در ابتدا آقای مهندس به مسئله باور پرداختهاند و برای اینکه بهتر این مسئله را درک کنیم، مثلثی را در نظر بگیرید که یک ضلع آن باور، ضلع مقابلش انجام آن باور و قاعده مثلث را ارزش بگذارید، ما اگر باور داشته باشیم؛ ولی عمل نکنیم، دو ساق مثلث را نداریم و سطحی به وجود نمیآید، ما زمانی که به حرفی یا عملی ضدارزش باور داریم، خودمان هم باید از آن کار یا حرف پرهیز کنیم و بعد به دیگران تذکر دهیم.
ما در اثر جهل و عدم آگاهی، اشتباهاتی را مرتکب میشویم که جبران آن برایمان خیلی سخت است و گاهی باید تاوانهای بزرگی را متحمل شویم و بدون تحقیق، تفکر و مشورت کارهایی را انجام میدهیم که خودمان با دست خود، گرفتاری و مشکلات بزرگی درست میکنیم و گاهی اوقات به خاطر شراکتهای کاری بین دوستان و فامیل دردسرهایی درست میشود که منجر به بحث و دعوا میگردد، پس سعی کنیم با دوستان و فامیل شراکت نداشته باشیم تا روابط ما پایدار بماند، در کارهایی که تخصصی نداریم، وارد نشویم و در معاملاتی که میخواهیم انجام دهیم، بسیار دقت نموده و حتماً مکتوب کرده و قرارداد بنویسیم.
ما باید سعی کنیم تا مشکلات جلوی حرکت و هدف ما را نگیرند و به دنبال حل مشکل بگردیم و به خاطر نداشتن اطلاعات دیگران را سرزنش نکنیم و مدام ایراد و اشکالات اطرافیان را به رخ آنها نکشیم، برای زندگی برنامه داشته باشیم و از چیزی نترسیم؛ چون ریشه ترس ناامیدی است و اگر در صراط مستقیم قدم برداریم هم خود و هم پروردگار هر دو راضی خواهیم بود.
داشتن استاد و راهنما بسیار مهم است، ما در خانواده بزرگ شدیم؛ اما گاهی پدر و مادر از حال فرزند خبر ندارند و بچهها همینطوری بزرگ میشوند و کسی نیست که آنها را راهنمایی کند و این راهنما هست که انسان را هدایت میکند و راه را به او نشان میدهد، نکته مهم اینجا هست که در مسئله آموزش نباید هیچ اجباری باشد.
در جهان فیزیکی راز ماندن به حرکت کردن است که اگر حرکتی نباشد، مساوی با نیستی است؛ ولی در بعد دیگر اگر یکجا هم بمانیم هیچ فرقی نمیکنیم و کم یا زیاد نمیشویم؛ چون دیگر جسمیت وجود ندارد.
انسان گاهی اوقات خودش را گم میکند و باید خودمان را پیدا کنیم که اگر خود را پیدا کنیم، آن موقع آرام و قرار میگیریم، زمانی که مصرف کننده بودیم، خودمان را گم کرده بودیم و وقتی به درمان رسیدیم، تازه خود را پیدا کردیم و انسان تا زمانی که خود را پیدا نکند، نمیتواند دیگران را پیدا کند.
برای دانستن تفکر و فکر کردن لازم است و تفکر نکته بسیار مهمی است که چه چیزی را بدانیم و چه چیزی را ندانیم؛ زیرا بعضی مواقع بهتر است، چیزهایی را ندانیم، پس باید بتوانیم، فکر کنیم تا بدانیم.
آقای مهندس میفرمایند: مادیات در زندگی ما نقش خیلی مهمی دارد و یکی از پایههای اصلی زندگی ما هست، همانقدر که معنویات در زندگی نقش مهمی دارد به همان مقدار مادیات نیز مهم است و ما تا زمانی که پول نداشته باشیم، قادر به زندگی کردن نیستیم؛ زیرا در طول شبانه روز هزاران نیاز مالی پیدا میکنیم که اگر وضع مالی خوبی نداشته باشیم، زندگی ما فلج میشود؛ ولی افراط و تفریط در مسائل مالی مثل دیگر مسائل بد هست.
همینطور که ماشین برای حرکت نیاز به بنزین دارد، انسان هم برای حرکت و ادامه زندگی نیاز به کار و درآمد دارد و با داشتن مال میتوانیم به دیگران کمک کنیم و دست دیگران را بگیریم و با نداشتن که نمیتوانیم کاری بکنیم و خودمان هم همیشه محتاج دیگران هستیم و انسان نبایستی در زندگی با کوچکترین فشاری که به او وارد میشود، آن کار را رها نمیاد و باید در دل سختیها رفت، مال اندوزی خوب است؛ اما به شرط آنکه از راه درست و صراط مستقیم باشد و همیشه این را باید بدانیم که خداوند ناظر بر رفتار و کردار ما هست.
منبع: سیدی تاجر۲
تایپ: همسفر شیما رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون دهم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
تنظیم و ارسال: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم) دبیر سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
۲۷۸