English Version
This Site Is Available In English

هر آنچه در هستی وجود دارد، عشق و محبت است

هر آنچه در هستی وجود دارد، عشق و محبت است

ششمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد با استادی راهنمای محترم مسافر مجید، نگهبانی همسفر عماد و دبیری همسفر معین با دستور جلسه "وادی چهاردهم و تاثیر آن روی من"، شنبه 25 اسفند ماه ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مجید هستم یک مسافر.
خداوند را شاکرم که توفیق حضور در این جلسه را به من عطا فرمود تا در جمع شما عزیزان باشم.
ماه پر خیر و برکت رمضان و همچنین فرارسیدن عید باستانی را پیشاپیش به شما تبریک عرض می‌کنم.
صحبت کردن درباره وادی چهاردهم، حداقل برای من دشوار است؛ زیرا مستلزم درک و فهم لازم است. از این رو، امروز از سخنان جناب مهندس وام می‌گیرم.
وادی چهاردهم نیز مانند دیگر وادی‌ها با پیام محبت آغاز می‌شود: «آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی ست». تمام درگیری‌ها در هستی، پوچ و مانند یک بازی است؛ پس بیهوده نجنگیم؛ زیرا هر آنچه در هستی وجود دارد، عشق و محبت است.
در ادامه وادی، با سه خطابه مواجه می‌شویم: اضداد از استاد سردار، امواج از استاد عقاب سفید و زنجیره‌های عشق از استاد رعد؛ که این مطالب از ژرفا و عمق فراوانی برخوردار است و باور آن برای هر کسی میسر نیست، مگر آنکه معنای آن را بداند.
این عشق چیست که شما را جذب کرده و بر این صندلی‌ها نشانده است؟ این چه مدرسه عشقی است که انسان‌ها را این‌گونه گرد هم می‌آورد؟ خداوند خود عشق است و در متن وادی گفته می‌شود که خداوند به امواج عشق دستور داد تا در ذرات که تمام اجزای هستی هستند، قرار بگیرند و آنگاه آفرینش و خلقت پدید آمد.

آسمان‌ها، ستارگان، ماه، خورشید، طبیعت، کوه‌ها، جنگل‌ها، موجودات، حیوانات، همه و همه عشق‌اند؛ همچنین پدر و مادر، جسم و اندام‌های من نیز عشق‌اند. همه این عشق‌ها آمده‌اند تا به من کمک کنند؛ چرا که بدون عشق، هیچ چیز وجود ندارد.
اگر من بتوانم این امواج را جذب کنم، در ادامه می‌توانم به صلح و آرامش برسم. پول، کاخ و ماشین، صلح و آرامش به ارمغان نمی‌آورند؛ اما بعضی‌ها با درآمد کم، ثروتمندانه زندگی می‌کنند؛ زیرا درونشان سرشار از عشق است.
این وادی می‌خواهد به من بگوید که باید چه کاری انجام دهم تا بتوانم امواج عشق را دریافت و جذب کنم. گویی باید درهایی در درونم گشوده شود.
در این وادی، مثلثی وجود دارد به نام مثلث عشق با اضلاع: سایه‌ها، جاذبه و حس. اگر این مثلث را درک کنیم، می‌توانیم امواج موجود در هستی را دریافت کنیم. سایه‌ها همان ذرات هستند؛ یعنی انسان فقط جسم نیست و دارای صور پنهان نیز هست. من می‌توانم ارتعاش عشق داشته باشم، بدون اینکه دیده شوم. دیگران مرا دوست بدارند، همانند جناب مهندس.
چیزی که جذب می‌شود، چیزی جز امواج عشق نیست و آن گیرنده‌ای که این امواج را دریافت می‌کند، حس است.
چه اتفاقی برای من افتاده بود که هستی را با این همه زیبایی و عشق نمی‌دیدم؟ عشق پدر و مادرم به خود را نمی‌فهمیدم. همه این‌ها به این خاطر بود که حس‌های من آلوده شده بود و فرکانس‌های گیرنده من تغییر کرده بود. برای رهایی از این مشکل، راهی جز تزکیه و پالایش وجود ندارد و آنچه از انسان ساطع می‌شود، چیزی جز تفکر و اندیشه او نیست. پس وقتی افکار و اندیشه من تغییر کند، ارتعاشات من نیز تغییر می‌کند.
خیلی ممنون که با سکوت خودتان به صحبت‌های بنده گوش دادید.

دریافت گل رهایی و ورود تعدادی از همسفران آقا به سفر دوم جهان‌بینی 

دعای پایان جلسه 

گزارش تصویری دومین افطاری همسفران شفاء مشهد

 

تهیه گزارش:
مرزبان خبری: همسفر امین
تایپ: همسفر محمدصدرا (لژیون دوم)
ویراستاری و ارسال خبر: همسفر جمال (لژیون اول)
سایت همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .