به نام قدرت مطلق «الله»
ششمین جلسه از شصت یکمین دوره سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا در نمایندگی پرستار، با استادی: مسافر حسن ، نگهبانی: مسافر مهدی و دبیری: مسافر فرشاد، با دستور جلسه: "الهام از رمضان" در روز دوشنبه مورخ ششم اسفند ماه ۱۴۰۳ رأس ساعت ۱۷ برگزار گردید.
خلاصه سخنان سلام دوستان، حسن هستم یک مسافر؛

جا دارد در ابتدا از خداوند تشکر و سپاسگزاری کنم، چون فکر نمیکردم به این زودی این جایگاه را تجربه کنم ، بعد از جناب مهندس و راهنمای عزیزم و همینطور از ایجنت محترم سپاسگزارم که فرصت واجاز دادند در این جایگاه خدمت کنم و این تجربه را داشته باشم؛
حسی عجیب و نو است که دارم تجربه میکنم و قبلا تجربه نکرده بودم که دارم آموزش میگیرم.
در مورد دستور جلسهٔ الهام از ماه مبارک رمضان باید بگویم همه ادیان در طول سال مدتی را به عبادتی خاص می پردازند و برای ما مسلمانان هم ماه رمضان قرار داده شده است ،این یکی از بهترین ماه هاست مخصوصا برای ما کنگره ای ها که مهندس در این ماه توانستند مواد مصرفی خود را تیپر و راه درمان اعتیاد را کشف کنند.
اگر بخواهم بگویم این روش تیپر کردن برای خود من چگونه بوده است باید قبلش بگویم که روش ورود خودم به کنگره هم به شکلی عجیب رخ داد چون آشنایی در کنگره نداشتم که بخواهم به واسطهاش،به کنگره بیایم و یا با کنگره آشنا باشد حدودا چهارده ماه قبل وارد کنگره شدم و فهمیدم که کنگره چگونه جایی است.
من برحسب شرایط کاری در تلاش بودم که موادی را مصرف کنم تا تایم کار از من گرفته نشود که یکی از دوستان به من اوپیوم را معرفی کرد و برای بدست آوردن اطلاعات در مورد این ماده به گوگل مراجعه کردم که آنجا کنگره ۶۰ برای من پیدا شد و آدرس نمایندگی کنگره را که بدست آوردم تقریبا سه ماه طول کشید تا به اینجا وارد شوم و بار اول که مراجعه کردم قادر نشدم از در وارد شوم و رفتم و دوباره بعد از چهل روز مراجعه کردم که اینبار هم هرچه تلاش کردم نتوانستم وارد اینجا شوم و البته هدفم هم ترک یا درمان نبود بلکه فقط،میخواستم مشکلات مراجعه به ساقی را از خودم رفع کنم یعنی فکر میکردم اینجا هم جایی مثل بهزیستی باشد و بلاخره موفق شدم اینجا مشاوره شوم اما هنوز که به درمان هم رسیدهام نمیدانم چه چیز باعث شد من اینجا ماندگار شوم؛
یکی از محاسن دیگر درمان با تیپر کردن برای من این بود که من قبل از ورود به کنگره با فشارخون ارثی دست به گریبان بودم و چند تا قرص میخوردم اما گمانم این بود فقط باید مواد مخدر مصرفی ام را اینجا بیان کنم و تا چندماه هم این موضوع را به راهنما نگفتم تا در یکی از سیدیها متوجه موضوع شدم که باید همه داروهای مصرفی ام را میگفتهام و من از همان روز شروع به تیپر کردن قرصهای مصرفی ام کردم و در روزهای آینده میتوانم مصرف آن قرص هایی که مربوط به فشارخون ارثی ام بوده را هم قطع کنم و این از برکت آشنایی با روش تیپر کردن در کنگره میباشد.
ماه رمضان هم برای ما مسلمانان اینطور بوده که همیشه سعی کردهایم اگر در طول سال به کارهای ضدارزشی گرایش داشتهایم به حرمت این ماه از آن اعمال دوری کنیم و لااقل حرمت یک ماه را نگه داریم ؛ از حُسن های دیگر ماه رمضان این است که ما باهم مهربانتر میشویم و سعی میکنیم کارهای مثبت ممکن را انجام دهیم و اگر کمکی از ما برمیآید انجام دهیم و اگر توانستیم گرهای باز کنیم یا زندانی ای را آزاد کنیم و... و اکثرا این کارها در این ماه رونقی افزونتر دارد.
نهایتا از خداوند سپاسگزارم که در این مسیر قرارم داد که قبلا از وجودش بیاطلاع بودم.
از اینکه به حرفهای من گوش سپردید از همه شما سپاسگزارم.
عکاس: مسافر مرتضی لژیون نهم
تایپ و ویراست:مسافر علی اکبر لژیون ششم
بارگزاری:مسافر مهدی لژیون دهم
وبلاگ نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
117