دلنوشته خود را در مسیر نور یافتم 25 تير همسفر عالیه در دلنوشته خود نوشت: به راهی که خداوند تو را هدایت میکند، اعتماد کن.
یادداشت انسانها ویترین خانوادههایشان هستند 24 تير همسفر فرنیا در برداشت خود از سیدی خانواده نوشت: خانوادهای سالمتر است که میتواند بستر آموزش و رشد بیشتری برای اعضا فراهم کند.
کارگاه های آموزشی کنگره 60 شیشه از یک آلکالوئید، یعنی آمفتامین تشکیل شده است 22 تير راهنما همسفر اشرف در مورد دستور جلسه بیان کرد: شیشه نه یک مخدر است و نه یک محرک؛ بلکه یک «مخرب» تمام عیار است.
دستور جلسات هفتگي تخریبی فراتر از تصورات 20 تير همسفر عالیه در مشارکت خود در مورد دستور جلسه نوشت: پیشینه تولید این ماده به جنگ جهانی دوم بازمیگردد.
دلنوشته با هر جلسه، حالم بهتر و بهتر میشد 18 تير همسفر ثریا در دلنوشته خود نوشت: انرژیای که در کنگره دریافت میکردم، در هیچ جای دیگری تجربه نکرده بودم.
گفت و گو آقای مهندس، عاشقترین و عاقلترین معلم هستی 18 تير ایجنت همسفر زهره در گفتگوی خود بیان کرد: افرادی که مسیرهای طولانی برای خدمت انتخاب میکنند، انسانهایی قوی میشوند.
یادداشت جهانبینی، الفبای کنگره است 17 تير همسفر فائقه در برداشت خود در از سیدی جهانبینی نوشت: در کنگره، علاوه بر درمان اعتیاد، جسم، روح و روان نیز درمان میشود.
دستور جلسات هفتگي مشکل اصلی تمام انسانها از ذهنشان آغاز میشود 13 تير همسفر عفت در مشارکت خود در مورد دستور جلسه نوشت: تمام تلاش نفس اماره این است که انسان تاریکیهای درونش را نبیند.
دلنوشته کنگره بهشت روی زمین است 11 تير همسفر حکیمه در دلنوشته خود نوشت: محبتی که در بین ما به وجود آمده، همه از برکات کنگره و آقای مهندس است.
یادداشت تقدیر مانند تیری است که از چله کمان رها شده است 10 تير همسفر فریناز در برداشت خود در مورد سیدی خواست نوشت: در تقدیر آنچه برای ما ارزشمند است، همان خواست، اختیار، تفکرات و اندیشه ماست.
لژیون سردار لژیون سردار مسیرش خاص است 9 تير همسفر مرضیه در صحبتهای خود گفت: این حرمتها دیگر برای من یک قانون خشک نیست.
کارگاه های آموزشی کنگره 60 حرمت از کلمه حریم میآید 8 تير همسفر آزیتا در مورد دستور جلسه بیان کرد: ما در کنگره پلیس و قوه قضائیه نداریم؛ حرمت و احترام داریم.