جلسه دوم، از دورهی هیجدهم، از کارگاههای آموزشی، خصوصی، کنگره ۶۰، نمایندگی قیدار، با استادی مسافر علی، با نگهبانی مسافر مرتضی و با دبیری مسافر رضا، با دستور جلسه" درختکاری" در روز سهشنبه ۱۴ اسفند ماه ۱۴۰۳، ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان علی هستم یک مسافر، از ایجنت محترم آقا مهدی و لژیون مرزبانی تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش ببینم. امروز چهاردهم اسفند ماه است و جناب آقای مهندس در وادی چهاردهم این روز را روز محبت نامگذاری کردهاند، من این روز قشنگ را خدمت همه شما عزیزان تبریک میگویم.
اما در مورد دستور جلسه درختکاری، همانطور که جناب آقای مهندس فرمودند: اعضای کنگره شصت کسانی که در پلههای آخر سفر هستند و کسانی که وارد سفر دوم شدهاند هر سال باید یک درخت بکارند، بخاطر خسارتهایی که در دوران مصرف خود به طبیعت وارد کردهایم باید امروز از طبیعت جبران خسارت کنیم، اگر این کار را انجام ندهیم خسارتی که در آینده بشریت را تهدید میکند، جبران ناپذیر خواهد بود.
در سالهای گذشته که من در کنگره بودم و در مورد دستور جلسه درختکاری که صحبت میشد، من با خودم میگفتم یک درخت میکاریم و نیازی به این نبود که یک هفته در مورد آن صحبت کنیم، ولی امروز با آموزشهای کنگره به این نتیجه رسیدم که برای کاشت و نگهداری یک نهال شرایط خاصی باید وجود داشته باشد حتی شرایط جغرافیایی کاشت یک نهال هم باید مناسب با آب و هوای منطقه باشد.
اگر من خودم را به یک درخت تشبیه کنم، من دقیقاً آن درختی بودم که در انتهای باغ قرار داشتم و کسی به من سر نمیزد، نه آب کافی به من میرسید و نه به موقع حرص میشدم، مثل زمان اعتیاد ما که تمام اطرافیان از ما دور بودند و فکر و ذهن ما در پی این بود که در بیگولهها مواد خود را تهیه و مصرف کنیم.
جناب آقای مهندس با این کارشان دست بر روی درختهای ته باغی مثل من گذاشتند که جلوی چشم نیستند تا هر کسی بر روی آن مهندسی کند، جناب آقای مهندس ته باغها را گشت و کسانی مثل من را بیرون کشید و وارد کنگره کرد و از همان ساعتهای اول آموزشها را بر روی من شروع کرد، اولین آموزش کنگره بر روی من وقت شناسی بود که باید راس ساعت دو در جلسه توجیهی حاضر میشدم، از همان روز شروع میکند برای حرص کردن شاخ و برگهای اضافه که ضدارزشهای من بودند.
با آموزشها، حضور در جلسات و حضور در لژیون ها توسط راهنمایان شروع به آبیاری کرد و همین آبیاریها بود که باعث شد تا به شناخت خود برسیم و امروز با کمک کنگره به رهایی از مواد برسیم.

من اگر بتوانم خودم را اصلاح کنم، میتوانم دانه محبت را در دل دیگران هم بکارم و من باید شاخ و برگهای اضافه خود را اصلاح کنم، اخلاق، رفتار، کردار و آنچه که در جامعه ما ضدارزش تلقی میشود را باید از وجود خود پاک کنم، اینها بیشباهت به کاشت نیست و من در کاشت یک نهال از روزی که این نهال را میکاریم تا روزی که این نهال تبدیل به یک درخت تنومند شود، به نگهداری من نیاز دارد و بدون رسیدگی نمیتواند رشد کند و به بار بنشیند.
پس من هم تا روزی که تبدیل به یک درخت تنومند شوم، به آموزشهای کنگره نیاز دارم، درخت تنومند کنگره شصت امروز تبدیل به یک حرکت جهانی شده است که نیازی به تعریف کسی ندارد و هر روز به تعداد رهاییهای کنگره افزوده میشود.

تا روی زمین هستی با زمین تبادل کن و بر پیکره زمین خدا درختی بکار، بیآنکه منتظر ثمرهای باشید، با کاشتن این درخت زیبایی درونت را با زمین به اشتراک بگذارید. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، متشکرم.
دریافت نشان دو ماه رهایی مسافر حمید با راهنمایی مسافر وهاب

تایپ، درج و ارسال: مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
269