
جلسه دوازدهم از دوره سی و هفتم سری کارگاههای آموزشی، عمومی کنگره۶۰ نمایندگی شیخبهایی اصفهان با استادی راهنما مسافر علی، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه «نظم، انضباط و احترام در کنگره۶۰ و سومین سال رهایی مسافر امیرحسن» پنجشنبه ۲۳ اسفند ماه ۱۴۰۳ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
-
سلام دوستان علی هستم یک مسافر
-
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر در کنگره هستم. امروز دو دستور جلسه داریم: نظم، انضباط و احترام در کنگره۶۰ و دوم: سومین سالروز رهایی امیرحسن عزیز.
-
به اعتقاد من وقتی به دنیا نگاه میکنیم، میبینیم که اعتیاد یک بیماری پیچیده و پیشرونده است. اما کنگره۶۰ میگوید که اینگونه نیست و شخص میتواند با درمان خود در سه جهت جسم، روان و جهانبینی به تعادل برسد و برای همیشه سلامتیاش را به دست آورد.
-
جسم با روش "D.S.T" درمان میشود که همان نظم است. آقای مهندس در کتاب ۶۰درجه زیرصفر میگوید: «من در ماه مبارک رمضان، به وعدههایم نظم دادم». بنابراین اساس و اصول کار در کنگره۶۰ نظم است. وقتی جسم درست میشود، روان و خلقوخو نیز به تعادل میرسند.
-
مسئله جهانبینی نیز در این نظم نهفته است. کسی که خواستار رهایی است باید در این چهارچوب قرار بگیرد.
-
وقتی انسان نظم پیدا میکند، دسیسه منظم بودن را پشت آن پیدا میکند. کسانی که دارای نظم و انضباط هستند، احترام دیگران و خودشان را دارند. انسانی که احترام میگذارد، یک انسان طلبکار نیست. او اول تشکر میکند و منتظر نیست که از او تشکر کنند.
-
در کتاب وادی عشق میخوانیم که انسانها به دو دسته تقسیم میشوند: خردمندان و کمخردان. کمخردان کسانی هستند که دائماً عذرخواهی میکنند و میگویند "دست خودم نبود" یا "متوجه نشدم." اما شخصی که نظم دارد، سر وقت به قرارش میرسد و در مقابلش احترام میآورد.
-
وقتی آقای مهندس میخواهد رهایی کسی را بدهد، اول به وضعیتش نگاه میکند. آیا پیراهنش مرتب است؟ آیا کتابچهاش پاره است یا تر و تمیز؟ اینها نشان میدهد که شخص منظم آمده است و او را به گونهای دیگر تحویل میگیرد. گاهی اوقات چون آقای مهندس رودربایستی ندارند به طرف میگویند که چرا پیراهنت را داخل شلوار نگذاشتهای یا چرا دستت را داخل جیبت کردهای و ایستادهای؛ این نشان میدهد که وقتی انسانی نزد دیگران احترام را رعایت میکند، عزیز میشود.
-
دستور جلسه دوم:
-
تولد سومین سال رهایی آقا امیرحسن عزیز را تبریک میگویم. همانطور که میدانید امیرحسن در لژیون۲۰ به راهنمایی حسن آقا سفر اول خود را طی کردند و رها شدهاند. اما به دلیل اینکه حسن آقا خدمتشان تمام شد و لژیون را تحویل دادند، من در خدمتشان هستم. تبریک میگویم به حسن آقا و همسفرشان و امیدوارم هر کجا که هستند، سلامت باشند.
-
واقعاً نظم و انضباط و احترامی که در امیرحسن وجود دارد قابل توجه است. او بچهای مودب و خوشرو است و همیشه لبخند بر لب دارد. اما واقعیت این است که در ابتدای سفر، او خیلی مرتب و منظم نبود؛ اما در یک مقطع در این دایره قرار گرفت و فهمید که راه رهایی و حال خوش، زندگی با آرامش است و باید از مقاومت دست بردارد. خداراشکر که به این تفکر و جهانبینی رسید. مسئله مهم این است که برخی از ما رهایی را میگیریم و میرویم، اما کسانی که باهوش و زرنگ هستند و نقطه را پیدا کردهاند دیگر کنگره را رها نمیکنند. امیرحسن و همسفرش جزو این دسته بودند و در کنگره ماندند و خدمت کردند.
-
امیرحسن در "OT" خدمت کرد و مرزبان پارک هم بودند. کنگره به کسی که در صراط مستقیم باشد، همه چیز را میدهد. امیرحسن در اینجا احیا شد و به او زندگی داده شد؛ او همسفر خوبی پیدا کرد و واقعاً مگر آدم از خداوند چه چیزی میخواهد؟ تا الان که قدردان بوده است، انشاالله در آینده هم قدردان بماند و هیچگاه این ارتباط و علاقهاش به کنگره از دست نرود.

-
سلام دوستان امیر هستم یک مسافر.
-
آرزو:
-
هر مصرفکنندهای در هر جای این جهان خاکی، خداوند مسیر کنگره را برایش هموار سازد.
-
اول از خداوند سپاسگزارم که این فرصت را به من داد تا جشن تولد سه سالگیام را در کنار شما عزیزان برگزار کنم. از آقای مهندس و خانوادهشان تشکر میکنم که چنین بستری را فراهم کردند تا امروز با حالی خوب و حسی عالی این لحظه را تجربه کنم. حدود یک هفته است که به این تولد فکر میکنم و خداوند این فرصت را به من داد تا در کنار شما باشم. از ایجنت و مرزبانان عزیز هم سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند.
-
دوران تخریبم بسیار سخت بود. با تخریبی فراوان، حال بد و افکاری پریشان وارد کنگره شدم. راهنمای تازهواردین کار بسیار سختی دارند، چون فرد تازهوارد نیاز دارد که کسی با محبت او را در آغوش بگیرد و اکبر آقا این کار را برای من انجام داد.
-
اوایل سفرم را بهدرستی انجام نمیدادم و فرمانبردار راهنمایم نبودم، در حالی که همیشه سعی داشتم کنگره را برای خودم بهشت بدانم. اما متأسفانه، آن را به جهنمی برای خود تبدیل کرده بودم. بعد از چهار، پنج ماه تغییراتم آغاز شد. همینجا از راهنمای سفر اولم، حسن آقا تشکر میکنم؛ جایش خیلی خالی است. همیشه در دلم از او یاد میکنم و وقتی کنار خانوادهام هستم، برایش دعا میکنم.
-
بعد از سفر اول، وارد سفر دوم شدم و تنها چیزی که مرا در این مسیر نگه داشت، خدمت بود. همیشه بیرون از کنگره به دنبال فرصتی برای کمک به دیگران بودم و خداوند این بستر را برایم فراهم کرد. خداراشکر میکنم که جایی مانند کنگره را پیدا کردم؛ چون اینجا همان بهشتی است که به دنبالش بودم.
-
آقای امین در جهانبینی میگویند که نیروهای منفی و حسهای منفی سراغ انسان میآیند. برای من هم چنین شد؛ اما با خدمت کردن و آموزش گرفتن، توانستم بر آنها غلبه کنم. در مسیر سفر دوم، یکی از بهترین اتفاقات زندگیام آشنایی با همسفرم بود. ما ازدواج کنگرهای داشتیم و طبق قوانین و حرمتهای کنگره، این اتفاق در حضور خانوادهها رقم خورد. خواسته ما این بود که در کنگره بمانیم. شاید اگر ازدواجی خارج از کنگره داشتم، نمیتوانستم این مسیر را ادامه دهم. اما خداوند لطف کرد و این امکان را برایم فراهم ساخت.
-
جشن تولدها پیامهایی در خود دارند. حدود سه سال پیش من و یکی از دوستانم وارد کنگره شدیم و با هم سفر کردیم. سفر خوبی داشتیم، اما متأسفانه او نتوانست به درمان سیگارش برسد. این موضوع بسیار مهم است، مخصوصاً برای سفر اولیها و سفر دومیهایی که هنوز سیگار میکشند. آن دوست عزیزم بعد از رهایی، حدود یک سال و نیم خدمت کرد، اما بهدلیل مصرف سیگار، نتوانست به خدمتش ادامه دهد و متأسفانه دوباره برگشت خورد.
-
در ادامه تشکر میکنم از آقای علی جیهانی که در سفر دوم خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتم ولی بهترین چیزی که به من یاد داد و من خیلی دوست داشتم همان بخشیدن بود؛ همچنین تشکر میکنم از پدرم که پیام کنگره را من داد و امیدوارم هر کجا هستند در آرامش باشند.

سلام دوستان مریم هستم یک همسفر
-
آرزو: هر عزیزی که روی این صندلیها نشسته به هر خواستهای که در دل دارد، برسد.
-
امیدوارم حال شما عالی باشد، طاعات و عبادات شما مورد قبول حق قرار گرفته باشد.
-
خداوند مهربانم را شاکر و سپاسگزارم که مسیر کنگره را در اختیار من قرار داد تا من بتوانم آموزش بگیرم. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم. من در کنگره فهمیدم که بزرگترین عبادت خدمت به خلق خدا است. از خانم آنی بزرگ تشکر میکنم که اگر گذشت ایشان نبود الان حال خوبی نداشتم و نمیتوانستم این حسهای خوب را تجربه کنم. از راهنمای محترم مسافرم تشکر میکنم که مسافر من را به حال خوب رساندند. از خانم فرزانه عزیز بسیار تشکر میکنم که قبول زحمت کردند و در جشن ما شرکت کردند. من واقعاً عشق به خدمت را از ایشان آموزش گرفتم. از خانم زهرا عزیز بسیار تشکر میکنم که معنی واقعی محبت و دوست داشتن را از ایشان یاد گرفتم. از خانم رویای عزیز ایجنت محترم بسیار تشکر میکنم که به من اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم از مسافر عزیزم خیلی تشکر میکنم که من به واسطه ایشان میباشد که این جایگاه را تجربه و لمس میکنم، چرا که من تجربه زندگی با یک مصرف کننده را نداشتم به واسطه خواهرم و شوهر خواهرم با کنگره آشنا شدم و از یک جایی به بعد یک عشقی از کنگره در دل من به وجود آمد که تنها خواسته من این شده بود که بتوانم با یک فرد درمان شده در کنگره ازدواج کنم. شاید از دیدگاه بقیه که آموزش ندیده بودند خیلی بد به نظر میرسید که چرا با یک فردی که قبلاً مصرفکننده بوده و کنگرهای است ازدواج میکنی؟ ولی من از انتخابم خیلی راضی هستم چون بر این باور هستم زندگی که با آموزشهای کنگره شروع بشود خیلی بهتر میتواند باشد تا زندگی که مسافر و همسفر حرف مشترک باهم نداشته باشند. خداوند مهربانم را بسیار شاکرم و از انتخابم خیلی راضی هستم و از مسافرم تشکر می کنم که به من اجازه میدهد خدمت کنم. از همه ی شما عزیزان خیلی سپاسگزارم که در جشن ما حضور پیدا کردید و بخصوص پدر و مادر عزیزم و خواهر و شوهر خواهر عزیزم که در جشن ما شرکت کردند و جشن ما را قشنگتر کردند، همچنین سال خوبی را برای همه آرزو میکنم به ویژه از هم مرزبانیها و هم لژیونیهای عزیزم هم لژیون چهاردهم و هم لژیون پنجم تشکر میکنم . امیدوارم که سال جدید را با اتفاقات خوب آغاز کنید و برای همه شما از خداوند بهترینها را خواستار هستم.
سلام دوستان فرزانه هستم یک همسفر
-
خداوند مهربان را بسیار سپاسگزارم که به واسطه این تولد سعادت دارم که دوستان خوبم در شعبه شیخبهایی را زیارت میکنم. من هم این تولد را تبریک میگویم در رأس خدمت جناب آقای مهندس و همه خدمتگزاران؛ از ایجنت محترم خانم رویای عزیزم و خانم زهرا عزیز سپاسگزارم که امروز اجازه دادند که من درکنار خانم مریم باشم به آقای امیرحسن تبریک میگویم به راهنمای محترمشان آقای جوانمرد، خدمت علی آقای جیهانی تبریک میگویم، به راهنمای ویلیام ایشان تبریک میگویم، به مریم عزیزم تبریک ویژه عرض میکنم، خدمت خانواده خانم مریم عزیزم تبریک عرض میکنم.
-
داشتم فکر میکردم در مورد ورود خانم مریم عزیز به کنگره، دیروز آقای امین در صحبتهاشون بسیار زیبا فرمودند که اگر میخواهیم خیلی از مسائل ما حل شود، پیدا کردن نقطه مبدأ و دانستن اندازهها خیلی مهم است و خانم مریم عزیز به واسطه زندگی خواهرش و تغییراتی که در زندگی ایشان به وجود آمده را شاهد بودنند و وارد کنگره شدند. این دستور جلسه مصداق این خانواده است؛ ولی خانم مریم با دنیایی از ناامیدی، ترس و اضطراب وارد کنگره شدند و خداراشکر با فرمانبرداری و چشم گفت کمکم تغییرات درونشان اتفاق افتاد. رهجویی که منظم میباشد، کمکم مورد احترام راهنما قرار میگیرد و مریم عزیز هم از این امر مستثنی نبودند. آنقدر منظم و مرتب سیدی مینوشتند که من منتظر بودم که مریم سیدی بنویسد و من امضا کنم و از دفاتر و دست خط ایشان لذت ببرم. این روز را به ایشان تبریک می گویم. در ادامه در لژیون سردار خدمت کردند، در جایگاه دبیری و نگهبانی خدمت کردند. الان هم که در جایگاه مرزبان خبری در حال فعالیت هستند. آنقدر خواسته ایشان قوی بود که خداوند یک مسافر در کنگره به ایشان داد. خیلی برای جایگاه راهنمایی تلاش کردند. انشاالله نتیجه تلاشهایشان را میبینند. اگر قطعاً رهجوهایشان آماده شده باشند، در آزمون پذیرفته خواهند شد. فکر میکنم که بیست روز میباشد که زندگی مشترک را شروع کردهاند، مبارک باشد و انشاالله که زندگی سرشار از خیر، برکت، خدمت و حال خوشی را داشته باشند و در پایان انرژی و حس و حال خوب این جشن را تقدیم میکنم به رهجویان خوب یزد.
-
تایپ: مسافر شایان (لژیون۳)، مسافر علی (لژیون۱۰)، مسافر محمد (لژیون۲۰)، مسافر اسماعیل (لژیون۲۱)، مسافر مهران (لژیون۴)
-
ویرایش: مسافر حسین (لژیون۲۳)، مسافر امیر (لژیون۱۰)، مسافر مهدی (لژیون۱۶)
-
مرزبان خبری: مسافر میلاد (لژیون۱۹)
-
تهیه و ارسال: مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
۶۲۵