English Version
This Site Is Available In English

محبت صوری، قراردادی و ظاهری نیست

محبت صوری، قراردادی و ظاهری نیست

پهلوان راهنما همسفر لیلی و مسافرشان با انواع آنتی‌ایکس و با تخریب بالا وارد کنگره شدند و با راهنمایی مسافر مهدی و همسفر الهه با متد DST و داروی اُپیوم به درمان رسیدند. ورزش همسفر لیلی در کنگره بدمینتون است.

لطفاً در مورد عنوان وادی چهاردهم «عشق، محبت» کمی توضیح دهید؟

در مکان مقدس و امن کنگره، برای طی کردن سفر و رسیدن به آرامش، باید از راه‌ها و یا آبادی‌هایی بگذری که ۱۴ وادی یا آبادی است؛ از وادی تفکر و برنامه ریزی شروع می شود تا وادی محبت که عنوان وادی «آن چه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است»

من که می‌گویم کلام خود نیست، بلکه فردی است در جمع بیکران هستی که باورش کار هرکس نیست، مگر معنای آن بداند که آن چیست. ارابه ها را در بیکران به حرکت درآورید.

پیامی است که اول وادی چهاردهم داریم که بسیار پر معنا و پر محتوا می‌باشد؛ وقتی اعتقادات و باورها با محبت واقعی عجین شوند معنای محبت را لمس می‌کنیم. محبت صوری، قراردادی و ظاهری نیست.
کسانیکه محبت در آن‌ها وجود ندارد، همان ظرف‌های خالی و تهی هستند که در همه جا هستند؛ ولی انگار وجود ندارند؛ چون هیچ‌گونه ارتباطی نمی توانند برقرار کنند.

در این وادی و یا راه سه خطابه بیان شده:

خطابه اول: اضداد توسط نگهبان سردار
خطابه دوم: امواج توسط نگهبان عقاب سفید
خطابه سوم: زنجیره‌های عشق‌ توسط نگهبان رعد

«پهلوانی یعنی نزدیک شدن به وادی چهاردهم» لطفاً نظر خود را در مورد این جمله بفرمایید؟

در کنگره برای کسب ظرفیت و بالا بردن و به دست آوردن حال خوش باید آموزش دید و خدمت کرد؛ برای خدمت و آموزش گرفتن و به دست آوردن آرامش و حال خوش درونی، باید از یک سری گذرگاه‌ها عبور کنید؛ وقتی رهجو شروع  به آموزش می‌کند بعد از مدتی متوجه می‌شود که باید برای کسب انرژی و بالا بردن ظرفیت خود، باید تلاش کند؛ زیرا انسان چیزی نیست جز سعی و تلاش خود.

در این مسیر یعنی صراط مستقیم وقتی در جهت خواسته‌های درونی حرکت کنیم متوجه می‌شویم که باید بهای حال خوش را بدهیم، چه از نظر جانی و از نظر مالی؛ خدمت مالی از کم شروع می‌شود و ذره ذره زیاد می‌شود چرا که همگی ما متد Dst را در همه جا حتی در خدمت و کسب انرژی به کار می‌بریم.

در کنگره لژیون سردار از ۶ میلیون شروع می شود و بعد دنوری با مبلغ ۶۰ میلیون و بعد جایگاه پهلوانی است. برای هر کدام، مانند وادی‌ها و راه‌ها باید مراحل خودش را گذراند و آموزش دید تا ظرفیت ذره ذره بالا برود و با آگاهی، شعور و دانایی انجام‌پذیر می‌باشد.

رابطه بین پهلوانی و وادی چهاردهم را کمی توضیح دهید؟

در کنگره برای جایگاه‌ها و کسب خدمت‌های شیرین مالی باید به مرحله شناخت و آگاهی برسیم و با آگاهی و شناخت انجام بدهیم؛ چرا که انسان قطره‌ای از اقیانوس قدرت مطلق است و بحث عشق و محبت بسیار گسترده و پر از راز و رمزهای عظیم می‌باشد. عشق با محبت آغاز می‌گردد و محبت صورت مسئله است، حل آن می‌شود عشق، که لایتناهی است و معرفش فقط یک مفهوم دارد «انفجارباروت»

اگر بخواهم مفید و خلاصه در این مورد صحبت کنم؛ خدمت مالی به خصوص خدمت پهلوانی با وادی چهاردهم رابطه فی مابین دارد که برای رسیدن به این مرحله، باید ذره ذره و آرام آرام حرکت کرد؛ ولی باید بدانیم که این خدمت داوطلبانه و همراه با شناخت و آگاهی صورت می‌گیرد.

امواج عشق در همه جا موج می‌زنند کافی است دستمان را دراز کنیم و اگر خالی از کینه، نفرت، حسادت و انتقام‌جویی باشیم؛ عشق را می‌توانیم دریافت کنیم؛ زیرا همه در عشق شناورند، در این صورت می‌توانیم خدمت خالصانه و عاشقانه انجام بدهیم.

لطفاً احساس خود را از افتخار اجازه پهلوانی و سعادت این بخشش در روز دریافت شال پهلوانی بیان کنید؟

من سالی که دنور شدم برای یک بار حال خوشی را به دست آوردم و حال دلم خوب بود؛ ولی سال بعد که دنور شدم و اعلام دنوری کردم در حالی‌که کامل و یک جا دادم؛ اصلاً حال خوشی نداشتم و احساس کردم که باید امسال بیشتر پرداخت کنم و همان موقع بود که تصمیم گرفتم که برای این‌که ظرفیت خود را بالا ببرم بیشتر سعی کنم «همراه تفکر» همان جا بود که تصمیم گرفتم برای «پهلوانی» من در آن سال که اعلام دنوری کردم شاید می‌توانستم پهلوانی را پرداخت کنم؛ ولی نیروهای بازدارنده و ترس وجودی اجازه نداد که خدمت بیشتری انجام دهم، تا این‌که برای فرزندم تصادفی  سخت و ناگوار اتفاق افتاد که خدای مهربان و دعای کنگره و پیوند محبت در کنگره باعث شد که معجزه شود و اعلام پهلوانی کنم و چون ایمان و باور داشتم در بدترین شرایط زندگی و کاری، پهلوانی را اعلام کردم؛ البته برای این خدمت باید اول اجازه از آقای مهندس گرفت که من رفتم و به شکر خدا آقای مهندس اجازه دادند.

البته بهترین ساعت، لحظه و زمان بود که فردی باشید و با آقای مهندس و خدای خود مناجات کنید. بیان کردن احساس آن لحظه غیرقابل وصف است که برای من بهترین و ناب‌ترین لحظه عمر من بود. امیدوارم هر کس این لحظه را خواهان است به زودی لمس کند؛ چرا که به ترس‌های وجودی خود غلبه می‌کند و با عشق و محبت به این مرحله می‌توان رسید؛ فقط کافی است به این مرحله «عشق یعنی گذشتن از خویش» برسید.

«عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حساب دارد» از نگاه خودتان این جمله زیبا را تفسیر کنید؟

عشق سه مرحله دارد: ابتدا عشق مخلوق به مخلوق که یک عشق خاص است و باید انسان بر مبنای شناخت، آگاهی و معرفت به این مرحله از عشق برسد و دوم عشق مخلوق به خالق است؛ وقتی عشق خالق در مخلوقی متجلی می شود که عاشق به مخلوقی خداوند عشق بورزد آنگاه می‌تواند عاشق خداوند باشد.

این عشق با محبت کردن، خدمت و گذشت نسبت به مخلوقی خداوند به وجود می‌آید. سایه‌های خداوند مخلوقین او هستند؛ اگر ما به مخلوقین عشق بورزیم در حقیقت به خداوند عشق ورزیده‌ایم و در نتیجه عشق سوم که عشق خالق به مخلوق است؛ هم متجلی می‌شود و خداوند عاشق بنده‌اش می‌شود.

عشق قامت‌ها را راست، اندیشه‌ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت و انسان را خلاق به جهت تمامی علوم آماده می‌گرداند. بدون عشق از عشق سخن نمی‌توان گفت. انسان بودن یعنی سپاس از هستی، از قدرت مطلق، یعنی وادی چهاردهم.

کلام پایانی:

از بابت وجود مردی بزرگ به‌نام مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان بسیار سپاسگزارم که به من و مسافرم اجازه دادند که در این مکان مقدس و امن قرار بگیریم و برای به دست آوردن آرامش و حال خوش آموزش بگیریم.

از مسافر و فرزندانم بسیار متشکرم که نیروی الهی برای من هستند و انشاءالله خواهند ماند که من در کنگره باشم و خدمت و آموزش بگیریم؛ چرا که باید قدر این انرژی و آموزش‌ها را داشته باشیم و برای حفظ و نگهداری آن کوشا باشیم و مراقبت کنیم.

اگر من خدمتی مالی انجام می‌دهم، بهای آرامش و آموزش خود را می‌پردازم و امیدوارم که خداوند به آقای مهندس و خانواده محترم‌ ایشان خیر و برکت عنایت فرماید که از جان و مالشان می‌گذرند تا ما در آرامش باشیم.

تایپ و مصاحبه کننده: همسفر اعظم (راهنمای تازه واردین)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه.ا دبیر سایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .