آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. این جمله به من، انسان، میآموزد که هر چه در این هستی وجود دارد و قابل باور است، محبت است و ارزشمند. در این وادی میخوانیم: «بشکافید آنچه شکافتنی نیست». این مطلب یعنی چه؟
به این مفهوم که علم بیاموزم، آگاهی و دانایی کسب کنم تا بتوانم مشکلات را حل نمایم و دوم، شکافتن قلب سیاه. باید با تزکیه و پالایش، قلبم را از آلودگیها پاک کنم.
برای این عمل باید از وادی اول، تفکر، تا وادی چهاردهم، که عشق و محبت است، همه را اجرایی نمایم تا به شناخت و آگاهی برسم آن وقت میتوانم با محبت واقعی عجین شوم و معنای آن را درک کنم.
باید بدانم که چرا هستی و آنچه در آن وجود دارد را دوست داشته باشم. چون میخوانیم: «پلههای رسیدن به عشق خالق، عشق بلاعوض به مخلوقین اوست».
اگر من، انسان، به شناخت و آگاهی نرسم، مرتب با جهل خود اقدام به خودزنی میکنم و بر جسم خود ضربه میزنم ولی زمانی که عشق و محبت در وجودم باشد، قلبم در آرامش است و دیگران را به آرامش دعوت میکنم.
آقای مهندس میفرماید: «عشق و محبت یعنی توحید و یگانگی». ایمان یعنی تجلی نور خداوند در انسان. عشق و محبت و ایمان مستقیماً بر جسم تأثیر مثبت میگذارد و برعکس آن، افکار و اندیشههای منفی و مخرب در جسم تخریب ایجاد میکند. به این دلیل میخوانیم که باید جلوی امواج مخرب را بگیریم تا صدای عشق را بشنویم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویراستاری و ارسال: همسفر نیلوفر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
148