پنجمین جلسه از دور ششم جلسات هماهنگی راهنمایان گروه خانواده نمایندگی نیما یوشیج بهشهر با استادی راهنمای محترم همسفر خانم منصوره و نگهبانی راهنمای محترم خانم هاجر و دبیری راهنمای محترم خانم الهام با دستور جلسه: "حرمت کنگره 60 و ممنوعیت ارتباط راهنمایان مسافر و همسفر "روز دوشنبه 17 خرداد ماه 1400 ساعت 15 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر می کنم که یکبار دیگر در جمع شما عزیزان هستم تا آموزش بگیرم و از تجربیات شما استفاده کنم.
دستور جلسه در مورد، حرمت کنگره 60 و ممنوعیت رابطه راهنمای مسافر و راهنمای همسفر است.
همانطوری که همه ما میدانیم برای اینکه هر سیستم و سازمانی، کاری انجام بدهد و به سرانجام برسد و پیشرفت و ترقی داشته باشد، نیاز به قوانین و مقرراتی دارد که در آن وضع بشود و اعضا هم رعایت کنند تا سازمان به نتیجه مطلوب برسد.
ما اگر خانواده را هم بخواهیم در نظر بگیریم، با اینکه عضو کوچکی هست، ولی باز نیاز به وضع قوانین و رعایت مقرارات دارد، چون اگر نباشد هرج و مرج و بینظمی به وجود میآید. کنگره هم از این قاعده مستثنا نیست و در آن قوانینی وضع شده که همهی افرادی که به این جا میآیند، باید رعایت کنند تا بتواند به درستی به مسیرش ادامه بدهد تا تکتک اعضای آن به درمان و حال خوش برسند.
در کنگره حرمت به قدری اهمیت بالایی دارد که دوبار در جلسات خوانده می شود، به این دلیل که ملکه ذهنمان شود، چون چهارچوب کنگره فراتر از چیزی هست که فکرش را میکنیم و اگر این مسیر را به درستی طی کنیم به فرمان عقل خواهیم رسید.
در کنگره، هر کسی جایگاه خود را طبق رعایتی که بر قوانین دارد پیدا میکند، یکی از این قوانین وضع شده در کنگره؛ ممنوعیت رابطه بین راهنمای مسافر و راهنمای همسفر است.

اگر بخواهم نظر شخصی خودم را بگویم، لزومی هم بین روابط راهنمایان آقا و خانم نیست و از نظر من دخالتی بیش نیست، چون زمانی که رهجویی به لژیون میآید، راهنما با حس و دیدگاه خوب با او رفتار میکند و کمک میکند تا به درستی آموزش ببیند و درمان شود، ولی زمانی که راهنمای همسفر با راهنمای مسافر جلسه بگذارد و گله و شکایاتی که همسفر نسبت به مسافرش دارد که مثلا، در خانه رفتار نادرستی دارد، یا دارویش را به موقع و درست مصرف نمیکند و خیلی مسائل دیگر را مطرح کند، باعث میشود راهنما حسش به آن رهجو عوض شود و خیلی اتفاقات دیگر ...
این روابط دخالتی بیش نیست و باعث میشود بجای اینکه به مسافر کمک کرده باشیم بیشتر باعث خراب شدن سفرش هم بشویم.
تجربهای از اوایل خدمتم دارم که امکان ندارد دیگر آن را تکرار کنم این است که، رهجویی داشتم که میگفت من اصلاً راضی به رفتن مسافرم برای رهایی به تهران نیستم، چون از نظر من مسافرم به درستی سفر نکرده و همیشه دروغ میگوید و گاهاً گریز هم میزند، این خانم پیش راهنمای مسافرش رفت و از من خواست تا با راهنمای مسافرش صحبتی داشته باشم و من هم چون تجربه نداشتم قبول کردم، ولی وقتی رفتم خودم با این که کلمهای حرف نزدم و فقط آن خانم حرفهایش را زد، به شدت از کارم پشیمان شدم، چون این موضوع را یک نوع دخالت دانستم و حس بدی از کارم پیدا کردم، و جالب اینکه جواب آن راهنما به رهجویم هم این بود که آیا شما بهتر از من این مسافر را می شناسید؟ من طبق قوانین و مقررات کنگره به او برنامه دادهام و باز هم طبق برنامه باید آخر این هفته به تهران برود.
جواب آن راهنما برای من، هم یک تلنگر بود و هم یک تجربه، که راهنمای مسافر طبق برنامهاش جلو میرود و منِ راهنمای همسفر هم طبق برنامه خودم پیش میروم.
دلایل زیادی پشت این قانون هست که نباید رابطهای بین راهنمای مسافر و راهنمای همسفر باشد که آقای مهندس با درایت خود، آن را یک نوع قانون در کنگره وضع کرده است. و جدای از این، به نظرم دید قشنگی هم ندارد، چون بسیاری از مسافران که به کنگره میآیند حال درستی ندارند و کنگره را هم نمیشناسند و روابط بین آقا و خانم در اینجا را شاید نپسندند و حتی شاید اجازه ورود همسفرانشان به کنگره را هم ندهند و یا اگر ذرهای میل به آمدن همسفرانشان را داشتند از دست بدهند.

به هر حال همه ما موظف هستیم که قوانین در کنگره را رعایت کنیم و خوب میدانیم که این قوانین بدون لطف نیست و هر کدام پیامی دارند و حتی میتوانیم از این قوانین در زندگی شخصیمان هم استفاده کنیم تا گامهای درستتری برداریم.
تایپ: همسفر عاطفه لژیون یکم
ویرایش و ارسال: همسفر ملیحه
همسفران نمایندگی نیمایوشیج بهشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
3294