با یاری خداوند و آموزشهای کنگره اضداد را شناختهایم و میدانیم آن نیرویی که باعث ناامیدی میشود، همان نیروهای منفی هستند و توسط این شناخت، ما بهصورت بدل آن حرکت میکنیم. گاهی باید از نیروهای اضداد سپاسگزار باشیم که باعث حرکت و تلاش ما میشوند.
به نظر شما اگر عشق کامل باشد؛ چگونه در انسان زایش و خلق ایجاد میشود؟
راهنما همسفر طیبه
استاد امین فرمودند: «زمانی که مثلث عشق کامل شود؛ خلق و زایش در انسان به وجود میآید». در این صورت میفهمیم که فرد مجذوب نشده است و معجزهای رخ میدهد و آن شخص متوجه میشود؛ بعضی نرسیدنها نیز جز رسیدن است و این مرحلهای از عشق است. زمانی که عشق کامل میشود؛ آرامش درونی به انسان دست میدهد و این در سایه همان عشق درونی است و باعث میشود که چیز جدید به وجود آید و آنگاه من میتوانم دردی را تسکین دهم یا مرهمی باشم، برای دردهای دردمندان و این کار راهنما است که نقاط ضعف و قوت را در رهجو میبیند، راه را به او نشان میدهد و یک انسانی بااخلاق و رفتار متفاوت از قبل، احیا میشود.
راهنما همسفر بهار
ما نمیتوانیم، بگوییم که به عشق کامل واقف هستیم؛ ولی با دوستداشتن هستی و تمام موجودات، میتوانیم به عشق نسبی دست پیدا کنیم. عشقورزیدن به موضوعی از آسیبزدن به آن جلوگیری میکند و همین موضوع باعث زایش و خلقشدن میشود.
طبق سیدی «زخم عشق» در مسیر عشق ممکن است که ضربهای به انسان وارد شود. این مسئله را چگونه میتوان توجیه کرد؟
راهنما همسفر طیبه
در مسیر عشق نباید به دنبال توجیه بگردیم. عوامل بازدارنده درونی، قویتر از عوامل بیرونی هستند. من باید به نیروهای درونی و قوی خود، مراجعه کنم و با آن به مبارزه با عوامل و افکار فریبکارانه بپردازم. این مبارزه سخت و دردناک در مسیر خدمت که مسیر عشق است؛ به وجود میآید. خیلی عوامل باعث میشوند که من را از انجام کاری باز دارند؛ اما خود من مهم هستم که بتوانم آن عوامل را از جلوی پای خود برداشته و به جلو حرکت کنم.
راهنما همسفر بهار
تمام زندگی بر پایه عشق بنا شده است و در این مسیر آسیبها و خارهایی وجود دارد که انسان را بهشدت زخمی و خسته میکند و گاهی به جایی میرسد که انسان را از پای درمیآورند و تنها چیزی که باعث استواری مجدد انسان میشود، عشق است. اگر در وجود ما عشق و محبت باشد از موانع بهراحتی عبور مینماییم. بارها بوده است که در حین انجام کار منزل، دست ما زخم شده و در آن زمان متوجه نشده باشیم و دلیل آن تنها عشقی است که به انجام کار داشتهایم.
.jpg)
کلام آخر
راهنما همسفر طیبه
من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
احسان تو را شمار نتوانم کرد
گر بر تن من زبان شود هر مویی
یک شکر تو از هزار نتوانم کرد
خدا را شکر که خدمت زیبای مرزبانی نصیبم شد تا آنچه را نیاز داشتم، بیاموزم که نباید چشم بر ناملایمات ببندم؛ بلکه باید زیبا ببینم تا بتوانم مشکلات را حل کنم. این پایان دوره قشنگ را برای آغازی قشنگتر جشن گرفتم. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان سپاسگزارم. قدردان همسفران شعبه نائین هستم که از آنها بسیار آموزش گرفتم. از مسافر و فرزندان خود نیز سپاسگزارم که در این دوره سخت و سهل با من همراهی کردند. همچنین از تمامی خدمتگزاران سایت سپاسگزارم که به نحو احسن خدمت میکنند.
راهنما همسفر بهار
نقلقولی از استاد الهیقمشهای که میفرماید: انسان زمانی که عاشق شخصی باشد و در دید او نباشد به دنبال عشق او میگردد. زمانی که انسان عاشق خداوند و هستی باشد، برای پیداکردن عشق خود، با عشقورزیدن و خدمت بلاعوض به مخلوقین خداوند به عشق خود، دست مییابد. در پایان از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و تمام عزیزانی که باعث فراهمشدن این بستر شدند که ما به آگاهی و شناخت دست یابیم کمال تشکر را دارم.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر مینا (لژیون دوم)
عکس و ارسال: مرزبان خبری همسفر طاهره
همسفران نمایندگی نائین
- تعداد بازدید از این مطلب :
110