English Version
This Site Is Available In English

برای رسیدن به عشق باید بهای آن را پرداخت کنیم

 برای رسیدن به عشق باید بهای آن را پرداخت کنیم

(آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. دوستان تنها پیوند محبت ما را بهم متصل نگه خواهد داشت). این جمله را در جلسه کارگاهی همیشه شنیده‌ایم؛ پس محبت خیلی مهم و حائز اهمیت است. وادی چهاردهم را بیشتر با واژه عشق و محبت می‌شناسند که جمع‌بندی کل وادی‌ها است و این همان چیزی است که ما را این‌جا گرد هم آورده است که با پیام محبت آغاز می‌شود، و با سه خطابه ادامه می‌دهد که خطابه اول: اضداد را سردار و خطابه دوم: امواج را عقاب سفید و خطابه سوم: زنجیره‌های عشق را رعد بیان می‌کنند. در این وادی می‌گوید: «اگر فردی همه چیز داشته باشد؛ ولی محبت نداشته باشد، یک ظرف تهی است.» عشق هم مثلثی دارد که قاعده آن حس و دو اضلاع دیگر آن سایه‌ها و جاذبه نام دارد.

عشق در کنار نفرت خود را نمایان می‌کند. وقتی‌که مسافرهای‌ما مصرف‌کننده بودند، با خود فکر می‌کردیم که چرا این بدبختی نصیب ما شده است؟ در کنگره متوجه شدیم که این آغاز مسیر سفر پر عشق کنگره.برای ما بوده است. مصرف‌کننده نمی‌داند محبت چیست و چگونه باید محبت کند؟ شاید سالها همسفران محبتی از طرف مسافرشان ندیده باشند و به طبع تخم نفرت و کینه در دلشان کاشته شده است و جوانه می‌زند. ما در کنگره یاد گرفتیم که انسان دارای تمام صفات خوب و بد، زشت و زیبا هست، بستگی به بستر دارد که کدام یک از این صفات رشد کند. دلیل سفر کردن همسفران در کنار مسافران به همین دلیل است که بتوانیم صفات بد و زشت را کمتر و صفات خوب و زیبایمان را بیشتر نشان دهیم که  مهمترین و بالاترین آنها محبت است و در کنار خانواده‌مان عشق و دوستی که شاید سالیان سال بی‌نصیب بودیم و الان وقت شکوفایی است، پس چه بهتر که بتوانیم این محبت و عشق را زلال کنیم و به مسافران و خانوادمان هدیه بدهیم که چند برابرش را بازپرداخت می‌کنیم؛ چون‌که وعده خدا دروغ نیست.

در این وادی سه نوع عشق وجود دارد: عشق مخلوق به مخلوق؛ یعنی عشقی که یک انسان به انسان دیگر دارد. عشق مخلوق به خالق؛ یعنی عشقی که انسان به خدای خودش دارد و عشق خالق به مخلوق؛ یعنی عشقی که خدا به انسان دارد که بالاترین عشق، عشق خالق به مخلوق است که می‌فرماید:«عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حساب دارد.» می‌توان به همه چیز و همه‌کس عشق ورزید، مانند نور خورشید که یکسان می‌تابد؛ ولی ما بر مبنای ظرفیت خودمان آن را دریافت می‌کنیم. گابریل گارسیا مارکز یک جمله قشنگی دارد که می‌گوید:«اگر کسی تو را آن‌گونه که تو دوستش داری دوستت نداشت این دلیل نمی‌شود که تو را با تمام وجودش دوست نداشته باشد.» انسان‌ها چیزی را می‌توانند، خوب ببخشند که قبلا دریافت کرده‌اند.

بین عشق و محبت تفاوت‌هایی وجود دارد؛ محبت همان مثلث عشق است؛ ولی بطور عام می‌باشد و عشق شامل همین مثلث می‌شود؛ اما بطور خاص است، برای عشق نمی‌توان قراردادی قائل شد‌، عشق همه چیز را در بر می‌گیرد و پایانی ندارد، خداوند نهایت عشق و محبت است. عشق باید بلاعوض باشد، وقتی کاری انجام می‌دهیم؛ باید بدون توقع و انتظار باشد.
عشق آنقدر وسیع است که کل هستی را در بر‌می‌گیرد. برای هر شخصی امواج عشق یکسان می‌تابد؛ اما این بستگی به فرد دارد که تا چه اندازه خالی از نفرت باشد تا بتواند امواج عشق را دریافت کند. برای رسیدن به عشق باید بهای آن را پرداخت کنیم که به راحتی نمی‌توان به آن دست یافت، بهای رسیدن به عشق واقعی تزکیه و پالایش انسان است.

عشق را باید از راهنمایان کنگره۶۰ آموخت که بدون هیچ چشم داشتی خدمت می‌کنند و از وقت خودشان می‌گذرند تا به ما آموزش بدهند. در آخر از جناب مهندس تشکر می‌کنم که عاشقانه تجربیات خودش را در اختیار بقیه قرار داد و مانند خورشید به همه تابید و دریغ نکرد و خدارا شاکر و سپاس گزارم که با مفهوم درست الفاظ در کنگره آشنا شدم چون در این‌جا محبت و عشق را لمس کردم.

 

رابط خبری: همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر الهام (عضو لژیون سردار)
نویسنده و ارسال: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر رضوانه (دنور)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر ثریا (لژیون نهم)
ویراستار: همسفر زهرا نگهبان سایت (عضو لژیون سردار)

همسفران نمایندگی امین قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .