بیش از ۸ سال درگیر مصرف سیگار بودهام و ۴ سال با رویای رهایی از بند نیکوتین گذشت. سیگار همراه همیشگی غم و شادی من بود به طوریکه در تمام لحظات کنارم بود؛ ولی دیگر این رفتار زشت و پرضرر را نمیخواستم و بسیار تمایل داشتم سالم زندگی کنم و اسیر چیزی نباشم؛ چرا که از بردهبودن خسته شده بودم.
من به سیستم ایکس خود آسیب وارد کرده بودم طوریکه از تعادل خارج شده بود؛ حتی خواب شبانه ام را از تنظیم و نظم خودش خارج کرده بود. بسیار زیاد علاقه به ورزش و فعالیت داشتم؛ ولی توان ورزش را از من دریغ کرده بود و مدام نفس کم میآوردم و قفسه سینهام تیر میکشید به دلیل کمبود اکسیژن سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده بود و تمام طول سال را تقریبا سرما میخوردم و این سرما خوردگیهای مداوم سبب ایجاد آلرژی در من شد به گونهایی سرفههای پیدرپی داشتم که طپش قلب میگرفتم و از گلویم خون خارج میشد.
به درجهای رسیده بودم که سیگار را به اجبار میکشیدم، بارها و بارها سعی کردم سیگار مصرف نکنم؛ ولی موفق نمیشدم؛ چون که راه و روش درمان فقط در متد DST و در کنگره ۶۰ میباشد البته همراه با خوراک جهانبینی، تغییر دیدگاه و انرژی خوبی که راهنماهای عزیزم و بچههای کنگره به من میدادند توانستم به لطف پرودگارم درمان شوم. به نظر من مصرف سیگار برای یک خانم اوج حقارت است، من همیشه خجالت میکشیدم بر عکس اوایل مصرف که فکر میکردم کار باکلاسی است. همیشه از خداوند درخواست رهایی داشتم؛ چون دیگر نفسکشیدن برایم دشوار شده بود، آلرژیام بسیار شدت گرفته بود به طوریکه ریههایم در خطر بودند.
سفر نیکوتین بسیار ارزشمند است؛ چون از آن بندی که سالها به دست و پای من زده شد بود رها شدم، سلامتی خود را به دست آوردم؛ حتی به راحتی ورزش میکنم، پیادهروی میکنم و به لطف خداوند و آموزشهای کنگره۶۰ زندگی سالمی دارم و این جسمی که دست من امانت است را دوباره احیاء کردهام. دیگر زمان مهمانی رفتن استرس نمیگیرم و با خودم نمیگویم: اگر نتوانم سیگار بکشم چه کار کنم؟ دیگر شاهد ناراحتی مادرم نیستم چرا که همیشه میگفت: برای سلامتیات سیگار مصرف نکن.
خداوند را شاکرم که به واسطه مسافرم وارد کنگره۶۰ شدم و سفرم را با عشق شروع کردم و مسافرم بعد از دیدن تغییرات ظاهری و باطنیام مانند سفید شدن رنگ چهرهام و تغییرات مثبت رفتارم بسیار تشویق شد که سفر نیکوتین خود را آغاز کند. سیگار ضدارزش و تاریکی است و علاوه بر جسم تاثیر زیادی روی رفتار ما دارد. من درگیر خشم، سرخوردگی و استرس شده بودم و بعدها متوجه این موضوع شدم. از هر ضدارزشی که برگردیم همانطور که خداوند وعده داده است، نیروهای الهی به یاری ما میآیند و مارا برای رسیدن به مقصد کمک و یاری میرسانند.
من هروز که از خواب بیدار میشوم محال است خدا را شکر نکنم برای راحت نفس کشیدنم و همیشه میگویم من یک ریه به کنگره۶۰ بدهکارم از خودم رضایت دارم، بوی خوش میدهم خبری از آن روزها نیست که بوی دود تمام وجودم را فراگرفته بود. من همیشه خانمهای مسن مصرفکننده سیگار را که میدیدم تمام وجودم را غم فرا میگرفت و میترسیدم که در آینده به چنین وضعیتی دچار شوم و حتی تصویرسازی آن هم واقعا برایم تلخ بود و امروز بسیار خوشحالم که به چنین آیندهایی دچار نخواهم شد.
متاسفانه در جامعه وقتی یک خانم سیگار مصرف میکند اصلا فکرهای مثبتی در مورد او نمیکنند و حتی در خیالشان تهمت اعتیاد هم به او میزنند؛ چرا که کسی که لبش به دود خورده احتمال اینکه به مصرف مواد هم برسد بیشتر است. این لذت رهایی در خارج از کنگره ۶۰ امکان پذیر نیست. من قبلا آدامس نیکوتین تهیه کرده بودم؛ ولی اطلاعی از تیپر کردن نداشتم و نادانسته یک روز یک عدد آدامس نیکوتین را به صورت کامل خوردم و گلویم سوخت و از قبل هم ناامیدتر شدم؛ ولی در کنگره۶۰ هزاران نفر از بند مصرف سیگار به رهایی رسیدهاند.
آگاهی و علم بسیاری از کنگره۶۰ آموختم که چگونه میشود بر وسوسه و حقههای نفس غلبه کرد. در بین دوستان و آشنایان بسیاری از خانمها را میبینم که درگیر مصرف سیگار و قلیان هستند البته خواستار رهایی و درمان هستند؛ ولی مسافری ندارند که برایشان سبب خیر شود که بتوانند به کنگره۶۰ وارد شوند. سفر ویلیاموایت یک سعادت است و لطف پروردگار که نصیب ما همسفران شده است. از جناب آقای مهندس دژاکام سپاسگزارم که این بستر را برای گروه خانواده هم فراهم کردند؛ چون مصرف نیکوتین خانمها تاثیر بسیار بدی روی کانون خانواده دارد.؛به امید رهایی تمام کسانی که در بند نیکوتین هستند.
نویسنده: مسافرنیکوتین همسفر یسنا (نمایندگی امیر اراک)
رابط خبری: مسافرنیکوتین همسفر مهناز (نمایندگی امیر اراک)
ویراستاری و ارسال: راهنمای ویلیاموایت همسفرفاطمه (نمایندگی امام قلیخان)
گروه همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
138