English Version
This Site Is Available In English

بدون عشق، از عشق نمی‌توان سخن گفت

بدون عشق، از عشق نمی‌توان سخن گفت

جلسه هفتم از دوره سی‌و‌پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰؛ نمایندگی امین قم، با استادی ایجنت محترم مسافر ابراهیم، نگهبانی مسافر امید و دبیری مسافر سعید، با دستورجلسه "وادی چهاردهم و تأثیر آن روی من" یکشنبه 26 اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر؛
از گروه مرزبانی، دبیر جلسه، نگهبان و کسانیکه نوشتارها را خواندند تشکر می‌کنم.
خداوند را سپاسگزارم که به من توفیق داد تا در کنار شما دوستان، در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه "وادی چهاردهم و تأثیر آن روی من" می‌باشد؛‌
وادی چهاردهم یکی از پرحجم‌ترین وادی‌ها است و جناب مهندس حدود دوازده ساعت در مورد این وادی صحبت نموده‌اند. و این را هم گفته‌اند که در این وادی ساعت‌های بیشتری نیز می‌توان صحبت کرد. تیتر وادی چهاردهم در ابتدای هر جلسه خوانده می‌شود "آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی‌ست و تنها پیوند محبت است که ما را به هم متصل نگاه می‌دارد"، "بدون عشق، از عشق نمی‌توان سخن گفت، چون عشق با محبت آغاز می‌شود" و معرفت زیربنای محبت است. همانطور که در لوگوی اصلی کنگره 60 هم یکی از اضلاع آن معرفت نام‌گذاری شده است. حال برای آنکه دقیقاً بدانیم معرفت در کجای آن قرار می‌گیرد، اینطور می‌شود بیان کرد؛ فردی که به کنگره برای درمان اعتیاد می‌آید در همان جلسات اولیه در لژیون تازه‌واردین به آن شخص می‌گویند: مثلث درمان در کنگره60 شامل سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی می‌باشد. که گرفتنِ آموزش‌های جهان‌بینی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

این را باید بگویم که جسم هم مهم است، اما به تنهایی جوابگوی درمان اعتیاد نمی‌باشد. در نهایت محصول درمان جسم و آموزش جهان‌بینی، روان سالم می‌شود که انسان را به تعادل می‌رساند. در وادی چهاردهم بیان می‌شود؛ مثلث عشق سه ضلع دارد حس، جاذبه و سایه‌ها، و در ادامه آقای مهندس سه نوع عشق را مطرح می‌کند. اولی عشق مخلوق به مخلوق است که یک عشق زمینی است. معمولاً این عشق، عشقی است که رایج است و خودِ مقوله عشق نیز از این نوع آغاز می‌شود. دومی عشق مخلوق به خالق است یعنی؛ عشق ما به خداوند، حال مطرح می‌شود خداوند که سایه‌ای روی زمین ندارد، پس چگونه این عشق اتفاق می‌افتد؟ یعنی چگونه یک مخلوق می‌تواند عاشق خداوند باشد؟ جناب مهندس جواب این سؤال را به خوبی به ما داده‌اند، اگر شما عاشق خداوند هستید این را باید در خدمت به مخلوقین خداوند نشان دهید، یعنی همان خدمت بلاعوض. و مرحله سوم که مرحله عالی عشق است؛ عشق خالق به مخلوق. خداوند به انسان عشق می‌ورزد اگر او مرحله دوم عشق را به خوبی انجام دهد و به این صورت اتفاق می‌افتد که انسان در بین مخلوقین خداوند دارای جایگاه می‌شود و پیش خداوند عزیز می‌شود.

عشق و محبت در کنگره60 جاری است و ما هر روز شاهد آن هستیم. وقتی ما در کنگره 60 به یکدیگر عشق می‌ورزیم و یکدیگر را دوست داریم، بخاطر این دوست داشتن و بخاطر خدمت به دیگران، از چیزهایی که دوست داریم می‌گذریم. این گذشت می‌تواند به روش‌های مختلفی صورت پذیرد، عده‌ای جانی خدمت می‌کنند وعده‌ای دیگر که توانایی دارند، خدمت‌های مالی انجام می‌دهند که تمام این‌ها مجموعاً خدمت به خلق می‌شود. لذتی که در بخشش است، بسیار لذت والایی می‌باشد. این لذت نصیب هر کسی نمی‌شود، بخشش هم می‌تواند مالی باشد و هم می‌تواند در حق افرادی که به ما ظلم کرده‌اند باشد، اما افرادی می‌توانند صاحب صفت بخشش بشوند که به معرفت و دانایی برسند، فقط در این صورت است که می‌توانند ببخشند تا دیگران را به حال خوش برسانند.
ممنون که به صحبت‌های من گوش دادید.

تایپ و ویراستاری و بارگزاری: مسافر حسن لژیون دوم
عکس: مسافر عادل لژیون اول
تهیه و تنظیم: گروه سایت شعبه امین قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .