برداشت همسفر معصومه (ب) رهجوی راهنما همسفر پریا از سیدی "وادی نهم 2"
آقای مهندس در این سیدی از نقطهی تحمل انسانها صحبت میکنند. نقطۀ تحمل هر انسانی با انسان دیگر متفاوت است که من؛ باید به خداوند هستی پناه ببرم و از خدا مدد و کمک بگیرم و خود را به او و نیروهای الهی بسپارم تا بتوانم با تلاش خودم، از دست نیروهای منفی و اهریمنی که این رفتار ضد ارزشی را در من بارور کردهاند خلاص بشوم و به خداوند که مالک هستی است توکل کنم.
ما نباید در برخورد و رفتار با دیگران طوری عمل کنیم که باعث بروز خشم و از تعادل خارج شدن آنها بشود؛ زیرا بالا رفتن عصبانیت و خشم باعث ایجاد تغییرات در رفتار آنها میشود و فرد از نقطۀ تحمل خارج میشود. انسانهای بیگناه زیادی هستند که ناخواسته دچار خشم شدهاند و کنترل خود را از دست دادهاند و در یک چشم بر هم زدن با چاقو یا ابزاری که در دست داشتهاند انسان بیگناه دیگری را از پا در آوردهاند و باعث مرگ او شدهاند.
این فرد زمانی به خود میآید که پشت میلههای زندان است و به جرم قتل عمد و با حکم اعدام منتظر قصاص است و هر لحظه طناب دار را دور گردنش احساس میکند. او اکنون از خشم خود نادم و پشیمان است؛ ولی پشیمانی او دیگر فایدهای ندارد. او زمانی؛ باید خشم خود را مهار میکرد که خشم او منجر به مرگ انسانی بیگناه نمیشد. خشم همیشه از جانب شیطان است و شیطان هم از آتش است.
در مواقع خشم و عصبانیت، انسان باید بلافاصله جایگاه خودش را عوض کند. هر انسانی یک نقطۀ تحمل و یک ظرفیتی دارد. ما باید همیشه در برخورد با دیگران ابتدا ظرفیت آنها را پیدا کنیم. ما نباید فراتر از ظرفیت انسانها از آنها توقع داشته باشیم، باید حدود و نقطۀ تحمل آنها را رعایت کنیم. در این زمان، شخص به نقطۀ آشوب میرسد و او دست به هر کاری میزند؛ زیرا وقتی ما برای شخصی چنین شرایطی را به وجود بیاوریم ما خواسته یا ناخواسته او را از سیستم و نظام طبیعی خودش خارج کردهایم و او را در آستانۀ آشوب قرار دادهایم.
در همینجا است که شخص دست به قتل و غارت رفتارهای غیر اخلاقی و غیر هنجاری در جامعه میزند. صفت حیوانی در همه انسانها وجود دارد؛ ولی چون پنهان است و دیده نمیشود، ما گمان میکنیم که اصلاً وجود ندارد. در واقع وجود دارد و تا زمانی که مهار شود، انسان در آسایش و راحتی به سر میبرد؛ ولی زمانی که نتوان آن را مهار کرد، این خوی حیوانی او آشکار میشود.
اگر ما با انسانها با روی خوش و رفتار محبتآمیز برخورد کنیم، آن شخص هم رفتار مناسبی از خود نشان میدهد. ما باید بدانیم بازخورد رفتار خوب و یا بد ما در نهایت به خود ما برمیگردد. از نظر من زبان مهمترین عضو در برقراری ارتباط با دیگران است؛ اما در برخی مواقع میتواند به خطرناکترین عضو بدن تبدیل شود. از روی نادانی و ناآگاهی حرفی را بر زبان جاری میکنیم، این حرف مانند خنجری زهرآلود به قلب طرف مقابل ما اصابت میکند و قلب او را زخمی میکند و این جراحت آنقدر عمیق و دردآور است که ممکن است تا سالیان سال بر قلب او باقی بماند.
یک سخن نابجا؛ حتی یک شوخی بی موقع و نابجا ممکن است که انسان را به کلی نابود کند تا جایی که حتی ممکن است، آن شخص دست به خودکشی هم بزند و نیز یک کلام زیبا و یک سخن زیبا به موقع و به جا میتواند انسانی را از دریای ناامیدی به ساحل امید و آرامش هدایت کند و باعث نجات او شود. ما همیشه و یا اکثر مواقع از مشکلات فراری هستیم و آن را بلاهای آسمانی و غضب خداوندی میپنداریم، در حالی که این گونه نیست.
مشکلات نه تنها غضب خداوندی نیستند، بلکه بیشتر مواقع نعمت خداوندی هستند که خداوند برای رشددادن و بزرگشدن ما آنها را سر راه ما قرار میدهد. خداوند جهان هستی را و هر چه که در آن هست را بر مبنای تضادها خلق کرده است و این تضادها در حقیقت مکمل یکدیگر هستند.
ویرایش: همسفر مهلا رهجو راهنما همسفر پریا (لژیون چهارم)
ویراستاری و ارسال: همسفر حانیه دبیر سایت
همسفران نمایندگی بیهقی سبزوار
- تعداد بازدید از این مطلب :
104