English Version
This Site Is Available In English

دانایی، نهایت محبت

دانایی، نهایت محبت

«پایه‌ محبت معرفت و دانایی است». برای رسیدن به درجه بالا و تکامل، محبت کردن اولین پارامتری است که می‌تواند انسان را به آن درجه عالی برساند. محبت آغاز و پایانی ندارد، منظور وجود محبت در انسان از روز ازل تا پایان است و اینکه هرگز از بین نخواهد رفت. محبت به لمس و سخن نیست؛ بلکه درس و آموزشی است برای تکامل انسان تا به آرامش برسد.

مال و ثروت قادر نیستند زندگی بهتر را تعیین کنند؛ بلکه این افکار و اندیشه ما است که باعث زندگی بهتر‌ می‌شود. شاید یکی دارای وضع مالی عالی باشد؛ ولی آرامش ندارد که در این ‌‌صورت محبتی به وجود نمی‌آید. اگر کسی یک‌دفعه تصمیم گرفت با محبت شود، این محبت به‌زور صورت نمی‌گیرد؛ چون آن حس واقعی شکل نگرفته و ممکن است طرف مقابل بامحبت کردن بدون دلیل ما به دردسر بیفتد.

دانایی به سواد نیست؛ بلکه به آموزش، تفکر و تجربه است. همه‌چیز در جهان بر اساس سه ضلع شکل‌ گرفته است: طول، عرض و ارتفاع. صوت، نور و حس. جسم، روان و جهان‌بینی. آموزش، تجربه و تفکر. آموزش درست، آموزش غلط و آموزش خنثی و...

آموزش خنثی، بهتر از آموزش غلط است؛ زیرا زمانی که آموزش اشتباه باشد، طرف را از پایه خراب می‌کند که در این ‌شرایط اگر آموزش نبیند بهتر است. تفکر نیز به سه شکل تفکر صحیح، تفکر غلط و تفکر خنثی است. تفکر غلط نه‌تنها شما را متوقف می‌کند؛ بلکه به سمت منفی می‌برد و دائماً اصرار می‌کند، راهی که می‌روی درست است.

در تجربه هم این سه ضلع وجود دارد. تجربه غلط مثل تشویق کردن فرد به سقوط آزاد. در سقوط آزاد؛ چون شوک وارد بدن می‌شود امکان سکته و بیماری‌های قلبی بسیار است. این تجربه یکی از دلایلی است که باعث می‌شود فرد معتاد از ترس به سمت ترک مواد نرود.

وقتی‌که محبت به دانایی رسید، پندار صحیح و افکار مثبت خودش را نشان می‌دهد. زمانی که پندار صحیح ‌شد، گفتار هم ‌شکلش عوض می‌شود و به سمت اصلاح می‌رود. در این شرایط شخص با هیچ فردی به‌صورت دستوری صحبت نمی‌کند و مردم از صحبت کردن با او راضی هستند. وقتی پندار و گفتار صحیح شد، محبت ایجاد و کردار هم درست می‌شود.

وقتی معرفت و دانایی پدیدار شد، پندار و گفتار به شادی درون می‌رسند. «اگر درونتان شاد نیست، مطمئن باشید یا پندار و یا گفتار و یا کردارتان صحیح نیست و علت صحیح نبودن این‌ موارد، صحیح نبودن دانایی است». همه دنبال آرامش درون می‌گردند و راه رسیدن به این آرامش در افکار و اندیشه درست است.

وادی چهاردهم (وادی عشق) دارای مثلث با سه ضلع سایه، جاذبه و حس است. سایه در این جهان و هم در آن جهان است، مثل فردی که عاشق یک فرد دیگر می‌شود؛ یعنی سایه‌ خودش را پیدا می‌کند. زمانی که سایه‌ای باشد، آن سایه جاذبه دارد مثل یک گل که جاذبه‌اش رنگ و بو است. حس نیز قادر است تا امواج را بگیرد.

فرق محبت با عشق چیست؟ محبت، عام و عشق، خاص است. از اوج محبت، عشق زائیده می‌شود. وقتی محبت داری همه حیوانات، کوه‌ها و صحراها را دوست داری و نسبت به همه احساس محبت می‌کنی؛ زیرا به‌تنهایی نمی‌توانی زندگی کنی. کسی که محبت دارد همه سایه‌ها را دوست دارد و همه‌چیز برایش جذاب است. اگر عشقی پایه‌اش محبت باشد، به دانایی ختم می‌شود. عشقی که آخرش با اسید ریختن بر روی طرف باشد، آن عشق پایه‌اش دانائی نیست.

راه مستقیم انسان را به هدف می‌رساند. اگر راه شما با صراط مستقیم یکی باشد، هدف خیر می‌شود و اگر با صراط مستقیم یکی نباشد شر می‌شود و به نتیجه خوبی نمی‌رسد. انسان باید در هر کاری به تلاش و کوشش خود ادامه دهد و هرچه آگاهی بیشتری در آن راه داشته باشد، می‌تواند مسیر بهتری را انتخاب کند.

مراقبت از روح و روان خوب است؛ ولی جسم هم نیاز به مراقبت دارد. ما نباید فقط از نظر معنوی خودمان را قوی کنیم. حرفی که در کنگره 60 همیشه تکرار می‌شود این است که جسم، قابل ارزش و مراقبت از آن خیلی مهم است؛ چون جسم ماشین ما است. پایه محبت و عشق دانایی است. محبت و عشق برای رسیدن به آرامش و آسایش درون هستند و انسان‌هایی که محبت دارند، خودشان لذت می‌برند.

نویسنده: همسفر زهره لژیون راهنما همسفر هدی (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر آذین لژیون راهنما همسفر هدی (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر الهه لژیون راهنما همسفر محترم (لژیون چهاردهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آکادمی

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .