برای اعضای کنگره ۶۰، رفتن آقای مهندس دژاکام فقط از دست دادن یک بنیانگذار نبود؛ انگار کسی از میان جمع رفته بود که هر کدام از ما به شکلی، بخشی از زندگی دوبارهمان را مدیون او بودیم.
در آن روزها، غم از دست دادن ایشان با یک نگرانی دیگر همراه بود؛ حالا چه میشود؟ آیا این مسیر، این جلسات و این خانهای که برای خیلیها نقطه شروع دوباره زندگی بود، مثل گذشته ادامه پیدا میکند؟
درست در همان روزهای دشوار، امین دژاکام مسئولیت ادامه کار را بر عهده گرفت و اجازه نداد جریان فعالیت کنگره متوقف شود. شاید مهمترین کاری که انجام داد، همین بود که اعضا در کنار اندوه نبودن پدر، با نگرانیِ از دست رفتن نظم و آرامش کنگره روبهرو نشوند.
این موضوع شاید برای کسی که تجربه کنگره را نداشته، چندان قابل لمس نباشد؛ اما کسی که روزی با حال خراب وارد این مجموعه شده، با امید از آن بیرون آمده و امروز زندگی دیگری دارد، خوب میفهمد که ادامه داشتن این مسیر چقدر اهمیت دارد.
جای خالی آقای مهندس برای همیشه احساس خواهد شد؛ اما اینکه در روزهای سخت، کسی ایستاد تا زندگی این مجموعه و مسیر رهایی اعضایش بدون وقفه ادامه پیدا کند، شایسته قدردانی است.
گاهی بزرگترین محبت به کسی که از دست دادهایم، این است که نگذاریم چیزی که برایش سالها زحمت کشیده، از حرکت بایستد.
سایت نمایندگی دانیال اهواز
دلنوشته «مسافر رضا»لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
25