يازدهمین جلسه از دورۀ دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی غزالی مشهد، با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر علیاصغر و دبیری مسافر محسن، با دستور جلسۀ «وادی چهاردهم و تأثیر آن روی من» در تاریخ یکشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز شد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمد هستم، یک مسافر. پیش از هر چیز، از راهنمای عزیزم و تمام خدمتگزارانی که اجازه دادند در این جایگاه آموزش بگیرم، تشکر میکنم.
حقیقت این است که با استرس زیادی وارد جلسه شدم و ثانیههای آخر خودم را رساندم. وقتی به من خبر دادند که استاد جلسه هستم، برنامهریزی درستی نکردم و بهخاطر ترافیک اندکی دیر رسیدم.
وادی چهاردهم میگوید: «آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است.» زمانی که در دنیای اعتیاد بودیم، گمان میکردیم که نسبت به خانواده، اجتماع و اطرافیان خود عشق و محبت داریم و وظایف پدری یا همسری را بهدرستی انجام میدهیم، اما در واقع، از این مفاهیم تهی بودیم. وقتی به کنگره آمدیم و روی جهانبینی خود کار کردیم، متوجه شدیم که تمام زندگی ما در مواد مخدر خلاصه شده بود.
این صندلی که روی آن نشستهایم، بسیار مقدس است و هرکسی لیاقت نشستن روی آن را ندارد. من شخصاً یکبار به تاریکیها بازگشتم و بازگشت دوباره برایم بسیار دشوار بود. پیشازاین، وادی چهاردهم را بهدرستی درک نکرده بودم. اما در چند روز اخیر، با گوشدادن به سیدیهای مهندس، متوجه شدم که این وادی مانند یک دایره، دوباره به تفکر بازمیگردد. باید یاد بگیریم که عشق و محبت را چگونه در زندگی و کنگره جاری کنیم. اگر داشتههای کنگره را بدون درک و عمل با خود ببریم، برایمان ماندگار نخواهد بود.

محبت شامل دو نوع خاص و عام است. دوستداشتن خاص همان احساس مالکیتی است که نسبت به خانواده، خانه و داراییهایمان داریم، اما دوستداشتن عام، همان محبت بیچشمداشت به کل جهان هستی است. تمام ادیان، انسان را به عشق و محبت دعوت کردهاند و اگر بتوانیم آن را درک و در زندگی جاری کنیم، دنیای شیرینی خواهیم ساخت.
باید بدانیم که هیچ تضمینی وجود ندارد که روزی فرزندان یا عزیزان ما روی این صندلی ننشینند. دنیای تاریکیها وحشتناک است؛ خواب تا ظهر، بیداریهای شبانه و دردهای بیشمار. باید عشق و محبت را در زندگی جاری کنیم و ظروف تهی نباشیم.
اگر بتوانیم در سفر اول، عشق و محبت را در وجود خود جاری کنیم، به آرامش درونی میرسیم. تجربه کردهام که زندگی بدون تمایل به مواد، چه لذتبخش است. اما چون مفهوم عشق و محبت را نفهمیدم، باز هم به اینجا بازگشتم. اگر ماهی یکبار در کنگره از سبد قانون یازدهم حمایت میکردم و از این طریق هم دانستههایم را در زندگی جاری میکردم، شاید درد و رنج کمتری را متحمل میشدم.
همهچیز به تلاش و صداقت ما بستگی دارد. این جایگاهی که در آن هستیم و کنگره بهسادگی به دست نیامدهاند. مهندس با عشق و محبت واقعی این مسیر را هموار کرد و ما باید این عشق و محبت را درک کنیم.
در نهایت، نمیگویم دعا میکنم، زیرا اعتقاد دارم که همهچیز دست خودمان است. پس اگر بخواهیم، میتوانیم به رهایی و آرامش درونی برسیم. از شما که با سکوت به سخنانم گوش دادید، سپاسگزارم.
تصویربردار: مسافر مصطفی (لژیون پنجم)
پیادهسازی و نگارش: مسافر سجاد (لژیون چهارم) و مسافر جواد (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: مسافر آرش (لژیون پنجم)، نگهبان سایت
مرزبان خبری: مسافر حسین (لژیون مرزبانی)
- تعداد بازدید از این مطلب :
177