نیروهای منفی برای خراب کردن حس یکی از کارهایی که میتوانند انجام دهند این است که پنهان بمانند، یعنی هنر آنها این است که کسی متوجه آنها نشود، این باعث میشود که قدرت زیادتری داشته باشد. بنابراین بهتر است انسان در مورد ضعفهای خود با حالت تدافعی برخورد نکند زیرا پافشاری روی اندیشه آنها را قویتر و پایدارتر میکند پس مهمتر از انجام دادن کارهای شایسته یا عمل تزکیه و پالایش نوع نگاه و برخورد انسان به موضوعات میباشد.
حسن خلق و خلق دوستانه داشتن در یک انسان باعث ایجاد احترام و ایجاد نقطه تفکر میشود، زیرا خداوند بالاترین قدرت یعنی قدرت اختیار را به انسان داده است. اگر رفتار من به گونهای باشد که اختیار انسان دیگری را نادیده بگیرم ناخودآگاه در آن شخص دافعه به وجود میآید. هر انسان در زندگی خود مانند یک درخت است، اگر انسان خوبی باشد مانند درخت میوه و ثمره مفید دارد، و اگر انسان خوبی نباشیم مانند درختی که میوه ندارد هستیم.
انسانها هم مانند آن درخت میمانند که ریشه و املاح و مواد معدنی را از خاک میگیرد و آن ریشهها هستند که درختان را در خاک نگه میدارند. هرچه ریشه قویتر باشد درخت قویتر است. اما درختانی که شاخ و برگ بیشتری دارند در اثر طوفان فشار بیشتری به آنها وارد میشود. کوچکترین بخش یک سیستم اجتماعی خانواده است؛ بنابراین خانواده به همان ریشههای درخت میماند. همچنین در مورد اعتیاد بیشترین تخریب را خانوادهها تجربه میکنند و بار زیادی را به دوش میکشند.
وقتی که انرژی اصلی و حیاتی یعنی همان مواد و املاح را مانند ریشه درخت از خانواده دریافت میکنیم مثل اینکه مواد اولیه کارخانه هستند؛ مانند ریشههای درخت که املاح را جذب میکنند، در واقع مواد اولیه را برای کارخانه فراهم میکنند بنابراین خویشان آنهایی هستند که ما با ایشان پیوند محبت خیلی بنیادی داریم. پس آنها برای ما مواد اولیه را تامین میکنند. بنابراین اگر درخت را از خاک در بیاوریم و در بهترین باغ دنیا آن درخت را بکاریم، زمان زیادی نمیگذرد که درخت شروع به خشک شدن میکند و از بین میرود.
بنابراین اگر انسان در هر کجای سرزمین و کشوری باشد از امکانات بسیاری برخوردار باشد؛ اگر از ریشه خود خارج شده باشد و ارتباطش با خانواده قطع شده باشد شروع به از بین رفتن میکند بنابراین انسان اگر مواد اولیه خوب و مرغوب را از طرف خانواده دریافت نکند مجبور میشود از جای دیگری تهیه کند. موادی که از جای دیگر تهیه میشود ممکن است برای دیگران مرغوب باشد؛ اما برای او نامرغوب است چون مادر یک نفر برای یک نفر دیگر است و این مواد اولیه از کسانی تهیه میشود که از جنس او نیستند.
این کمبود را هیچ وقت نمیتواند جبران کند کاری که ما انجام میدهیم برای پالایش خودمان است. یکی از کارهای مهمتری که اینجا انجام میشود، این است که به احیای پیوندهای آسیب خورده بپردازیم پیوندهایی که در زمانهای ضربه خوردند یعنی شخصی که اعتیاد دارد ممکن است فرزند خود را از لحاظ مادی ساپورت کند اما منجمد است؛ زیرا اعتیاد انسانها را منجمد میکند. همانطور که میدانیم همه چیز یک صور آشکار و یک صور پنهان دارد و آن پدر در واقع صور آشکار فرزند خود را تامین کرده است.
وقتی که پدر یا مادرش منجمد هستند به جای اینکه به او خورشید بتابد مهتاب دریافت میکند و خیلی از خواصی که بچههای عادی دارند این فرزند ندارد. در واقع وقتی که ما درمان میشویم، شخصیت ما در اختیار خودمان قرار میگیرد. شخصیتی که سالهای زیادی در تاریکی بود. درقرون وسطی یکی از نمادهای تاریکی این بود که انسانها اجازه شخصیت خود را نداشتند؛ یعنی اجازه نداشتند تصمیم گیری آزاد کنند و بعضی از حرفها را نمیتوانستند بگویند، کاملا فردیت شخص از او گرفته میشد و همه به نوعی برده بودند.
در دوره رنسانس پیش آمد بزرگ و جالب این بود که دانش و هنر وارد اروپا شد. یک سری از انسانها علم را تولید کردند و در اختیار انسانهای دیگر قرار دادند و باعث شد که انسانها باور کنند که قدرت و توانایی دارند و انسانها شخصیت پیدا کردند ادب پیدا کردند با یکدیگر به درستی صحبت میکردند و فرزندی که در یک خانواده به دنیا میآمد برای خودش برنامهریزی میکرد. فرزند حامی خانواده بود اما کم کم فرزندان از حریم خانواده فاصله گرفتند.
وقتی حریم خانوادهها شکسته شد قضیه معکوس شد و خانواده که کوچکترین و اولین نهاد یک جامعه هستند، باعث شدند زایش اولیه را نداشته باشند زیرا خانوادهها ورشکست شدند، از کنار هم بودن لذتی نمیبردند و از یکدیگر سر یک سفره انرژی دریافت نمیکردند. دلیل ورشکستگی خانوادهها اختلاف فاز است و کسانی که اختلاف فاز دارند حرف یکدیگر را نمیشنوند.
نویسنده و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم)
ویراستار: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
همسفران نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
48