یازدهمین جلسه از دور دوم لژیون هماهنگی خدمتگزاران کنگره ۶۰؛ ویژه آقایان همسفر در نمایندگی آکادمی، با استادی همسفر امید، نگهبانی راهنمای محترم همسفر علیرضا و دبیری همسفر علی، با دستور جلسه «سیدی موسی2»، پنجشنبه 02 اسفند۱۴۰۳ ساعت ۱۱:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
شاکر خداوند هستم که امروز در بین شما قرار دارم، از نگهبان جلسه خیلی سپاسگزارم واقعاً باعث افتخار برای من است که در جمع راهنماها هستم. در هفته راهنما را خدمت همه راهنماها تبریک میگویم، به همه راهنماهای کنگره 60، بنیان کنگره60 و به همه اعضا تبریک می گویم.
سی دی موسی 2 خیلی سی دی قشنگی بود و برای من بود، نیاز داشتم به این سی دی که یکسری نکات برایم یاد آوری شود. این سی دی به نظر من بیشتر پیرامون خواست، تقدیر و فرمان الهی صحبت می کند. داستان قوم بنی اسرائیل را که یک داستان جاری و نمادین است. در طول تاریخ زندگی همه آدم ها را، با یک دید بسیار جالب و کاربردی استاد امین برای ما باز کردند.
چیزی که برای من خیلی جالب بود خواسته و ماهیت خواسته انسانها تعیین میکند که آنها در آینده چه چیزی باشند و چه مسیری را پیش بگیرند. برای اینکه من به خواستههای خودم برسم 2 الگو وجود دارد، یکی الگوی فرعونی و یکی الگوی الهی.
استاد امین اشاره کردند و گفتند: قوم بنیاسرائیل که به واسطه تغییرشان و به واسطه سختیهایی که کشیده بودند خداوند این اجازه را به آنها داد که در زمین به آسایش برسند و یک درب رحمت و علمی را برای آنها باز کند و طبق فرمان درهای علم بر آنها باز شد. موسی که فرستاده خداوند بود آمد و یک راه جدیدی را نمایان کرد، ازیکطرف به فرعون بارهاوبارها فرصت داده شد تا از مسیر ضدارزش خودش برگردد، اما دوباره خواستهاش مانع فرمان الهی شد و به نتیجه خود که هلاکت بود رسید.
قوم موسی که از درهای علم عبور کرده بودند و از تاریکیهای سنگین گذشته بودند دوباره موضوع خواسته برایشان مطرح شد. آنجا خواسته آنها بود که تعین میکرد، بتوانند وارد یک پنجره جدید بشوند یا نشوند؟ وارد آن سرزمین جدیدی که شده بودند بمانند یا از آن خارج بشوند؟
من این داستان را با زندگی خودم همزاد پنداری کردم و میتواند تمثیل من در سفر اول من و سفر دوم من باشد. استاد امین هم این مثال را زدند به ساکنین که یکسری بندها مثل بند چاقی، بند سیگار و بندهای دیگر...
من خودم زمانی که سیگاری بودم دقیقاً مثل یکبند بود در اسارت سیگار بودم، صبح که بیدار میشدم اولین گره ذهنی من این بود که نسخ سیگار نباشم یا میخواستم جایی برم؛ چون سنم کم بود، این دغدغه برای من بود که بوی سیگار ندهم یا جایی نروم که نتوانم سیگار بکشم.
این مسئله باعث شده بود که من از خیلی موضوعات زندگیام جا بمانم. خدا را شکر وارد کنگره شدم علم کنگره آمد و این بند را از من رها کرد. من را از اسارت آن تاریکی و تاریکیهای دیگر رها کرد.
.jpg)
در سفر دوم قرار گرفتم بارهاوبارها راهی بوده که من بخواهم از مسیر کنگره خارج شوم. حالا نه به واسطه وسوسه سیگار، به واسطه یک پیشنهاد کاری، به واسطه یک رابطه جدید که بهکلی طرز فکر با این مسیری که دارم طی میکنم متفاوت است.
خدا را شکر آموزشهای کنگره و راهنماییهایی که از جانب راهنما، سیدیهای آقای مهندس و همه این موارد بوده باعث شده تا من در این مسیر قرار بگیرم و از مسیر عبور کنم و همچنان در کنگره باقی بمانم.
تایپ و ویراستاری: همسفر محمدجواد(لژیون چهارم)
تصویربردار: همسفر بهنام(لژیون اول)
تهیه و تنظیم: سایت همسفران آقا، نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
66