سلام دوستان سمانه هستم همسفر لژیون یکم
مطالب مهم سیدی وادی دهم بخش ۱
۱_صفت، ویژگی یا خاصیت هر چیزی است که آن چیز را موصوف میگویند و ویژگی آن را صفت می نامند.
۲_صفت گذشته در انسان صادق نیست، ممکن است در بعضی چیزها صادق باشد مانند سیاهی ذغال که همیشه صادق است هیچوقت زغال سبز و قرمز و سفید نمیشود صفت گذشته در جامدات در بعضی چیزها صادق است .
۳_چرا صفت گذشته در انسان صادق نیست؟ چون جاری است میتوان گفت چون انسان جاری است و یا اینکه چون هستی جاری است.
۴_شهر بهیکباره به طغیان دچار میگردد، منظور از شهر، شهر وجودی انسان است؛ یعنی جسم یا بلد انسان. گرچه به مسائل بیشتر هم میخورد مانند شهر یا کشور ولی بیشترین منظور همان شهر وجودی انسان است .
۵_آنانی که واقعیت را میبینندو صراط مستقیم را میبینند ،درستی و راستی را میبینند ،حقیقت را میبینند و صادق هستند به ارتقاء میرسند.
۶_در روند الهی کسی قرار دارد که فرامین را اجرا کند باید انسان راستگو و صادقی باشد، انسانی است که محبت دیگران را میخواهد ،مهر دیگران را میخواهد، انسانی است که پشت سر دیگران سرزنش نمیکند، انسانی است که پشت سر دیگران غیبت نمیکند، انسانی است که در کار خصوصی دیگران مداخله نمیکند ،پیمانشکن نیست و دروغ نمیگوید.
۷_کسی که الهی باشد مردم باید دوستش داشته باشند و به او علاقهمند باشند .
۸_ایمان، تجلی نور خداوند در انسان است ،انسانی که ایمان داشته باشد و خداپرست باشد، چهرهاش باید آرامش داشته باشد نباید اخمو و بداخلاق باشد کسی که بدخلق باشد و اخمو باشد نمیتواند باایمان باشد.
۹_آنانی که مجذوب رحمت قدرت مطلق میشوند به ارتقا میرسند یعنی رشد میکنند ،مراتب بالایی را طی میکنند.
۱۰_در راه الهی و در راه صراط مستقیم حرکت کردن خود یک نوع سجده کردن است.
۱۱_کسانی که در روز بهدنبال شب میگردند به این معنی است که آنها در انسانی که ویژگیهای مثبت متعددی دارد فقط دنبال ایرادهایش میگردند و یا در یک مقاله علمی که نوشتهشده دنبال نقطهضعف آن میگردند یا در طرح سازنده خوب فقط دنبال اشکالاتش میگردد .
۱۲_منظور از باده الهی همان شبه افیونی و یا خمر است.
۱۳_وادی هایی که ما در کنگره کار میکنیم مانند ۱۴ قانون است یا ۱۴ پله نردبان است که انسان را میتواند هدایت کند و کاربردی و عملیاتی است.
۱۴_وادی دهم به سان شمشیر برنده است ،هم هشدار میدهد و هم امید به بازگشت هم صعود است و هم سقوط هم مرگ است و هم زندگی هم زنده را از درون مرده خارج میکند و هم مرده را از درون زنده به طور کلی هم رحمت، لطف و بخشندگی خداوند را در مسیر زندگی انسان به نمایش میگذارد و هم خطوط اختیار را به شکل بسیار زیبایی به دست انسان میسپارد.
۱۵_هر کدام از ما خودمان زندگی خود را ترسیم میکنیم و دیگران نقش بسیار کمی دارند.
۱۶_این وادی به انسان میفهماند که پایان هر نقطه میتواند سرآغاز خط دیگری باشد.
۱۷_قانون یا ویژگی که خداوند به انسان دادهاست این است که همه انسانها قادر هستند و میتوانند در هر نقطهای که قرار دارند و هر صفتی را که با خود حمل میکنند آن را عوض نمایند.
۱۸_راه نجات همیشه است زیرا صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است.
۱۹_به دلیل جاری بودن انسان؛ اگر ما در بالاترین نقطه بهشت قرار داشته باشیم هرگاه صفت نیک ما تبدیل به صفت زشت گردد ما را از بهشت به طبقات زیرین جهنم فروخواهد کشید چون جاری است.
۲۰_همهچیز در هستی جاری و در حال حرکت است و هیچچیز در هستی و ماورای آن را نمیتوانیم بیابیم که ثابت باشد و تغییر نکند.
۲۱_مسیر تکامل و زندگی شامل : تغییر ،تبدیل و درنهایت ترخیص است.
۲۲_ما برای چه با هستی هستیم؟ برای بودن، وجود داشتن، زندگی، حیات، فضا ،مکان ،زمان و ساعت.
۲۳_بزرگترین معجزهی حیات خود حیات است.
۲۴_ تا زمانیکه نفرت را ندانی مفهوم عشق را لمس نخواهید کرد.
۲۵_ همه با ساعت باید زندگی کنند، همراه هر چیزی که موجود است، ساعت مشخصی وجود دارد.
۲۶_هرچیزی پایانی دارد و آن پایان ساعتش است.
۲۷_ جملهای از امام علی علیهالسلام میفرمایند: برای دنیا آنچنان کن که گویی همیشه زنده هستی و برای آخرت بهگونهای رفتار کن که لحظهی دیگری خواهی مرد.
۲۸_در جهان زمینی ساعت شامل سه بعد فضا و مکان و زمان مشخصی است و هر چیزی که ساعتش برسد هر سه بعد فضا مکان و زمان زمین را از دست خواهد داد.
۲۹_ عناصر بهوجودآورندهی هستی شامل آب، باد، خاک و آتش است.
۳۰_سه مؤلفه اصلی که ساختار تمام جهانها را تشکیل میدهد شامل نور صوت و حس است.
۳۱_نیستی از دیدگاه ما خودش هستی است ولی معیارها و ضوابط و قوانین ساختار و مواد اولیهاش فرق دارد وقتی ما میمیریم ظاهرا به جهان نیستی میرویم ولی آن نیستی خودش یک نوع هستی است ولی به گونه دیگر.
۳۲_نور در هستی فرمان میدهد خداوند نور زمین و آسمانها است
۳۳_ نور لطیفترین چیزی است که ما در جهان خود داریم و فقط طیفی از آن را مشاهده میکنیم .
۳۴_به جسمت برگرد تا نار وجودیت را تبدیل به نور کند (نار در صور پنهان است ) .
۳۵_خداوند انسان را از خاک آفرید و جن را از آتش (جان هم در صور پنهان انسان است ) .
۳۶_صور آشکار انسان از گِل است (خاک) صور پنهان انسان از نار است. نفس انسان هم از نار است و
نار ، نوری است که دود و غلظت دارد و مسموم است و پالایش نشده است و باید در اثر تزکیه و تکامل تبدیل به نور شود.
۳۷_اصوات وظیفهای مانند اداره مخابرات را در هستهای برعهده دارند اگر صوت نبود اتصال نبود حیات نبود زندگی نبود نوشتن نبود کلام نبود سکوت محض بود.
تایپ و وبرایش : همسفر رویا ( لزیون یکم )
تنظیم وارسال : همسفر فاطمه ( لژیون چهارم )
- تعداد بازدید از این مطلب :
4917