دومین جلسه از دوره بیست و ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگرۀ 60؛ نمایندگی فردوسی مشهد؛ با استادی کمک راهنمای محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه "وادی ششم و تاثیر آن روی من" روز یکشنبه 12 بهمنماه 99 ساعت 16 آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر. از ایجنت محترم آقا رحمان و آقا کاظم سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قراردادند تا در این جایگاه قرار بگیرم و آموزشهایی که در کنگره میگیرم را با خدمت کردن به عرصه ظهور دربیاورم. از این بابت خدا را شاکرم. در مورد دستور جلسه "حکم عقل را در قالب فرمانروا کاملاً اجرا نماییم"؛ برای من همیشه این سؤال وجود داشت که حکم عقل چیست؟ با وجود این همه صدا چگونه متوجه بشوم که این فرمان، فرمان عقل است تا آن را اجرا نماییم. همانطور که در جزوه آمده عقل به مثال یک مکان خوش آب و هوایی است که به انسانفرمان میدهد. برای شناخت اینکه چه فرمانهایی حکم عقل است، من فکر میکنم که فرمانهایی که به نفع من است؛ نباید این را فقط ازنظر نفع مالی دانست و باید در درازمدت هم برای ما ضرر نداشته باشد. گاهی اوقات فرمانی دریافت میکنیم که نفع ما در آن است ولی نفعش فقط در لحظه است. ما یک سود داریم و یک سودمندی. سود در لحظه به ما داده میشود مثل مصرف مواد مخدر که در ابتدا به ما در ظاهر سودی میرساند؛ بهعنوان در باغ سبز! ولی آیا درواقع در آینده این سود تبدیل به سودمندی شد یا خیر؟ ما باید هر فرمانی که صادر شد را در آینده نگاه کنیم؛ مثل زمانی که برای درمان وارد کنگره شدیم. هیچکدام ما فرمانده نیستیم و فرمانده ما در مسیر درمان راهنمای ما خواهد بود و باید به این فکر کنیم اگر تمامی فرمانهای راهنما را اجرا کنیم پس از گذشت این 10 تا 11 ماه چه اتفاقی برای من خواهد افتاد؟ این را که میتوانم محاسبه کنم.

با نگاه کردن به این همه مستندات از مسافرینی که در کنگره درمان شدهاند، شاید مجال حلاجی و محاسبه برای ما نباشد و این یک معادله حلشده است. وقتی راهنما به من فرمانی میدهد، با مشاهده دوستانی که در گوشه و کنار کنگره و با جایگاههای مختلف مثل مرزبانی؛ ایجنت؛ راهنما و... در حال خدمت هستند و به درمان رسیدهاند، قطعاً به این نتیجه خواهم رسید که آنها با اجرای این فرمانها به درمان رسیدهاند و این فرمان قطعاً فرمان عقلانی است. حال وقتی این فرمانها را انجام دادم در آینده متوجه خواهم شد که این فرمان به نفع من هست یا نیست؛ نه در لحظه. مواد مخدر در ظاهر به من در روزهای ابتدایی خوب سود میدهد و برای دفعات اول قدرت من را بیشتر میکند؛ ولی در درازمدت همه دیدیم که این راه به لجنزار ختم میشود. اجرای فرمان عقل کار سختی نیست. وقتی عقل به من مسافر فرمان میدهد و گفته میشود شب زود بخوابم، در درازمدت نتیجه آن را خواهم دید و دقیقاً همین است.

برای تشخیص فرمان عقل یک راه بیشتر وجود ندارد و آنهم فقط دوری از ضدارزشها است. وقتی در مسیر ارزشها قرار میگیریم صدای نغمه بلبل را میشنویم؛ ولی در مسیر ضد ارزشها سروصدای زیاد، اجازه شنیدن این صدا را به ما نمیدهد. ضد ارزشها مثل پارازیت برای دریافت امواج هستند و اجازه دریافت درست تصاویر به ما نمیدهند؛ اما وقتی در مسیر ارزشها و صراط مستقیم هستیم قطعاً به کمک راهنماهایی که در قالب عقلهای ما هستند، در این زمینه میتوانیم کمک بگیریم و آرامآرام خودمان در این زمینه فرمانده بشویم.













نگارش: مسافر محسن لژیون 16
تصویربردار، تنظیم و ارسال گزارش: مسافر حسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
1267