English Version
This Site Is Available In English

نماد محبت، خدمت است

نماد محبت، خدمت است

چهاردهمین جلسه از دوره شصت و یکم از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی خلیج‌فارس بوشهر با استادی مسافر نادر، نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر احمدرضا، با دستور جلسه «وادی چهاردهم و تاثیر آن روی من» روز یک‌شنبه 26 اسفندماه 1403 ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان نادر هستم یک مسافر.

امروز آخرین جلسه در ماه مبارک رمضان است و ان‌شاءالله که بتوانیم بهره لازم را ببریم. تشکر می‌کنم از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان که شرایط را مهیا کردند تا ما گرداگرد هم جمع شویم و آموزش بگیریم.
دستور جلسه امروز وادی چهاردهم است، که وادی بسیار سنگینی است. این وادی به ما از پیام محبت و عشق می‌گوید. آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. من که می‌گویم کلام من نیست بلکه فردی است در جمع بیکران هستی که باورش کار هر کس نیست، مگر معنای آن بداند که آن چیست. ارابه‌ها را در بیکران به حرکت درآورده و نگهبانان ماورا به آنچه در زمین می‌گذرد نیازمندند.

وقتی در این وادی صحبت از باور می‌شود، مهندس به ما می‌فرماید که برخی برای باورها ارزش قائل نیستند؛ چرا؟ چون ارزش محبت را بیرون از این‌جا به ندرت می‌فهمند. من دوست دارم در آموزش‌ها و مشارکت‌ها پیرامون همین مسئله محبت و عشق صحبت کنم. در ابتدا، مهندس دژاکام وقتی صحبت می‌کند، می‌گوید ما همیشه در ابتدای صحبت‌مان بسم‌الله الرحمن الرحیم را می‌گوییم و در کارهایمان از این کلمه استفاده می‌کنیم. ولی رسیدن به درک و فهم و معنی این عبارت بسیار سخت است. اگر می‌خواهید خداوند را بشناسید، باید بخشندگی و مهربانی را بشناسید و بخشندگی را ما اینجا تمرین می‌کنیم.
ما اینجا تمرین می‌کنیم که بتوانیم در مسجد، کنیسه و معبد یا در یک جشنی که برای مثال می‌خواهند یک زندانی را آزاد کنند، کمک کنیم. ولی اگر اینجا گفتید من پانصد میلیون تومان کمک کردم، همان گفتنش خطاست. زیرا من در کنگره یاد گرفتم که از ازدواج تفکر و تخیل، فرزندی به نام باور شکل می‌گیرد. و اگر بخواهی آن باور را شکل دهی و خط و راسی برایش معین کنی، یک شخص یا یک سیستم می‌آید و کنار او باور تو را یک نقطه می‌گذارد و می‌شود یاور ما.

دستور جلسه قبلی‌مان نظم، انضباط و احترام است. یعنی کسانی می‌توانند به وادی محبت و عشق برسند یا به توحید برسند که نظم، انضباط و احترام مثلثی باشد که بر آن‌ها عمل‌گرا باشد.

در سی‌دی مثلث محبت، مهندس می‌فرمایند: کسانی می‌توانند به وادی محبت بیایند که ابتدا خودشان را دوست داشته باشند. من تا خودم را دوست نداشته باشم، چطور می‌توانم خانواده‌ام را دوست داشته باشم؟ وقتی که خویش خویشتن را دوست نداشته باشم، چطور می‌توانم به شما و کسانی که اصلاً نمی‌شناسم محبت کنم؟ اگر من بتوانم این نفس را به دروازه‌های عشق و محبت نزدیک کنم، می‌توانم عاشقانه خودم را دوست داشته باشم و به اشتباهاتم و یا به محسناتم پی ببرم.

در وادی اول یک مثلث دیگر داریم: شناخت، احساس و تشخیص. ما باید از خودمان شناخت پیدا کنیم که اگر این شناخت عاشقانه و با محبت باشد، می‌توانیم به کسانی که اصلاً نمی‌شناسیم خدمت کنیم.

جناب مهندس در سی‌دی معرفت می‌فرمایند: اضلاع مثلث محبت متشکل شده از سایه‌ها، جاذبه‌ها و حس‌ها. ولی اضلاع مثلث عشق متشکل شده از سایه، جاذبه و حس. چقدر قشنگ است! یعنی ما اول باید خود را دوست داشته باشیم. ما باید یاد بگیریم  که آموزش، تفکر، و تجربه،  مثلث دانایی است.
سهروردی می‌گوید: شناخت و آگاهی در جهت خیر، معرفت الهی است و شناخت و آگاهی در جهت شر، معرفت شیطانی است. همان چیزی که همگی تجربه کردیم. ما در دعایمان می‌گوییم: خداوندا، تاریکی‌ها را تجربه نمودم، من را با روشنایی‌ها آشنا کن. دقیقاً همان تاریکی‌ها معرفت شر بوده و حالا ما آمدیم وارد بشویم بر معرفت خیر. دستت باید توی دست راهنما باشد. اگر به راهنما وصل نباشی به مثلث جهل، ترس، ناامیدی و منیت می روی و این باعث می‌شود برگردی به همان تاریکی‌ها.

در ادامه  وادی چهاردهم می‌گوید. اگر می‌خواهی وارد محبت شوی، باید آموزش و خدمت نمادش باشد.

پارک‌های ورزش را راه‌اندازی کرده‌ایم به وسیله دیده‌بان محترم آقای اشکزری که مسئول پارک‌های ورزشی کل کشور است. تمام سفر دومی‌هایی که خدمت ندارند می‌توانند به من و به مرزبان‌های پارک وصل شوند و به عنوان نگهبان یکی از رشته‌های ورزشی خدمت کنند. به طور مثال، ما ورزشی داریم به نام والیبال که یک نگهبان می‌خواهد.

کار نگهبان چیست؟ کار نگهبان ساختن است. من همیشه به تازه‌واردها یا هر کسی که می‌آید در لژیون، اولین چیزی که به فرد یاد می‌دهم، می‌گویم: سلام دوستان، من نادر هستم، نگهبان این لژیون. این لژیون مال من نیست، کار من ساختن است.
چرا همه شما سفر اولی‌ها عاشقانه سفرتان را طی می‌کنید؟ به خاطر این که بروید گل رهایی را از جناب مهندس دژاکام بگیرید و واقعاً روز بسیار با ارزشی است. حالا چه بهتر است که این رفت‌ و آمدها مکرر باشد و آن نگهبانی که گروه فوتبال را تشکیل می‌دهد، با نگهبان فوتبال کل کشور در ارتباط باشد و بتوانند در مسابقات جام سردار شرکت کنند.
از همه شما سپاسگزارم.

نگارش: مسافر غلامعلی (لژیون هشتم)
ثبت: مسافر اسماعیل

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .