English Version
This Site Is Available In English

لمس محبت

لمس محبت

وادی چهاردهم با پیام عشق و محبت آغاز می‌شود. آنچه باور است محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است. محبت به لمس و سخن نیست بلکه دو سر یک کمان بی‌انتهاست. در این وادی از اضداد، امواج و عشق صحبت می‌شود.

استاد سردار می‌فرمایند: «اضداد مانند یک تکانه برای بیداری انسان‌ها هستند»؛ یعنی از نیروی ضد به‌عنوان مکمل استفاده می‌شود تا انسان ارتقاء پیدا کند و هرچقدر به دانایی و آگاهی نزدیک شود، اضداد کمرنگ‌تر می‌شود و او کم‌کم به صلح و آرامش می‌رسد. امواج عشق در سرتاسر هستی گسترده شده‌اند؛ چون مرکز تمام هستی بر عشق بناشده است.

خداوند و موجودات همه عشق هستند. هنگامی‌که این موضوع را درک کنیم؛ گویی به وادی توحید و یگانگی رسیده‌ایم. امواج عشق و محبت در کائنات یکدیگر را جذب می‌کنند و ما برای اینکه به صلح و آرامش برسیم، باید یکدل و یک‌زبان شویم؛ زیرا برای ساخته‌شدن به این نیرو احتیاج داریم.

چه چیزی جز عشق باعث خدمت خالصانه در کنگره ۶۰ می‌شود؟ همان نیرویی که قدرت‌مطلق برای خلق ما در آفرینش به‌کاربرده است. ذرات عشق و محبت که در تمامی وجود ما ردوبدل می‌شوند به ما توان حرکت از سکون را می‌دهند.

عشق؛ یعنی گذشتن از خویش با آگاهی، ظرافت، پی بردن به جهان هستی و پرواز کردن در بیکران. خوشا به حال آنانی که می‌بخشند و دنبال باز پس گرفتن آن نیستند. تمام موجودات محبت هستند؛ حتی افرادی که ما به‌ظاهر آن‌ها را خشن می‌بینیم.

محبت؛ یعنی بتوانی از عصاره جانت ببخشی. باورش کار هر کس نیست. مگر درک کنی و معنای آن را بدانی. گاهی اوقات ما قادر نیستیم دو کلمه محبت‌آمیز که هیچ خرجی ندارد، به دیگران بگوییم. اگر کسی آن‌قدر گذشت داشت و توانست این کار را انجام دهد، او عاشق است و ظرف محبتش پر و پرتر می‌شود. عشق بامحبت آغازشده که صورت‌مسئله است، حل آن عشق می‌شود و لایتناهی است. درکل می‌توان گفت؛ عشق یعنی گذشتن، رفتن، بازگشتن، کامل شدن و به او  پیوستن. درواقع رسیدن به مکانی که ازآنجا انشعاب یافته‌ایم.

کسی که عشق را درک می‌کند به انسانیت می‌رسد و انسان بودن؛ یعنی سپاس از کل هستی؛ حتی از زمینی که روی آن راه می‌رود و از صندلی که روی آن می‌نشیند نیز سپاسگزاری می‌کند؛ چون می‌داند که بدون این‌ها حیات برایش وجود ندارد.

امواج عشق در همه‌جا موج می‌زند کافی است دستت را دراز کنی، اگر خالی از نفرت، کینه، انتقام‌جویی و حسادت باشد عشق در آن قرار می‌گیرد. وقتی‌که در وادی عشق قرار گرفتی آتش‌های گداخته را به‌سان گلبرگ‌های نرم و لطیف زیر پای خود احساس خواهی کرد و از هیچ غل و زنجیری پروایی در سر نخواهی داشت. قدرت‌مطلق سرشار از عشق و محبت است و برای نمایش آن به امواج فرمان داد تا در دل ذرات قرار گیرند و سپس به زیباترین شکل ممکن اقدام به خلق جهان‌های آفرینش و موجودات کرد تا خود را متجلی نماید.

اجزای تشکیل‌دهنده مثلث عشق عبارت‌اند از: سایه‌، جاذبه و حس. سایه‌؛ هر چیزی ازجمله انسان، درخت، حیوان و... می‌تواند باشد. اگر سایه‌ وجود نداشت عشقی هم به وجود نمی‌آمد. جاذبه؛ نیرویی است که عاشق و معشوق را جذب یکدیگر می‌کند. امواج عشق را کسی قادر است درک کند که گیرنده‌هایش باز باشد.

انسان بایستی بداند برای رسیدن به صلح، آرامش و‌‌ رسیدن به وادی عشق و محبت باید بهای آن را بپردازد که تنها راه آن تزکیه و پالایش کردن حس‌های خودش است. هرقدر پالایش‌ها بیشتر شود، دریافت‌ها هم بیشتر می‌شود. تا زمانی که در صراط مستقیم قرار نگیریم، امواج عشق را دریافت نمی‌کنیم؛ برفرض اگر فردی فرایض دینی خود را خیلی خوب انجام دهد؛ اما مردم از دست و زبانش در آسایش نباشند او در صراط مستقیم نیست.

عاشق را حساب با عشق است، با معشوق چه حساب دارد؛ یعنی تمام مخلوقین خداوند، سایه‌ او هستند و اگر به آن‌ها خدمت کنیم؛ گویی به خداوند خدمت کرده‌ایم؛ در‌این‌صورت خداوند هم عاشق ما می‌شود و اینجاست که عاشق و معشوق در هم ادغام می‌شوند. کسی که عشق می‌ورزد و خدمت می‌کند، بیشتر دریافت می‌کند.

دروازه ورود به قلب خداوند، قلب انسان‌ها و کلیه موجودات هستی است. هر کس با هر خصوصیت و در هر جایگاهی که قرار دارد، کافی است دریچه قلب خود را بگشاید تا مهماندار امواج عشق گردد و طعم شیرین آن را بچشد.

منابع:
۱) کتاب چهارده وادی برای رسیدن به خود، مهندس حسین دژاکام
۲) سی‌دی‌های وادی چهاردهم (۱ تا ۱۲)، مهندس حسین دژاکام

نویسنده و رابط خبری: همسفر نصیبه لژیون راهنما همسفر میترا (لژیون هفدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر بهجت (لژیون ششم)
همسفران نمایندگی آکادمی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .