English Version
This Site Is Available In English

درخت یک عارف است

درخت یک عارف است

جلسه دوم از دوره دوازدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی صادق قم با استادی راهنمای محترم مسافر مجید و نگهبانی  مسافر علی و دبیری  مسافر وحید با دستور جلسه "درختکاری" و در ادامه " تولد اولین سال رهایی مسافر مهدی " سه‌شنبه ۱۴ اسفندماه ۱۴۰۳ ساعت 16 آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

تشکر می‌کنم از ایجنت محترم و گروه مرزبانی و نگهبان جلسه که اجازه این خدمت را به من دادند.
  خدا را سپاسگزارم که به من اجازه داد در این جایگاه قرار بگیرم،خدا را شاکرم که در این ماه مبارک قسمت بنده شد که  در این جایگاه باشم این را برای خودم یک مزیت می‌دانم. آقای مهندس می‌فرمایند با کوچکترین اتفاقی که در زندگیتان می‌افتد خودتان را تشویق کنید و بنده هم به دلیل همین اتفاق خودم را تشویق می‌کنم.
در مورد دستور جلسه درختکاری من یک مطلبی را می‌گویم که شاید به درخت ارتباطی نداشته باشد من در کنگره آموختم که من مجید میوه درخت کنگره هستم که ریشه آن آقای مهندس است، تنه آن دیده‌بان‌ها هستند و شاخ و برگ‌هایش راهنماها هستند،من میوه درخت کنگره هستم اگر بادی باشد من را رشد می‌دهد،اگر نوری باشد من را رشد می‌دهد،اگر آبی باشد من را رشد می‌دهد اما اگر آن بندی که توسط آن به درخت متصل هستم قطع بشود آن نور باعث خرابی من می‌شود آن باد باعث خرابی من می‌شود یعنی اگر  من در آن جایگاهی که باید باشم که نباشم آن چیزی که قرار است من را رشد دهد باعث خرابی من می‌شود و این را من از درخت آموختم.
آن چیزی که آقای مهندس می‌گویند درخت یک عارف است اگر من مجید بتوانم صفت یک درخت را داشته باشم مانند یک درخت در بدترین شرایط بهترین بهره را می‌دهم،درخت با آب شور زمین خشک بهترین بهره را می‌دهد آیا من مجید مانند این درخت هستم یا نه، حالا در هر شرایط و در هر جایی که هستم آیا در زندگی فقط مصرف کننده هستم، بهترین پول را داشته باشم ، بهترین لباس را داشته باشم که فقط مصرف بکنم یا نه  بازدهی ام داشته باشم . باید دید در ارتباط با افراد جامعه و خانواده‌ام بازدهی دارم یا که نه فقط مصرف کننده هستم مانند درخت که در حالت جامد است و سه مرحله از مرحله انسانیت عقب است آیا من صفت آن را دارم، می‌توانم با کمترین امکانات بیشترین خیر را برسانم. در کنگره راهنما پولی نمی‌گیرد اما بیشترین بازدهی را دارد پس اگر من در کنگره هستم بیشترین لطف به من شده است که می‌توانم بیایم و با کمترین امکانات بهترین بازدهی را داشته،البته قبل از اینکه چیزی را بخواهیم بدهیم دریافت کرده‌ایم چون در کنگره کسی با شخص طرف نیست همه با خدا طرف هستیم حساب ما با راهنما با ایجنت با دیده‌بان با هیچ کدام از اینان نیست حساب ما با خداست چون آنها ما را نمی‌بینند اما خدا هیشه ما را می‌بیند و می‌بیند که چه عملکردی داریم،آزمون‌هایی که در مسیرش قرار می‌گیرد آن ها قرار نمی‌دهند خدا قرار می‌دهد و اگر سربلند از این آزمون‌ها خارج شود جایگاه به او داده می‌شود.  از درخت بخواهم بگویم هر کدام از ما باید یک درخت بکاریم درخت همه چیزش مفید است برگ‌هایش فتوسنتز می‌کند هوا را پاک می‌کنند باعث باران می‌شود و بسیار عالی است.
قسمت دوم دستور جلسه اولین سال رهایی مهدی عزیز است،مهدی اولین رهجوی من در لژیون بود و ۱۰ سال پیش یک بار سفر کرده بود و رها شده بود و ۱۰ سال کنگره نمی‌آمد بعد از ۱۰ سال آمد دوباره سفر کرد و بسیار عالی سفر کرد خودش همیشه می‌گفت من آمدم رها شدم و رفتم یعنی آمد کنگره را مصرف کرد و رفت اما برگشت ،بسیار عالی هم برگشت آمد خدمت کرد رها شد هرچه به او گفتیم گوش داد خیلی خوب سی دی نوشت و در هر سه شعبه هم خدمتگزار بود. در قسمت فالو آپ خدمتگزار است در کلینیک خدمتگزار است  خدمت‌های دیگری هم دارد و الان هم راهنمای تازه واردین قبول شده است  در این قسمت هم موفق خواهد بود،و به من راهنما نشان داد که دیگر نمی‌خواهد مصرف کننده باشد و به دیگران می‌خواهد خیری برساند.
از اینکه به صحبت های من توجه کردید سپاسگزارم.

آرزوی مسافر مهدی:

آرزوی اول: راهنمای محترمم آقا مجید هر خواسته‌ای دارند برآورده بشود
آرزوی دوم: یک شعبه برای خانم‌های مسافر افتتاح بشود

خلاصه سخنان مسافر مهدی:

تشکر می‌کنم از ایجنت محترم و گروه مرزبانی که بستر این جشن را فراهم نمودند و همچنین از مسافران و همسفران تشکر می‌کنم که در این جشن شرکت کردند.

در ابتدا از آن چهار عزیز که آمدند در سال ۱۳۹۰ در استان قم اولین شعبه را افتتاح نمودند تشکر می‌کنم آقای حسین شعبانی،آقای آقایی،آقا پرویز بلاغی،اکبر علیرضایی قبل از افتتاح شعبه قم توسط این ۴ عزیز هر کس که خواسته سفر کردن داشت باید به تهران می‌رفت،این عزیزان با امکانات بسیار کم شعبه را راه اندازی کردند حتی یک ۱۰ لیتری آب برای آشامیدنشان  را از تهران می‌آوردند خیلی زحمت کشیدند من آن زمان آمدم و سفر کردم و اولین رهجوی آقای حسین شعبانی بودم این تفکر را با خودم داشتم که از زندگی عقب افتادم و باید به زندگی ام  برسم از کنگره خارج شدم به آن عمل دیگران کاشتند ما خوردیم و ما می‌کاریم و دیگران می‌خورند را اجرا نکردم چیزی نکاشتم تا دیگران بخورند،بعد از ۸ سال رهایی دومرتبه مصرف کننده شدم یک سال مصرف کردم و حال جسمانی ام بسیار بد بود و مشکل فشار خون داشتم و این سلامتی که الان دارم مدیون کنگره هستم. دو مرتبه بازگشتم و سه جلسه اول تازه واردین را با  آقا هادی بودم از ایاون سپاسگزارم،و وارد لژیون آقا مجید شدم و اولین رهجوی آقا مجید بودم و آقا مجید تمام آموزش‌ها را به من داد و قالب من را ساخت از ایشان  سپاسگزارم،در دو ماهگی سفرم شروع کردم به خدمت کردن در قسمت آبدارخانه و تا زمان رهاییم آنجا بودم بعد از آن در قسمت اوتی خدمت می‌کرد سپس آمدم قسمت فالو آپ و مبصر کلینیک شدم و در کنار آقا هاشم خزانه‌دار لژیون سردار بودم از آقا هاشم آموزش گرفتم از ایشان هم سپاسگزارم و خدا را شکر می‌کنم در کنگره ۶۰ هستم.
از اینکه به صحبت‌های من توجه کردین سپاسگزارم

تهیه و برگزاری افطاری

عکاس: همسفر امیرمحمد

تایپ: همسفر امیر و همسفر امیرمحمد

ارسال خبر مرزبان خبری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .