اضطراب از جنس ترس است هنگامی که اضطراب کم باشد، موجب حرکت می گردد امّا اگر از حد معمول زیادتر شد، تأثیر مثبتی نخواهد داشت و باعث بهم ریختگی درونی در انسان می شود یعنی حافظه وی قفل شده، تمرکزش از بین می رود، بنابراین به نتیجه دلخواه نمی رسد ترس چگونه به وجود می آید؟ انسانی که در تاریکی سفر می کند دچار ترس می شود و این ترس با ناامیدی همراه است خداوند در وجود انسان نیروهای زیادی قرار داده است ،بسیاری از این نیروها را نمی شناسیم (چه در قسمت صور آشکار و چه در قسمت صور پنهان) هر کدام از این نیروها کاری را انجام می دهند مجموع این ها همراه با روح، عقل آدمی را تشکیل می دهند که این موجب می گردد انسان بالاتر از موجودات دیگر قرار بگیرد آن هنگام که انسان در تاریکی قرار می گیرد(سفر در تاریکی) این نیروها از کنترلش خارج می شوند مهم ترین موضوع در انسان مسئله اختیار است و چون مختار است بنابراین حق انتخاب های مختلف را دارد هدف تاریکی، گرفتن اختیار از انسان است این انسان در راستای رضایت نفسش حرکت می کند چگونه اختیار از انسان سلب می شود؟ اختیار زمانی گرفته می شود که انسان حق انتخابش را از دست داده است و این به علت از دست دادن نیروهایی است که خداوند در بدو خلقت انسان به او اعطا کرده است و در این حال همه چیز برای او حالت "جبر" پیدا می کند باید در نظر داشت که نیروهای انسان از بین نمی روند بلکه آن ها ضبط گردیده یا مصادره می شوند پس استعداد و توانایی ها در فرد معتاد از بین نمی رود، هنگامی که شخص معتاد سفرش را آغاز کند توانایی هایش برگشته و وی با نیروی مضاعفی کارهایش را انجام خواهد داد. (تحت آموزش های کنگره) چرا حفظ کردن مطلب در کنگره ارزشمند است؟ زیرا حافظه نیرویی ست که در اثر اعتیاد از بین می رود وقتی فرد مسافر در کنگره قرار می گیرد و پنج صفحه را از حفظ می خواند وی دوباره این نیرو را به دست می آورد اگر نیرویی که در وجود انسان است تحت فرمانش باشد، ترس ظاهر نمی شود دو نوع ترس وجود دارد: "نگه دارنده و بازدارنده" ترس نگه دارنده موجب ایمنی می شود، در ترس بازدارنده شخص توانایی رو به رو شدن با مسئلهای را ندارد و خودش هم از این مسئله آگاهی ندارد فرآیند برگشت از تاریکی بدون برگشت نیروهای خدادادی مُیسر نمی باشد وقتی انسان در درونش نیروهایی داشته باشد که بتواند با نیروهای بیرونی مقابله کرده، مشکلاتش را حل کند ،این انسان در "بهشت" است سقوط اصلی اهریمن به خاطر "کبر و منیتش" بوده است داستان آدم و حوا تمثیلی ست برای تمامی انسان ها کسی که دست به خودکشی میزند از هیچ چیز لذت نمی برد چون نیروهای درونی اش از کنترلش خارج شده اند انسان از "اضداد" آفریده شده و مجموعه ای است از فضائل و رذائل بنابراین هر چیزی را از روی ضدش می شناسد مثلا کسی که ترس را تجربه کرده، می تواند انسان شجاعی باشد تجربه تاریکی برای انسان ها یک سرمایه محسوب می شود اگرچه از یک زاویه تاریکی بدبختی و عذاب است ولی از طرف دیگر موجب کسب قابلیت درک هستی و شناخت خیلی چیزها می گردد این موضوع در مورد کسانی که سفر اعتیاد خود را با موفقیت طی کرده اند صادق است صفت "کبر" تنها مختص خداوند است کبر به معنی "برتری در ماهیت و موجودیت" می باشد اکثر صفات خداوند برای انسان به نسبت خودش قابل دسترسی است خداوند در صورتی خواسته و آرزوی انسان(مثلاً پولدار شدن) را برآورده می سازد که انسان لیاقت دریافت آن خواسته را داشته باشد این بستگی به ظرف وجودی انسان دارد در کنگره بعضی ها عجول هستند و می خواهند سفرشان را خیلی سریع تمام کنند این درست نیست سفر باید تدریجی و پله پله باشد کسب آگاهی و معرفت رقابت بردار نیست انسان هایی که به تاریکی می روند مانند غواصانی اند که به اعماق دریا میروند فرو رفتن و بالا آمدن غواص باید تدریجی باشد در غیر این صورت با خطر مرگ مواجه خواهد شد در عمق تاریکی چیزهایی می توان یافت که در سطح عادی وجود ندارند انسانی که بخواهد شتابان از تاریکی ها خارج شود سفر خوبی نخواهد داشت مدت زمان خارج شدنش به عمق تاریکی بستگی دارد به رنج ها ی زندگی باید به شکل "یک سرمایه" نگاه کرد این ها موجب برکت هستند ما نباید از کسانی که موجب ناراحتی ما میگردند انتقام بگیریم بلکه باید دنبال این باشیم که صفات درونی مان را پالایش کنیم ما به "آدم های بد" باید به صورت سرمایه و وسیله ای برای شناخت هرچه بیشتر خودمان نگاه کنیم وقتی موانع در زندگی برطرف می شود حیات مفهومی تازه پیدا می کند و البته این مهم می تواند در هر سنی اتفاق بیفتد زیرا زندگی مثل اعداد انتهایی ندارد هر زمان که انسان به آگاهی و بیداری دست بیابد زندگی برایش مفهوم پیدا خواهد کرد.
تهیه :همسفر فرح ناز
ویرایش و تنظیم: همسفر زینب
- تعداد بازدید از این مطلب :
7585