همسفر آسیه:
سلام و عرض تبریک خدمت همه راهنمایان و راهنمایان تازه واردین و یک سلام و تبریک ویژه خدمت راهنمایم، من از اعماق قلب از راهنمایم ممنونم که در سختترین لحظات زندگی مرا یاری کرده و با من همراه شده است. راهنمایم بود که در سفر اول به من کمک کرد تا مسافری که حال خراب بود را تحمل کنم و با او همراه باشم. من حال خوش امروزم، سلامت جسم، روح و آرامشم را مدیون راهنمایم هستم، راهنمایی که به لطف خداوند سر راه من قرار گرفت تا با حرفها و صبوریهایش به حال خوش برسم و حال، خانوادهای مهربان و صمیمی داشته باشم. از راهنمایم ممنون و متشکر هستم و همیشه برای لو دعا میکنم تا سلامت و پایدار باشد. آرامش آغوش گرمتان و گرمای دستان مهربانتان را دوست دارم زیرا به من امید و دل گرمی میدهد.
همسفر ناهید:
راهنما در کنگره مانند خورشیدی در آسمان میدرخشد که وقتی نور آن به زمین میتابد همان دانهای که شاید بیارزش در دل خاک و تاریکی است را بیرون میآورد و به سمت نور هدایتش میکند و من رهجو مصداق همان دانهای هستم که در اعماق ظلمت و تاریکی سالیان سال زندگی میکردم، بدون آنکه مفهوم روشنایی را بدانم و درکی از آن داشته باشم. اولین وظیفه من به عنوان رهجو این است که به راهنمای خود احترام بگذارم. اگر فقط یک نفر در این دنیا باشد و کاری را که برای من انجام میدهد بدون منت باشد راهنمایم است، چرا که او یک تلاشگر بیادعا میباشد. راهنما شخصی است که بزرگترین کار دنیا را انجام میدهد و به من میآموزد که چگونه مشکلات را حل کنم و از پس آنها بر بیایم و مسیر زندگی را تغییر دهم و جایگاه خود را پیدا کنم، راهنما مرا از پیله تنهاییام بیرون میآورد و ذره ذره پرواز کردن را به من آموزش میدهد. کنگره دری بود که خداوند بعد از صدها دری که به روی من بسته شده بود، گشود و برای آن که من به آرامش برسم وجود یک نفر در زندگی برایم لازم و ضروری بود و آن راهنمایم بود که با لبخند زیبا و چهره دلنشین، شیفته ایشان شدم و زبان قاصر از بیان تشکر است. من در جشن راهنما حضور خواهم داشت و به رسم کنگره با پاکت از ایشان تشکر و قدردانی خواهم کرد.
همسفر تکتم:
دستهایی که کمک میکنند مقدستر از لبهایی هستند که دعا میکنند. در ابتدا هفته راهنما را به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک میگویم و همینطور به راهنمایم و راهنمای تازه واردینم. راهنمای تازهواردینم اولین نفری بود که در کنگره با او آشنا شدم و با صبوری و متانت مرا راهنمایی کرد تا بتوانم در کنگره بمانم. خداوند را شاکرم که در کنار راهنمایم قرار گرفتم و با آموزش گرفتن از ایشان کمکم از سمت تاریکی به سمت روشنایی حرکت میکنم. لبخند زیبای راهنمایم و آن صلابتی که در کلام ایشان است به من انرژی میدهده و باعث میشود که به زندگی امیدوار شوم، راهنمایم به من آموخت که با صبر میتوانم زندگی خود را بسازم. امیدوارم بتوانم به عنوان یک رهجوی گوش به فرمان از تاریکی به روشنایی برسم.
همسفر سمیه:
هفته راهنما را به اولین راهنمای کنگره۶۰ آقای مهندس و تمامی راهنمایان بزرگوار از جمله راهنمای خودم تبریک عرض میکنم. راهنما یعنی نشاندهنده مسیر تاریکیها به نور و غم به شادی، او نمایانگر رسیدن به آرامش است. راهنمایانی که عاشقانه و بدون هیچ چشمداشتی خدمت میکنند و میخواهند چیزی که خودشان دریافت کردهاند را به ما آموزش بدهند. راهنما شخصی است که مرا از اعماق تاریکیها به طرف روشنایی کشید و به من امید زندگی کردن را داد همچنین به من صبور بودن را آموزش داد. من میدانم که نمیتوانم هیچ گونه محبت و زحمات آنها را جبران کنم؛ اما امروز میتوانم قلم به دست بگیرم و از عشق و محبت بدون چشم داشت آنها برای همه بنویسم تا بدانند هستند افرادی که اینگونه عاشقانه خدمت میکنند.
همسفر فاطمه:
برای ما همسفران فردی پیدا شده است به نام راهنما که تمامی آن آدرسهایی را که ما بلد نیستیم و به خاطر آن حال خرابی داریم را بلد است و آدرسها را به ما میدهد و اینجاست که بعد از یک مدت میفهمیم که زندگی چقدر لذتبخش و زیبا است. بعد با تعجب از خودمان میپرسیم که آیا تمام این مدت این ویژگیها و آدرسها در وجود من بوده است؟ بله همه این ویژگیها در وجود ما بوده است. انسان هرچقدر هم که دانایی و آگاهی داشته باشد باز هم به شخصی احتیاج دارد که به او اطلاعات و دانش بدهد، چه شخصی بهتر از راهنما و چه مکانی بهتر از کنگره۶۰ است. این ارتباطات در بیرون از کنگره هم وجود دارد مثل ارتباط معلم و دانشآموز، ورزشکار و مربی، ما این سیستم را در خیلی جاها دیدهایم؛ اما سیستم کنگره۶۰ با همه جاهای دیگر فرق دارد زیرا یک ویژگی شاخص دارد آن ویژگی هم این است که راهنما خودش آن مسیر را طی نموده است. انشاالله که بتوانیم تمام آموزشها را یاد بگیریم و تبدیل به عمل کنیم چراکه این گونه میتوانیم قدردان زحمات راهنمایان باشیم و در نهایت خدمت کنیم و جبران زحمات خالصانه این عزیزان باشیم.
همسفر بتول:
هفته راهنما را به تمامی راهنمایان عزیز کنگره۶۰ به خصوص کمک راهنمای خودم تبریک میگویم. خداوند برای کمک و راهنمایی خودش پایین نمیآید بلکه همیشه برای کمک به بندگانش افرادی را به فرمان خود میفرستد. قبل از ورود به کنگره همیشه از خداوند میخواستم که مسیر را به من نشان بدهد تا مسافرم به درمان برسد و خودم نیز به آسایش و آرامش برسم خداوند را شکر مسیر کنگره جلوی راه ما سبز شد و همچنین یک راهنما و خواهری دلسوز و مهربان که درس عشق، محبت و درست زندگی کردن را به من آموخت که از ظلمت به نور از ترس به شجاعت از قهر به مهر از نفرت به عشق برسم امیدوارم که مستدام و پایدار باشد و در کنار خانواده عزیزش زندگی خوب و عالی داشته باشد. از تمام زحماتی که برای من کشیده است تشکر می کنم.
همسفر سعیده:
هفته راهنما به تمام راهنماهای کنگره۶۰ تبریک میگویم. این هفته را به جناب مهندس و خانواده محترمشان تبریک عرض میکنم. هفته خدمتگزاران بیادعا و بیمنت، هفته خدمتگزاران مهربان و دلسوز، راهنمایان که همچون چراغی در تاریکی نور میشوند و به دلها مینشینند. نوری که رهجو را به سمت روشنایی میبرد به سمت خوبیها مهربانیها، نوری که رهجو را میآموزد غیبت نکند، دروغ نگوید، کارهای ضدارزشی را کنار بگذارد. به جسم و روح خود احترام بگذارد. راهنما رفتن به صراطمستقیم را به رهجو آموزش میدهد تا به صلح و آرامش برسد به صلح و آرامشی که سالها در پی آن بودهایم پدر و مادر بسیار مهربان هستند و تا زمانی که در کنارشان زندگی میکنیم آرامش داریم؛ اما در زندگی مشترک باید خودمان یاد بگیریم که چگونه به آرامش برسیم و این یاد گرفتنها نیاز به مربی دارد. خیلی سعادتمند هستم که در گذر عمرم با کنگره آشنا شدم و عضو کنگره شدم و راهنما دارم. وقتی راه حل مشکلم را در سخنهای راهنمایم پیدا میکنم خدا را شکر میکنم برای این نعمت بزرگ که بدون منت و حتی بدون هیچ مزدی راهنمایی میشوم. چه انسانهایی که بار غم کمرشان را شکست و در اوج جوانی شکسته شدند در سیمایشان دیده میشد و با این باور که دیگر باید همین زندگی را ادامه داد و هیچ امیدی نداشتند؛ اما با قدم گذاشتن در کنگره تمام بار را به زمین گذاشتند و با امید آگاهی به سمت نور حرکت کردند و این نور زندگی را مدیون راهنمایان کنگره۶۰ هستیم.
همسفر نجمه:
قبل از اینکه در جمع دوستان کنگره حضور داشته باشم از زمین و زمان شکایت به بارگاه ایزد منان میبردم که چرا این همه اتفاق ناگوار برای من در بهترین سنین زندگی و اول زندگی زناشویی میافتد، حال که آموزشهایی را فرا گرفتهام و دریافت نمودهام که هیچ کدام از آن اتفاقات بیهدف نبوده است میفهمم زمانی که قطعات پازل کنار هم گذاشته میشوند معنا مییابند. من این درک و فهم را مدیون سیستم کنگره۶۰ هستم و ابتدا از قدرت مطلق الله از آقای مهندس دژاکام، خانواده بزرگ کنگره۶۰ و سپس از راهنمای خوبم خانم زهرا که ۳ جلسه نخست را از ایشان آموزش گرفتم و حالا که رهجوی خانم زهرا هستم از او متشکرم و امیدوارم که بتوانم با خدمت کردن جبران زحمت نمایم. بندگی یعنی در کوچه پس کوچههای زندگی دست کسی را بگیری.
رابط خبری: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر شکوفه (عضو لژیون سردار)
ویراستاری و ارسال: همسفر گلناز رهجوی راهنما همسفر آمنه (عضو لژیون سردار)
همسفران نمایندگی کاشمر
- تعداد بازدید از این مطلب :
188