سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. وقتی باورها بامحبت واقعی عجین شوند معنای محبت را لمس میکنیم و دیگرانی که هیچ وقت از نظر محبت حضور نداشتهاند همان ظروف تهی هستند. امواج عشق و محبت نیز در کائنات یکدیگر را جذب میکنند یعنی انسانهایی که دارای این خصوصیات هستند همدیگر را میربایند و با جمع شدن و جذب شدن بههم یک خطی درست میکنند و خود و دیگرانی که همسو با آنان هستند را مییابند. تمامی موجودات محبت هستند دریاها و اقیانوسها محبتاند کوهها و ابرها حامل عشق به مخلوقاند. هستی عشق و محبت است. خداوند محبت است و اوست که هرچه خلق کرده در اختیار انسان قرار داده و خورشیدی را برای زیستن و پیدا کردن راهش بالای سر او قرارداده تا خود را به اعماق تاریکیها نسپارد و ارتباط خود را با هستی همیشه برقرار سازد و یک دل و یک زبان باشند تا به صلح و آرامش و رستگاری ابدی دست یابند.
سلام دوستان مریم هستم همسفر مسافر نیکوتین
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. وادیها دایره وار میچرخند تا از اولین به چهاردهمین آنها میرسیم و این وادیها چراغِ راهِ من رهجو هستند که سالیان سال راه را گم کرده بودم و در تاریکیها به سر میبردم و به هردری میزدم اما موفق نمیشدم و انرژی زیادی مصرف کردم، ولی بهترین راه را در کنگره یافتم. راهی که هموار شده بود به بهترین شکل آرام آرام نشانم دادند تا با حال خوش به مقصد برسم. کسب معرفت در جهت خیر، محض رسیدن به محبت است و برعکس اگر در جهت شر باشد نتیجهای جز دشمنی و کینه ندارد. پیمودن و عبور کردن از وادیهای کنگره به مفهوم آموزش یاد گرفتن و عمل به آموختههاست و درمان اعتیاد هم بدون رسیدن به دانایی غیرممکن است. پیمودن این راهها و فرا گرفتن این قوانین و عمل به آنها چیزی جز تزکیه و رسیدن به دانایی نیست. درک محبت بعد از به دست آوردن دانایی میباشد و اگر محبت نداشته باشیم ظرف وجودی ما خالی و تهی است. محبت خالصترین عناصر خلقت است و برای رسیدن به آن باید علم و آگاهی را بالا برده و تزکیه و پالایش وجودی خود را سرلوحه کار قرار دهیم. خوشحالم از اینکه در کنگره هستم و آموزش میگیرم امیدوارم به معنای واقعی محبت و عشق برسم.
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر
وادی چهاردهم و تاثیر آن روی من. به لطف آقای مهندس با چهارده وادی آشنا شدیم از اولین وادی وادی تفکر تا آخرین وادی وادی محبت همه در راستا ارتقا من و آموزش قوانین زندگی به من تاثیر گذار هستن و من با کاربردی کردن آنها میتوانم سفری از نادانی به دانایی و از تاریکیها به روشنایی داشته باشم. کسی نمیتواند بگوید من از امروز با محبت میشوم چون نمیتواند. آیا میتوان از امروز و به یکباره همه را ببخشیم یا دوست داشته باشیم؟ نمیشود! دست ما نیست! مگر اینکه دانش و معرفت آن را پیدا کنیم و بدانم که چرا اصلا من باید محبت داشته باشم. معرفت به مفهوم دانایی. مثلث دانایی: آموزش، تجربه، تفکر است و اگر این دانش مثبت باشد از این دانش کسب شده محبت به وجود میآید. ما سه نوع دانش داریم محبت، یعنی دوست داشتن همهکس و همه چیز و هستی، نداشتن محبت یا خنثی بودن یعنی از کنار انسانها میگذریم ولی حسی به آنان نداریم، شاید زمین بخورند آنان را بلند میکنیم ولی در کل از کنارشان عبور میکنیم و دانش سوم نفرت اگر دانش کسب شده، منفی باشد ما به نفرت میرسیم. چیزی که در تبدیلات انسان نقش اساسی دارد محبت است و وجود محبت در روابط باعث سازندگی و ارتقا خواهد بود یعنی تغییر کردند و ترخیص شدند. برای رسیدن به محبت باید حتما به آگاهی رسید. پایه تبدیل محبت است و پایه محبت آگاهی و دانایی. آن نیرویی که همهچیز را به هم نزدیک میکند امواج عشق و محبت هست و زمانیکه محبت باشد زبانها یکی میشوند و دلها یکی میشوند. مهم نیست گویش ما نژاد ما و ملیت ما چیست بلکه به واسطه عشق و محبت به هم نزدیک میشویم. میبخشیدم از آن چیزی که هستی و خالق هستی به ما میبخشد بدون هیچ چشم داشتی چون میدانیم و به این موضوع رسیدهایم که همهچیز عشق است و همهچیز محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. بخشش علم و دانش مثل درمان اعتیاد و نجات هزاران انسان دردمند در کنگره به دستان پر توان جناب مهندس که همه از روی عشق و محبت است. امیدوارم من هم به این وادی نزدیک شوم و آن را درک کنم.
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر، مسافر جونز
وقتی باورها بامحبت واقعی عجین شوند، میتوانیم معنای محبت را بفهمیم. محبت واقعی به لمس و سخن، به جان و جسم نیست، بلکه دوست داشتن از صمیم وجود است و دیگرانی که از نظر محبت حضور ندارند ظرفهای تهی هستند. در این وادی آقای مهندس به ۳ خطابه اشاره کردند؛ خطابه اول اضداد: اضداد؛ مانند تکانهای هستند برای بیداری انسانها و آن، ابتدا محشر به پا میکند که سلاح بردارند و با نیروی مخالف خود در گیر بشوند. خطابه دوم امواج: امواج با کششهای آگاه و یا مواقعی به نظر ما ناآگاه، همه دارای آن خاصیت اولیه هستند، که مانند انوار طلایی بر زمین فرود میآیند و این انوار با انوار نهفته در درون کهکشانهای موجود، در هر وجودی ممروج میشوند و بر اثر همین عمل، بر شدت آنها افزوده و برای به کارگیری این نیروها، هر یک طبق برنامهای خاص و با فرمان، شروع عمل مینمایند. خطابه سوم زنجیره های عشق: عشق کلمهای است با معنای چندگانه، آرام آرام آغاز میشود و سپس ادامه مییابد و کمکم معنای محبت پیدا میشود و آنگاه که در ادامه و در طول زمان خلوص یافت، کلمهای دیگر پدیدار میگردد. عشق گذشتن و رفتن و رفتن و بازگشتن و کامل شدن و پیوستن به او که از خود اوییم. گذشتن، یعنی اینکه از خیلی چیزها مثل پول یا منافعمان بگذریم، آیا میتوانیم؟ عشق یعنی رفتن و رفتن، مدام باید بروی و بازگشتن برای چیست؟ اینها همه برای کامل شدن هست که انسان تکامل یابد، چون ما همه ناقص هستیم و میخواهیم، کامل شویم. در این وادی مثلثی وجود دارد بنام مثلث عشق؛ سایه ها، جاذبه، حس؛ حس، مانند قدرت مطلق است و در تمامی هستی و نیستی، موجود و روئیت ناپذیر؛ اما همنام خودش، قابل حس است. هستی عشق است و تمامی موجودات، محبت هستند، دریاها و اقیانوسها محبتاند، کوه ها و ابرها حامل عشق به مخلوقاند و از آنها تراوش میکند. بارانهایی که ما برای حیات خود نیازمندیم. حیات زیبا است، طبیعت با تمامی درون و برون آن، کرواتی که میدانید چگونه پروانهوار میچرخند و به هیچ جایی وصل نیستند؛ زیرا آنها به قدرت مطلق وصلند و هدایت میشوند. خداوند، خود محبت است. همه چیز عشق است، خداوند عشق است، هستی عشق است و این را وقتی لمس کنیم گویی به توحید، یگانگی و خداشناسی رسیدهایم و خدا را کاملاً درک کردهایم.
رابط خبری: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون هشتم)
ویراستاری و ارسال: همسفر آتوسا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
81