English Version
This Site Is Available In English

برای دانستن، توانایی و قدرت فکر لازم است

برای دانستن، توانایی و قدرت فکر لازم است

در سی‌دی «تاجر2» گفتگوی شیرین و آموزنده استاد و شاگرد را می‌شنویم که پیرامون مسائلی است که شاگرد باید با جان دل بشنود تا مسیر تزکیه و پالایش برای وی آسان گردد. استاد بیان می کند که محبت، دوست داشتن و علاقه انسان‌ها به یکدیگر با حرف و بیان کلام نیست بلکه به انجام عمل است.

استاد اظهار خوشحالی می‌کند که شاگرد حین انجام کار با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود و او باید روزنه‌ها را برای پیش‌برد کار کشف نماید تا روی نحوه انجام کار و مدت آن تلاش بیش‌تری داشته باشد.

برای درک این مطلب که برای باورها ارزشی نیست مثلثی مطرح می‌شود که یک ضلع آن باور، ضلع دیگر آن انجام باور و قاعده مثلث، ارزش است. به این معنی‌که اگر باوری در ذهن خود داشته باشیم اما آن اعتقاد ذهنی را عمل نکنیم در نتیجه این باور هیچ ارزشی ندارد. برای مثال انسان بسیاری از فرامین الهی را می‌داند و خیلی از ضد ارزش‌ها را هم می‌شناسد. تا این‌جا این دانستن تنها یک نگرش است و فقط در صورتی این دانستن‌ها و باور‌ها ارزش پیدا می‌کنند که در عمل به کار گرفته شوند. این که فرد در ذهن خود می‌داند دروغ گویی بد است اما دروغ می‌گوید، این باور هیچ بهایی ندارد.

بیش‌ترین سختی انسان در همین انجام عمل درست است. همه ما تصمیم‌هایی می‌گیریم که ممکن است بعد متوجه شویم آن‌گونه که فکر می‌کردیم نشد و دچار ضرر و زیان هم شده‌ایم. چرا این اتفاق می‌افتد که تصمیم و انتخاب‌های ما غلط در می‌آیند؟ چون این تصمیم‌گیری‌ها احساسی و بدون آگاهی و تفکر و برنامه‌ریزی است به عبارتی انسان بدون تفکر و برنامه‌ریزی قادر است برای خودش مشکلاتی بوجود آورد از جمله؛ ممکن است دو نفر با هم رفیق خوبی باشند اما اگر شراکتی انجام بدهند این شراکت، دوستی آن‌ها را نیز بر هم بزند یا در کاری که تخصص نداریم نباید وارد شویم و جنس تفکر نباید به گونه‌ای باشد که علی‌رغم توانایی‌ و نعمت‌هایی که خود ما داریم احساس نارضایتی کنیم و فکر کنیم مرغ همسایه غاز است.

در انجام هر کاری بایستی به دقت تفکر نمود و هدف، چشم‌انداز، مسئولیت‌ها، سود و زیان‌ها، ویژگی‌های جانبی و میزان اعتماد در نظر گرفته شود تا از ایجاد مشکلات و تخریب جلوگیری شود. گاهی انسان سعی دارد تا مشکلاتی مانند اعتیاد که در اثر عدم تفکر و آگاهی برای خود ایجاد نموده است را حل کند و جبران گذشته نماید تا آینده و مسیر را مشخص کند اما در دو جهت که یکی نیروی لازم و دیگری سرعت عمل است، کم می‌آورد.

استاد بیان می‌کنند درست است که تزکیه نفس شما اشکال دارد اما این مشکلات مانع نمی‌شود که هدف خود را دنبال نکنید. به بیان دیگر توجه را از روی کمبودها بردارید و آن‌چه باعث حرکت رو به جلو می‌شود را ارزش بدهید. کسی که در صراط مستقیم باشد به خود ترسی راه نمی‌دهد . نداشتن استاد یا راهنما و برداشت‌های غلط از زندگی، باعث می‌شود انسان وارد تاریکی شود. استاد یا راهنما است که ما را هدایت می‌کند و راه را از بیراهه به ما نشان می‌دهد.

در ارتباط و مسئله آموزش بین استاد و شاگرد هیچ باید و اجباری نیست مگر خود انسان مرزی بگذارد و اگر اجباری در کار باشد نتیجه چیز دیگری می‌شود. شاگرد از استاد می‌خواهد که از جهان دیگری بگوید و استاد می‌گوید: یک تفاوت این است که اگر در جهان فیزیکی یک جایی باشید و هیچ حرکتی نکنید جسم شما متلاشی می‌گردد اما در جهان دیگر در هر حالتی که بخواهید باشید هیچ تغییری نمی‌کنید؛ نه کم می‌شوید و نه زیاد.

در ادامه توضیح می‌دهند نگهبان چه معنی دارد؟ نگهبان، یعنی حافظ ساختن خود و ساختن دیگران. حافظ بودن با رئیس بودن فرق دارد، نگهبان باید کنگره را حفظ نماید .

انسان‌ها خود را گم کرده‌اند و برای رسیدن به آرامش باید خود را پیدا کنند و تا خود را پیدا نکنند نمی‌توانند دیگران را پیدا کنند. یک مصرف کننده با درمان، خود را پیدا می‌کند. برای دانستن، توانایی و قدرت فکر لازم است. باید بتوانید فکر کنید تا بدانید.

در قسمتی از گفتگو شاگرد بیان می‌کند که برای مال دنیا ارزشی قائل نیست و در پی کسب معنویات است و به مادیات توجهی ندارد و استاد این بینش او را رد می‌نماید و می‌گوید شما تاجر نیستید اما اگر کاروان با همه تجهیزات برود و ماه‌ها در گرما و آفتاب باشد و کالای خود را حفظ کند ولی بسیار ناچیز به فروش برساند چه می‌شود؟  او باید در فکر برگشت راه باشد، باید همه چیز را مطالعه کند تا هر آن‌چه هست را از دست ندهد. مال و دارایی در زندگی بسیار اهمیت دارد. یکی از پایه‌های اساسی زندگی مال و دارایی است. انسان باید بتواند نیازهای اولیه خود از جمله خوراک، پوشاک و مسکن را تهیه کند. معنویات و مادیات هردو مهم هستند اما باید به دور از افراط و تفریط به آن توجه نمود. انسان در صورتی‌که داشته باشد، می‌تواند به دیگران کمک کند. بنابراین در حفظ آنچه از نظر دارایی دارد باید کوشا باشد تا تعادل را رعایت کند.

در کشاکش سختی‌ها و در جنگ با تاریکی‌ها اگر هر‌کسی بخواهد تا ذره‌ای سختی و فشار بر او وارد شود میدان مبارزه را رها کند، این همان چیزی است که شیطان می‌خواهد. بنابراین نباید از سختی‌ها عقب نشینی کرد و باید به دل سختی‌ها رفت.

انسان‌هایی که نیرنگ را دستور کار خود قرار می‌دهند و پیشه‌ای جز تزویر ندارند، آتش و سوختن درونی را دوباره تجربه می‌کنند.نیروهای منفی در اطراف شما برای خاموش کردن، فراوان هستند پس اگر تحمل کنید آن‌ها فرو خواهند ریخت و قدرت مطلق به همه چیز آگاه است.‌

منبع: سی دی «تاجر2» 
نویسنده: راهنما همسفر حکمت (لژیون نوزدهم)
رابط خبری: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر حکمت (لژیون نوزدهم)
ویراستاری: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفدهم)
ارسال: همسفر معصومه خدمتگزار سایت
همسفران نمایندگی شیخ بهایی

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .