انسانها نقشهای متفاوتی در زندگی دارند که باید بتوانند هر کدام را به درستی ایفا کرده تا به حال خوش برسند؛ ما نباید در هر نقش و حیطهای تماشاچی باشیم؛ نقشهایی مانند: مادر، همسر، رهجو و یا راهنما بودن. آقای مهندس بیان میکنند: «اگر وظیفه خود را بهخوبی و بدون منت انجام دهم، در نتیجه حال خوبی را تجربه میکنم و چنانچه شخصی حال خوبی نداشته باشد؛ یعنی در نقش خود کوتاهی میکند».
نفس همیشه بهدنبال کوچکترین فرصت برای دور زدن انسان و رسیدن به خواستههای خود است. در متون کنگره جمله معروفی هست که میگوید: اگر نفس را مشغول نکنی، او تو را مشغول میکند؛ پس من باید بهصورت ذهنی و فیزیکی نفس را سرگرم کنم تا فرصت فکر کردن به مسائل منفی پیش نیاید. بهعنوان مثال: اگر در منزل همه کارهای روزمره را انجام داده و وقت خالی داشته باشم؛ درصورتیکه خود را مشغول نکنم، ذهن من به سرعت سراغ مسائل منفی رفته و مرتکب خطا میشوم؛ در اینجا به اصطلاح میگویند: نفس، کار دست انسان میدهد. باید برای زندگی و نفس خود، برنامهریزی داشته باشم.
در یکی از سیدیها آقای مهندس مطرح میکنند: «برای فرزندان خود نیز برنامهریزی انجام دهید و مسئولیتهایی هرچند کوچک، به عهده آنها بگذارید؛ زیرا چنانچه مشغول نباشند، شروع به غر زدن کرده و بهانه میگیرند».
یکی از علتهای تعادل در کنگره۶۰، مشغول بودن همه اعضای سیستم است و افراد فرصتی برای بیراهه رفتن ندارند. انسان به دلیل دارا بودن قدرت اختیار و انتخاب، میتواند کلیه مسئولیتها را کنار گذاشته و به سراغ ضدارزشها برود.
موضوع مهم دیگر، قضاوت نکردن است؛ زمانی که شخص برای انجام یک سری وظایف، نتواند به جایگاه مدنظر خود برسد، شروع به انتقاد میکند؛ اما او تا زمانی که در شرایط و جایگاه دیگران قرار نگیرد، نمیتواند آنها را قضاوت کند.
مورد دیگر، مشارکت کردن است که اشاره میکند؛ مشارکت تنها به معنای صحبت کردن در کارگاه آموزشی نیست؛ بلکه به مفهوم شرکت کردن در حد توان در جلسات کارگاهی، خدمت در لژیون، برگزاری جشنها و قدردانی از خدمتگزاران، شرکت در آزمونها و همچنین عضویت در لژیون سردار است. چنانچه من کمتر از حد توان خود و تنها برحسب وظیفه خدمتی انجام دهم، حال خوش را دریافت نمیکنم؛ زیرا نقش خود را بهخوبی ایفا نکرده و تنها تماشاچی بودهام. من باید با تمام توان خود، در قسمت مادی و معنوی این سیستم مشارکت کرده و بازیگر خوبی باشم و سعی کنم برای انجام خدمتی هرچند کوچک، حس خوب داشته باشم تا حال من خوب شود. ما باید قدر انسانهای اطراف خود، لحظات زندگی و همه نعمتها را بدانیم؛ زیرا اگر قدر ندانیم و ناسپاس باشیم، قطعاً از ما گرفته خواهند شد. گاهی اوقات ممکن است، داشتن نعمتهایی مانند همسر و فرزند که به چشم شخص، نعمتهای سادهای میآیند، آرزوی انسانهای بسیاری باشد.
نویسنده: همسفر صدیقه راهنمای لژیون هفتم
تایپ: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون هفتم)
ویراستاری و ارسال: همسفر سعیده (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
169