سیزدهمین جلسه از دور سیزدهم کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰ نمایندگی گرگان ویژه مسافران آقا با استادی مسافر اسماعیل و نگهبانی مسافر نعمت و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه " وادی چهاردهم و تاثیر آن روی من "روز یکشنبه 26 اسفند ماه ۱۴۰۳ ساعت 15:45 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان اسماعیل هستم یک مسافر. خداوند منان را شاکرهستم، این فرصت را به من داد که بتوانم کنار شما دوستان آموزش بگیرم. سپاسگزاری و تشکر میکنم ازخداوند بابت تمام نعمت ها و سلامتی که به من داده است. تشکر ویژه دارم از تمام خدمتگزاران که در تمام شعب کنگره 60 خدمت میکنند. از ایجنت محترم ، مرزبانان و راهنمای خوبم آقا مهدی تشکر و قدر دانی میکنم که با وجود آشفته بودن تمام وجودم و بی تعادلی با آموزش و مسیر مستقیم، من را به تعادل و رهایی رساندند.
دستور جلسه: وادی چهاردهم در مورد محبت و عشق سخن می گوید محبتی که خودش یک جاذبه است، یک جذب کننده خیلی قوی است. با محبت خارها گل میشود یعنی یک خار تبدیل به گل میشود توجه داشته باشیم، یک انسانی که خیلی بهم ریخته باشد با عصبانیت و پرخاشگری با شما برخورد میکند، شما با او با مهربانی صحبت میکنید آرام میشود؛ پس این محبت چقدر قدرت دارد. محبت این نیست فقط من به خانواده خودم محبت کنم، به پدر مادرم محبت کنم. محبت این است شما زمانی جذب میشوید، عشق میورزید به همه انسانها محبت میکنید به همه مخلوقات خداوند محبت میکنید. کسی که محبت واقعی را درک میکند به یک آرامش خاصی میرسد هرگز بهم ریخته نیست، همیشه تعادل دارد و خیلی راحت از سختی ها عبور میکند و دیگران را هم به آرامش دعوت میکند. پروسه محبت خیلی پیچیده است هر شخصی به محبت واقعی نمیرسد مگر با آموزش، که با آموزش به آن میرسد. پایه محبت دانایی است، باید به آن دانایی برسیم تا بتوانیم تفکرکنیم و به آن محبت و عشق واقعی برسیم. امروز من به شخصی بدون چشم داشت محبت میکنم و کسی که بتواند به این درجه از محبت برسد دیگر نیازی به هیچ چیزی ندارد به بهشت واقعی رسیده است.
وادی چهاردهم بازگو میکند آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. ظروف تهی چیست؟ کسی است که تو خالی است نه محبت، نه عشق و نه معرفت را متوجه میشود و نه تعادل دارد. همیشه برای اطرافیان مشکل به وجود میآورد اندک انسانهایی هستند که به این درجه میرسند. درکنگره 60 از این افراد که به این درجه از محبت میرسند، زیاد است. همه ما مصرف کننده بودیم چگونه میشود یک مسافرکه پول یک پاکت سیگار را نداشت و به یک درجهای میرسد که یک زمین هدیه میدهد هیچ اسمی از او یاد نمیشود، به چه درجه از محبت و ایمان رسیده است. امیدوارم که من هم بتوانم به این محبت و ایمان واقعی برسم. ممنون که با سکوتتان به حرف های من گوش دادید.
در ادامه هفتمین ضیافت افطاری ماه رمضان:
.jpg)
.jpg)

با آرزوی سال خوب و خوش و تبریک سال جدیدو قبولی طاعات و عبادات شما
تایپ: مسافر مهدی لژیون هفتم
عکس: مسافر جواد لژیون یکم
ارسال: مسافر حسن لژیون هفتم
نمایندگی گرگان
26 اسفند 1403
- تعداد بازدید از این مطلب :
362