English Version
This Site Is Available In English

این زمین بسیار با ارزش است

این زمین بسیار با ارزش است

هفتمین جلسه از دوره چهلم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی صالحی، به استادی راهنمای محترم مسافر احسان و نگهبانی مسافر هوشمند و دبیری مسافر فرهاد با دستور جلسه "درختکاری" در روز شنبه ۱۱ بهمن ‌ماه ۱۴۰۳ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
از فردا ماه رمضان آغاز می‌شود، الهی شکر بابت این روزها. ماه رمضان ماه فرمانبرداری است و این ماه، تمرینی است برای شنیدن فرمان خداوند. وقتی شما سحرگاه بیدار می‌شوید، منتظر شنیدن اذان هستید تا فرمان را اطاعت کنید و غروب هم همینطور، منتظر شنیدن صدای اذان هستید که فرمان را اطاعت کنید، و این تمرین فرمان برداری است تا به فرمان عقل برسیم و در ادامه حس‌هایمان را قوی کنیم برای شنیدن فرمان الهی.
از آقای مهندس و خانواده محترم‌شان تشکر می‌کنم. روز چهارشنبه اتفاق بزرگی رقم خورد؛ اتفاق ها چون آهسته رقم می‌خورند شاید از دید من پنهان باشند، به آن صورت که یکی یکی با مقاله‌ها موافقت می‌شود و این اَکسپت شدن مقاله ها یعنی حرکت درست و علمی به سوی درمان انواع بیماری‌ها که علم پزشکی از درمان آنها عاجز است. من پیام آقای مهندس را گوش می‌کردم و آن اتفاق را دیدم و خدا را شکر کردم بابت این اتفاق عظیم.
امروز دستور جلسه در دو بخش است: بخش اول هفته درختکاری و بخش دوم اولین سال رهایی محمدرضا عزیز.
در مورد درختکاری، این یار غار ما که شاهد ما بوده از روز نقض فرمان انسان، و در ادامه به مانند ما، به زمین سفر کرد تا به تکامل برسد و مسیری را از خار به نخل تبدیل کند و همسو با ما و یاری‌رسان ما است برای این مهد و زمین، چون این زمین بسیار با ارزش است.
خداوند در قرآن فرموده‌اند که (ما زمین را برای شما مهد قرار داده‌ایم، برای اینکه راهی پیدا کنید برای هدایت شدن) اگر معنی مهد را بخواهیم خوب حس کنیم، مانند این است که شما از کلاس اول دبستان، حروف الفبا را از آموزگاران خود یاد بگیرید، یا اینکه در هستی و زندگی از روی روزنامه و در و دیوار حروف الفبا را با دانسته های خودتان یاد بگیرید؛ چه بسا که در مهد خیلی راه های بهتری پیدا می‌شود.
ما برای رسیدن به تکامل، یعنی از اسفل السافلین تا سبع السماوات، این مسیر تکاملی که داریم، به مهد و زمین نیازمند هستیم و درخت نقش بسیار بسیار پر رنگی را ایفا می‌کند. درخت لازمه حیات ما است، از اکسیژن گرفته تا آب.

آمار را که نگاه می‌کنیم، یک هکتار درخت، اکسیژن یک‌سال ده نفر را تولید می‌کند. در کل دنیا، یک چیزی حدود ۳۰ درصد مراتع و جنگل‌ها باقی مانده است و در ایران متاسفانه چیزی حدود ۸ درصد مراتع و جنگل داریم. مناطقی که جنگلی هست، حدودا هر ساعت ۲۰ لیتر آب می‌تواند در زمین نفوذ کند، یعنی ریشه ها وقتی می‌دوند و خلل و فرجی در خاک به وجود می‌آورند، باعث می‌شود که آب سریع‌تر به زمین نفوذ کند و جلوی سیل و تبخیر شدن را می‌گیرد و باعث می‌شود که آب به عنوان مایع حیات بهتر استفاده شود.
در زمین های کشاورزی شاید نفوذ آب تا ۲ لیتر در ساعت باشد، و این در زمین های عادی ۲۲/۰ لیتر در ساعت ایت که نشان دهنده اهمیت و قدرت درختکاری است. کنگره ۶۰ چون به دنبال آبادی است و ساکنین آباد تربیت می‌کند و وقتی ساکنین آباد باشند، هر ویرانه‌ای را آباد می‌کنند.
ما در وادی ها ۳ دستور عمل اجرایی داریم؛ یکی از آنها در وادی هشتم است به نام پیمان که باید بسته شود، یکی در وادی دوازدهم و درختکاری است که باید انجام دهیم و دیگری هم گلریزان است که در وادی چهاردم است و انجام هر سه اینها بر من واجب است.
یعنی وادی ها در زندگی من باید جاری شوند تا من به تکامل و آبادی برسم و من بایستی این کار را انجام دهم.
یه موضوع جالب در مورد درخت نخل وجود دارد، این درخت با واحد نفر شمرده می‌شود، در ۱۶ سالگی به بلوغ می‌رسد، یک چیزی به مانند مغز انسان در سرش وجود دارد به نام کَج. ما در پروژه‌هامان، زمانی که می‌خواستیم درخت‌های نخل را جا به جا کنیم، اگر قسمت کَچ آسیب می‌دید، آن نخل دیگر رشد نمی‌کرد و به اصطلاح ما ضربه مغزی می‌شد. این درخت، در حیات یک یار برای ما است و موجدی بسیار بسیار واجب و ضروی برای هستی.
در مورد قسمت دوم دستور جلسه، تولد یک‌سال رهایی محمدرضا عزیزم. مثل خودم که با هزاران ایراد وارد کنگره ۶۰ و لژیون شدم، مملو از خشم، تنفر، نفرت و هر حس بد و آلوده دیگری، در مسیر معرض الهی قرار گرفتم تا آموزش بگیرم و خودم را اصلاح کنم؛ همه همین هستیم، از درب که وارد می‌شویم اول می‌دانیم که نمی‌دانیم، بعد دانستن را یاد می‌گیریم.
محمدرضا هم با خشم، ناامیدی، ناراحتی و چهره سرسخت آمد. خودش تعریف می‌کرد که در یکی از اتوبان‌ها می‌رفته و یک نفر توهینی بهش می‌کند، صندلی عقب ماشین اسلحه داشته، برداشته و تیر اندازی کرده و شانس آورده ماشین رد شده است و به شخصی آسیب نرسیده است.
زمانی که وارد شد پذیرفت که بایستی بر خشم خودش غالب شود و خودش را اصلاح کند و درست کند؛ ظاهر سرسختی داشت ولی سختیش به مانند صدفی بود که درونش دری نهاده شده است. وقتی وارد کنگره ۶۰ شد و ادامه داد، بسیار احساسی بود، ما بارها چشم‌های بارانی محمدضا را در لژیون دیدیم و به مرور زمان محبت درونش جاری شد و فهمید بایستی تلاش کند تا ازیناعتیاد رها شود. برایش خیلی خوشحال هستم.

در ادامه تولد یکسال رهایی مسافر محمدرضا برگزار گردید که توجه ما را به صحبت‌های ایشان جلب می‌نمائیم:
نسبت به خیلی چیزها کم نمی آوردم و جبهه می گرفتم. با تفکر  کارم را به سرانجام نمی رساندم. معمولا به زد و خورد و درگیری کشیده می شد و سر اینگونه مسائل حتی من به وسیله چاقو مجروح می شدم. اکنون دو سال است که در کنگره هستم و آموزش ها را دریافت نموده ام، تاثیر زیادی بر روی من داشته است. و دوستان و نزدیکان می توانند بر این امر صحه بگذارند. من در گذشته به تیراندازی و شکار علاقه زیادی داشتم ولی دو سال است که من نتوانسته ام حیوانی را از بین ببرم.
اصلی ترین عاملی که باعث ورود من به کنگره ۶۰ و شروع درمان شد این بود که همسرم بسیار پیگیر این مساله بود و روشهای زیادی رو انجام داده بودم ولی نتیجه ای دریافت نکرده بودم. و نهایتا یک ماه تحمل میکردم و مجدد مصرفم شروع می شد. و همسرم از کنگره ۶۰ صحبت میکرد و من در اینترنت پیگیری می کردم. و آدرس نمایندگی را از سایت پیدا کردم. بارها از جلوی نمایندگی رد می شدم. یکبار وارد شدم و خدمت مرزبانی رفتم. زمانی که مشغول صحبت با مرزبانی بودم فکر میکردم که اینجا کمپ است و می خواهند با نیرنگ و فریب مرا به ترک اجباری مجبور نمایند. ولی بعد متوجه شدم که چگونه است.
خدارا شکر می نمایم که اکنون مواد مخدر روی من اثری ندارد. دوستانم به من می گفتند چرا می خواهی در این سن ترک نمایی و از لحاظ مالی هم نیازی نداری، ولی من خسته شده بودم. اصلی ترین عاملی که باعث شد وارد کنگره ۶۰ شوم این بود که پسرم به مادرش گفته بود، اگر دوستانم پدرم را در حال مصرف ببیند من چه باید بگویم. و من از مصرف مواد خسته شده بودم و با خودم میگفتم شاید فرزندم روزی مواد مصرف کند و من شاهد آن باشم، آن روز من چکار باید انجام بدهم. اکنون با علم و آموزشی که از کنگره ۶۰ و راهنمای خودم آموختم، می توانم از چنین مسائلی که امیدوارم در زندگی کسی پیش نیاید، جلوگیری نمایم‌. ممنونم که به صحبتهای من گوش نمودید.

تایپ: مسافر دانیال لژیون دهم، مسافر هادی لژیون نهم
ویرایش و بارگزاری خبر: مسافر هادی لژیون نهم
مرزبان خبری: مسافر احمد
مرزبان کشیک: مسافر احمد
اسفند ماه ۱۴۰۳                                   شعبه صالحی (تهرانپارس)

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .