English Version
This Site Is Available In English

نظم یک موضوع بیرونی است و انضباط یک مسأله درونی می باشد

نظم یک موضوع بیرونی است و انضباط یک مسأله درونی می باشد

سیزدهمین جلسه از دوره چهلم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶٠ نمایندگی عمان سامانی شهرکرد به استادی مسافر صادق، نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر مرتضی با دستور جلسه "نظم، انضباط و احترام در کنگره۶۰" سه‌شنبه ۲۱ اسفندماه ١۴٠٣ در ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان صادق هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزار هستم که یکبار دیگر اذن و لیاقت و اجازه داد که در این جایگاه در حضور شما باشم، آموزش بگیرم و خدمت کنم. از آقای مهندس بابت اینکه این بستر را فراهم کرده واز ایجنت محترم، نگهبان جلسه، نگهبان لژیون سردار و از راهنمای خوبم آقا کامران که اجازه دادند من اینجا باشم تا در مورد دستور جلسه صحبت کنم کمال تشکر را دارم.
در ابتدا ماه مبارک رمضان را خدمت همه شما تبریک عرض می‌کنم، ان‌شاءالله بتوانیم برداشت لازم از این ماه مبارک‌ را هر کدام از ما داشته باشیم.
دستور جلسه این هفته؛ نظم، انضباط و احترام در کنگره ۶۰ می‌باشد. اگر به طور اجمالی نگاه کنیم به این دستور جلسه شاید پیش خودمان فکر کنیم  موضوعات ساده‌ایی هستند، ولی اگر کمی در این مفاهیم عمیق بشویم، می‌بینیم که ریشه و رکن خیلی از مسائل جهان هستی، زندگی فردی و اجتماعی ما را شکل می دهند. همانطور که می‌دانیم کل هستی و کائنات و آفرینش بر پایه نظم آفریده شده‌اند، به طوری که اگر کوچک‌ترین خللی در این نظم و در روندش اتفاق بیافتد، باعث اخلال در کل سیستم می‌شود. مثلاً فاصله کهکشان‌ها و سیارات را خداوند طبق نظم خاصی آفریده است. اگر فاصله زمین تا خورشید  مقداری کم و یا زیادتر باشد ادامه حیات بر روی زمین برای موجودات زنده ممکن نیست یا اگر سرعت گردش زمین به دور خودش یا به دور خورشید از یک حدی که هست کمتر یا بیشتر بشود، آن روند دچار مشکل می‌شود و زمین دیگر جای حیات نیست و یا همین جسمی که ما داریم  طبق یک نظم و یک ساختار مشخصی آفریده شده که کارش را انجام بدهد. خب پس می‌بینیم که خیلی موضوع نظم وسیع می باشد.
حالا می خواهیم تعریفی از نظم و انضباط و احترام داشته باشیم و ببینیم که چه ارتباطی با یکدیگر دارند.
خب طبق تعریفی که می‌شود از نظم داشت، نظم به معنی «داشتن اصول و قوانین و چارچوب و الگو» یعنی وجود قوانین و اصول و چارچوب در یک موضوع. اصول و چارچوب و الگوهایی که می‌گویند مثلاً در رانندگی کردن یک نظمی باید رعایت بشود، این نظم طبق چه چیزی تعریف شده است؟! طبق آن قانون و مقررات راهنمایی و رانندگی که وضع شده است، که می‌گوید من باید در رانندگی با سرعت مطمئنه حرکت کنم، در شب چه سرعتی داشته باشم، موقع حرکت کمربندم را ببندم، موقع حرکت، خوردن و آشامیدن ممنوع است و غیره. از دیگر قوانین و نظمی که وجود دارد، همین جسم را می شود مثال زد که با نظمی که درون آن وجود دارد، هر سلول در بدن کار خودش را انجام می‌دهد و طبق قانون هر عضوی کاری انجام می‌دهد، مثلاً قلب یک کاری انجام می‌دهد، کلیه‌ها کار خودشان را انجام می‌دهند.
خب حالا تعریف «انضباط» چه می‌شود؟! اینجا انضباط،  به معنای پایبندی به نظم. انضباط یعنی، من بتوانم به قوانین و اصول و چارچوب موجود پایبند باشم. اگر توانستم این تعهدم را به نظم عملی کنم، یعنی انضباط دارم و یک شخص منضبط هستم. پس نظم یک موضوع بیرونی است و انضباط یک مسأله درونی می باشد. یعنی من آن تعهد درونی را در خودم به وجود بیاورم که بتوانم آن نظم، آن اصول، آن قوانینی که وجود دارد را حالا چه در رانندگی، چه در غذا خوردن، چه در جلسه آمدن و در هر چیزی که ما فکرش را می‌کنیم، در همه قوانین اگر من توانستم متعهد بشوم که اجرایش بکنم می‌شوم یک آدم منضبط. پس تعریف انضباط می‌شود پایبندی به آن اصول و قوانین که در نظم حاکم هست. حالا مسئله‌ای که هست می‌گوییم خب چرا بعضی‌ها منضبط‌ هستند و بعضی‌ها نیستند؟ چرا بعضی‌ها این قوانین را رعایت می‌کنند و بعضی ها رعایت نمی‌کنند؟ اینجا نقش احترام پررنگ می‌شود، این احترام است که باعث می‌شود مثل چسب نظم و انضباط را به هم بچسباند. بدین شکل که، احترام طبق تعریفش؛ یعنی من ارزش قائل باشم برای آن نظم، برای آن قوانین، برای خودم، برای دیگران، برای جامعه، اگر آن ارزش را قائل شدم برای خودم، می‌توانم آن نظم را رعایت بکنم و به آن پایبند باشم. حالا درون کنگره، نظم و انضباط و احترام به چه شکلی هستند؟ همان‌طور که ما می‌دانیم و ما معتقدیم که کنگره یک کارخانه انسان سازی است. معنای این جمله چیست؟ یعنی یک آدمی که از لحاظ افکار پریشان و دنیای تاریکی‌ دارد و در زندگی اش  چارچوبی برایش نمانده و زندگی خودش و همسفرش از آن نظم خارج شده و در زندگی‌اش به چیزی متعهد نیست به این صورت و با این حالش می‌آید درون کنگره و می‌خواهد در کارخانه کنگره یکسری مراحل را طی بکند و بیاید بیرون و به یک انسان درست و سالم تبدیل بشود. در اینجا شخص تازه وارد باید یک سری قوانین و اصولی را در این مسیر بیاموزد و آنها را عملیاتی کند، در غیر این صورت محصول این کارخانه معیوب و ناقص تولید می‌شود. در کنگره قوانین و اصول و چارچوب یا همان نظم برایمان تعریف شده است. قوانین شامل حرمت ها، به موقع به جلسات آمدن، دارو را سر وقت خوردن، لباس مرتب پوشیدن و و تمام قوانینی که در این مسیر به ما آموزش داده می‌شوند را شامل می‌شود. حالا من اگر به این اصول و قوانین متعهد باشم و به آنها پایبند باشم به یک فرد منضبط تبدیل می‌شوم. در واقع باید آموزش‌هایی که در کنگره دریافت می‌کنم را در زندگی عملیاتی کنم. موضوع احترام هم در کنگره به این شکل است که شخص تحت آموزش‌هایی که دریافت می‌کند باید ارزش خودش و دیگران که به او خدمت می‌کنند و ارزش خود کنگره و قوانین آن را بداند و اگر به این شکل بود می‌تواند به یک فرد محترم چه در کنگره و چه در بیرون از کنگره تبدیل بشود. پس لازم است که برای رسیدن به رهایی و حال خوش، خودمان را ملزم به یادگیری قوانین و اصول کنگره بدانیم و به آن اصول پایبند باشیم و آنها را در زندگیمان عملیاتی کنیم و برای خودم، دیگران و قوانین ارزش قائل باشم.
از اینکه به صحبت‌هایم گوش دادید ممنون هستم.

تهیه: مسافر مرتضی لژیون نوزدهم
تنظیم: مسافر امیر‌حسین لژیون نوزدهم
ارسال: مرزبان خبری مسافر جعفر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .