سلام دوستان یگانه هستم راهنما یک همسفر
وادی چهاردهم به ما میگوید: ابرو باد و مه و خورشید و فلک در کارند. برای من انسان، تمام کائنات، به عشق انسان در تکاپو هستند و کل جهان هستی، بر محور عشق و محبت اداره میشود. درخت به جهت داشتن عشقی که در وجودش است سایهاش را به روی هر چیزی و یا هرکسی میگستراند و به همه ما میوه میدهد.
آفتاب و باران با عشق هستی میتابد و میبارد. هر موجودی از انسان گرفته تا گیاهان، جامدات، حیوانات و هر خلق دیگری همه و همه دارای عشق به موجود دیگری هستند و به عشق دیگری، رشد و زنده هستند. در رابطه با وادی چهاردهم، اول به خداوند نگاه میکنیم از خود میپرسیم که آیا ما بندههای خوبی برای او هستیم؟ که بیحساب به ما محبت میکند و میبخشد یا اینکه آیا ما از درخت هم کمتر هستیم؟ که بدترین کودها را به پای آن میریزیم؛ اما میوه شیرین به ما میدهد و بیتوقع میبخشد! محبت تجارت نیست، چرتکه نیندازیم که تو چه کردی و من چه کردم و بیشمار محبت کنیم؛ حتی اگر کفه ترازوی دیگران سبکتر بود. کسانی که برای محبت کردن دنبال فصل و ماه مشخصی میگردند و حساب و کتاب میکنند انسانهایی خسیس هستند؛ ولی چون گنجینهای از عشق در وجودشان هست؛ اما از دیگران دریغ میکنند.
برای مهر ورزیدن باید عجله کرد و بی توقع بخشید نه از سر نیاز. وقتی نقاط عطف زندگیام را بررسی میکنم متوجه میشوم هر جا اتفاق خوبی برایم افتاده، فاکتور اصلی آن محبت یکسری افراد بوده است و نمیدانستم که این محبت از کجاست؟ در همسفران کنگره60 این محبت و عشق است که باعث میشود آموزش بگیرند و تغییر کنند.
برای رسیدن به عشق سالم باید از خیلی از قیاسها و تجسسها دوری کرد، چرا که آنها مانع دریافت عشق میشوند. اگر در فرکانس عشق باشیم همهچیز خوب است؛ اما زمانی که با کوچکترین ناملایمات به هم میریزیم این، یعنی از عشق به دور هستیم. دعا خیلی خوب هست، خیلی هم اثر دارد؛ اما من به نوعی دیگر هم میتوانم كار انجام بدهم، یعنی دست خیر داشته باشم و حتی با زبان هم میتوانم كار گشایی كنم؛ پس پله های رسیدن به عشق خالق، عشق بلا عوض به مخلوقات است.
سلام دوستان طیبه هستم یک همسفر
وقتی محبت معنای خودش را پیدا کرد، به آرامی خصومت و دشمنی بیمعنا میشود و هر چیزی در معنا و ذاتش میتواند مفهوم راستین را پیدا کند. همه چیز عشق است خداوند و هستی عشق است و این را وقتی لمس میکنی که گویی توحید و یگانگی و خداشناسی رسیدهای و خدا را کاملاً درک کردهای. انسان اگر به آگاهی و دوست داشتن برسد میتواند ارتباط خود را با هستی برقرار سازد. اگر دانهها، تخمها و آموزشهای درست و راستی کاشته شوند، تبدیل به مراتع و کشتزار میشوند که خودشان، خودشان را آبیاری میکنند. اول آن جوانههای شیری رنگ به وجود میآیند و تبدیل به رعد و برقهایی خواهند شد که پیام صلح محبت و عشق را دارند.
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر
وادی چهاردهم در چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ به پایان رسید و جمعبندی وادیهاست و با پیام عشق و محبت آغاز میشود. «آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.» در این وادی درک میکنیم که همه چیز عشق و محبت است وقتی آن را لمس کنیم گویی به یگانگی و خداشناسی رسیدیم. در کائنات امواج عشق و محبت همدیگر را لمس میکنند و آن وقت محبت معنیدار میشود که گویی هیچ بدی در جهان نیست. شعاع دایرههای عشق و محبت در تمام سطوح، در حال گسترش هستند و با تقویت نیروهای مثبت، کار نیروهای تخریبی رو به زوال میرود.
سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر
در مورد وادی چهاردهم عشق، به نظر من عشق تاوان دارد و ما باید با گذراندن سیزده وادی به عشق برسیم. عشق همین است که ما دور هم جمع شدهایم و از هم آموزش میگیریم. ما اگر وادیها را پله به پله نتوانیم عملی کنیم، اصلاً مفهوم وادی چهاردهم را درک نمیکنیم. وادی عشق یک دنیا حرف و سخن دارد که فقط میتوان با حس به آن پی ببریم. در این وادی از انواع عشق صحبت شده است، عشق به دریا عشق به آسمان و... اگر من بتوانم به کوچکترین گل عشق بورزم، آنگاه است که میتوانم به خدا هم عشق بورزم و به همان اهداف مورد نظر خود برسم که همان عشق است و رسیدن به مقصد و انشاالله مسیر اصلی زندگی برای ما مشخص میشود.
سلام دوستان مرضیه هستم یک همسفر
وادی چهاردهم با پیام محبت آمیز آغاز میشود. «آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است»، یعنی آنچه قابل ارزش است محبت است و ظروف تهی منظور انسانهایی هستند که در درونشان محبت وجود ندارد. انسانهایی که پول، مال، ثروت، علم و همه چیز دارند؛ ولی محبت ندارند، اینها دقیقا مثل یک ظرف خالی هستند.
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر
شاید تصور شود که محبت را همه انسانها دارند و ربطی به دانایی ندارد؛ اما محبت بر دو نوع خاص و عام است، محبت خاص که ریشه آن احساس مالکیت است، برای موجودات پایینتر از مرحله انسانی است و این نوع محبت ربطی به دانایی ندارد؛ اما محبت عام، محبتی است که همه موجودات و انسانها را در برمیگیرد، رسیدن به این سطح از محبت، دنیایی زیبا در پشت تزکیه، تصفیه و رسیدن به دانایی است.
سلام دوستان مرضیه هستم یک همسفر
«آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.» نیستی، یعنی از دست دادن ضد ارزشها، رسیدن به خود واقعی و خودی که خداوند خلق کرده است وقتی به نیستی رسیدیم به بقاء میرسیم و آن موقع است که محبت در ما عینیت پیدا میکند که همان وادی چهاردهم است. محبت یک عنصر الهی است، نمیتواند با ضد ارزشها، در یکجا و یک کالبد باشد.
سلام دوستان راضیه هستم یک همسفر
وادی چهاردهم در مورد عشق و محبت است. زمانی آرزو داشتم که من آنقدر آرام باشم، آرزوی من برآورده شد و به آن اتفاق خوب رسیدم. من که در اوج تاریکیها بودم، به هر دری میزدم موفق نمیشدم و به بنبست میرسیدم که ناگهان در گوشم ندایی شنیدم: کجا میروی؟ راهی را که میروی اشتباه است، اینجا بود که به خود آمدم، مسیرم را عوض کردم، سرانجام راه برای من نمایان شد، چشمانم را باز کردم در اوج آن تاریکیها کسی آمد و چراغی برایم روشن کرد، یک مکان بسیار زیبا و پر از آرامش که تنها پناهگاه من بود که میتوانم آنجا رشد کنم، چقدر عشق و محبت برایم شیرین بود، یاد گرفتم راه و رسم عاشقی را بیاموزم، به هم نوع خود عشق بلاعوض داشته باشم.
سلام دوستان الهه هستم یک همسفر
برداشت من از وادی چهاردهم این بود که برای دوست داشتن دیگران اول باید خودم را دوست داشته باشم تا بتونم به دیگران نیز محبت کنم. این وادی به من میگوید: باید محبت بدون توقع داشته باشیم و هر کاری که برای دیگران انجام میدهیم؛ باید برای رضای خدا باشد آن موقع احساس لذت میکنیم.
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر
عشقی که ما از آن صحبت میکنیم عشق خاص نیست عشق عام است، وقتی مفهوم پیدا میکند که گسترده باشد. رسیدن به عشق خالق، عشق بلاعوض به مخلوقین است، انسانی که تحت تأثیر افکار منفی و ضد ارزشی باشد، هیچوقت صدای عشق را احساس نخواهد کرد؛ باید صیقل داده شود، معرفت، شناخت و آگاهی داشته باشد، پلهها را یکییکی گذر کنیم، ناخالصی را بزداییم تا به عشق برسیم و آنجاست که این پیام را درک خواهیم کرد. دربهای بسته روزی باز خواهند شد، مانند قلبهایی که آلیاژ آنها از سیاه سنگ است.
سلام دوستان خدیجه هستم یک همسفر
همانطور که برای تبدیل آب آلوده و کثیف به آبی زلال و شفاف یک راه وجود دارد آن هم تصفیه آب هست، برای تبدیل انسان افسرده و پریشان به انسانی آرام و متین فقط راه تزکیه یا پالایش انسان است؛ باید بدانیم که یک شب اتفاق نمیافتد و با مرور زمان فرا خواهیم گرفت.
سلام دوستان مریم هستم یک همسفر
اگر عشق نبود، جنبش و تکاپویی هم نبود، مانند مرگ که حرکتی در آن نیست. عشق بهظاهر سوختن است، نه برای خاکسترشدن، بلکه برای تبدیل شدن به نور، رسیدن، فهمیدن و زندگی کردن است. کائنات منزلگاه عشق است. مثلث عشق دارای سه ضلع سایه، جاذبه و حس است؛ پس به فرمان خداوند عشق دمیده شد، سایهها تشکیل شد، با قدرت جاذبه سایهها کمکم به هم نزدیک شدند و با کمک حس، اطلاعات را جمع آوری کردند. حس، مانند قدرت مطلق است، حس در هستی و نیستی وجود دارد؛ اما برای هم نام خودش قابل حس است.
سلام دوستان فرخنده هستم یک همسفر
وادی چهاردهم یا همان وادی عشق در مورد محبت بیان میکند: اگر دچار کینه شدهام مفهوم واقعی محبت را دریافت نکردهام، محبت باید بدون توقع باشد، مانند کنگره ۶۰ که همه خدمتگزاران بدون هیچ چشم داشتی خدمت میکنند، حال درونشان خوب است و ما از آنها انرژی خوب دریافت میکنیم. سال جدید و بهار نزدیک است عهد کنیم امسال دلهایمان را از حسادت و کینه بتکانیم و جایی برای عشق و محبت باز کنیم.
سلام دوستان مهری هستم یک همسفر
در وادی چهاردهم یاد گرفتم که باید محبت کنم و بابت محبتی که به دیگران میکنم هیچ انتظاری نداشته باشم و اگر کاری برای دیگران انجام میدهم برای رضایت خدا باشد و هیچ توقعی از دیگران نداشته باشم، آنوقت بهترین حس یا همان لذت دوست داشتن را تجربه میکنم، مثل کنگره60 که تمام خدمتگزاران با جان و دل برای رضای خداوند خدمت میکنند، هیچ توقعی از هیچ کس ندارند و بابت این خدمتهایی که انجام میدهند همیشه شاد و سرحال هستند و به ما انرژی میدهند.
ویرایش: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر یگانه لژیون (بیست و یکم)
ویراستار: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون چهارم) دبیر سایت
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر هاجر (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میرداماد
- تعداد بازدید از این مطلب :
340